محیطِ باندبازی و پاچهخواری
تجربه کاری کارشناس توسعه در هلدینگ مهرداد خضری
امتیاز ۲.۰ از ۵ (آذر ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳).
برای من از همنشینی با این تیم هیچوقت آرامش واقعی تجربه نشد؛ انگار همه چیز فقط برای چاپلوسی و بازی کردن است تا حل مشکل. اگر جزو گروهشان نباشی یا نتوانی پاچهخواری کنی، پیشرفتت به تعویق میافتد یا خب بودنت هم بیثمر است. مدیر پروژهها و سرپرستهای تیم وقتی تیکت میزنند، هدفشان پشتیبانی نیست بلکه تخریب کار و پشتسر هم حرف زدن است. از اینکه دانش فنی موجهی نداری گلایه میکنند در حالی که خودشان هم نه دانش کاربردی دارند و نه توان مدیریت تیم را. تیکتها بهجا میآیند اما هیچ راهنمایی یا کمکی در کار نیست، چون نه توان کمک دارند و نه انگیزه. آنها تازه به رفتار همکارانه و شایعهپراکنی عادت کردهاند و برای زیر و رو کردن اوضاع استادند. یکی از مدیران محصول حتی دیروز از من درخواست کمک کرد؛ اکنون که یاد گرفتهاند تیکت بفرستند، به سلام هم پاسخ نمیدهند. بیادبی و بداخلاقی در محیط موج میزند. تنها نکتهای که با لبخند میشود گفت این است که اگر بخواهی در هنر زیرآب زدن، شایعاتپراکنی یا بازی مافیا استاد شوی، اینجا محیط آموزشی مناسبی دارد—در مدتی که اینجا بودم، کمتر از سه بار وسطِ ساعت کاری شاهد بازی مافیا بودم.