Internal Manager
تجربه کاری Internal Manager در پارسترونیک
امتیاز ۱.۰ از ۵.
شرکت پارسترونیک تجربهای ناخوشایند را پشت سر گذاشت که از سال ۱۴۰۱ با تغییرات مدیریتی همراه شد و بعد از آن مدیرعامل سابق، به همراه همسرش، به دلیل اختلافات قانونی و بدهیهای سنگین از کشور گریخت. مدتهاست که به صورت تلفنی و از راه دور به کلاهبرداری مشغولاند و از افراد مختلف سوءاستفاده کردهاند. به چشمم خورد که بعضی شرکتها و حتی برخی ایرانیان در چین نیز با شیوههای مشابه مورد کلاهبرداری قرار گرفتهاند و اعضای هیئت مدیره پیگیر رسیدگیاند. به عنوان تجربهای شخصی، از همکاران و دوستان میخواهم هر تماس یا ارتباط از این شرکت با آنها برقرار شد، فورا گزارش پلیس بدهند تا از وقوع آسیبهای بیشتر جلوگیری شود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من تجربهای از شرکت پارسترونیک را چنین بازنویسی میکنم که لحن و معنا حفظ شود اما بیانش تازه باشد. در این شرکت، من به عنوان وکیل فعالیت میکردم و با همسرم فرزانه جاوهری درگیر پروندهای در چین و ایران هستیم. افرادی که اطلاعاتی دارند میتوانند از طریق ایمیل [email protected] با ما ارتباط بگیرند. رزومه من شامل مدرک لیسانس در الکترونیک قدرت از دانشگاه تهران و مدرک کارشناسی ارشد در مهندسی قدرت از دانشگاه ایالتی میشیگان است. همچنین تجربهای کوتاه در GM و دلفی داشتم.
مدتها بود که به دنبال پاسخهایی درباره شرکت پارسترونیک میگشتم و حالا تصمیم گرفتم تجربهام را روشن و صادقانه بازگو کنم. رئیس اجرایی این شرکت، که اکنون به عنوان مدیر فنی تغییر سمت داده، با اتهامات کلاهبرداری مالی در ایران روبهرو است و علاوه بر آن، شش شکایت شخصی هم علیه او مطرح شده است. اگر اطلاعاتی دارید که بتواند محل حضور او یا همسرش، فرزانه جاودهای را مشخص کند، از راه ایمیل فرهاد کاشمی وکیل با ما ارتباط بگیرید. به ازای هر اطلاعاتی که ارائه کنید، پاداشی معادل پنج هزار دلار در نظر گرفته میشود.
من تجربهای واقعی از کار در شرکتی را دارم که با نام پارسترونیک معرفی شده بود و در جایگاه مهندس الکترونیک کار میکردم. در این تجربه، فردی به نام رامین امیری و همسرش فرزانه جواهری را بهعنوان عوامل منفی گزارش میکنم؛ هر دو را بهعنوان افراد با رفتار کلاهبردار توصیف میکنند. توضیح داده شده که رامین امیری بهعنوان کارفرمایی با سابقه بد در ایران شناخته میشد و با استفاده از موقعیت شرکت خود، به نحوی نامناسب با گروهی متشکل از صد نفر یا بیشتر کارمندان، همراه با دخالت همسر و خواهر همسرش، به منافع شخصی دست یافت. در کل از نگرانیهای من این است که محیط کار کمی پرتعارف و بهنوعی فریبآمیز به نظر برسد و باید مراقب چنین رفتارهایی باشید.
بهعنوان رئیس حسابداری بودم و گزارشدهی مستقیم به رامین امیری داشتم؛ او که روزنامهنگهسازی از مدیرعامل سابق است و حالا CTO شده، به هیچوجه توصیه نمیشود و مراقب باشید، چون سوابق طولانی کلاهبرداری مالی در ایران دارد.
من تجربهای از شرکتی دارم که بهنوعی شبیه شیادیهای پانزی عمل میکرد. سرمایهگذار اول روشی میگذاشتند که از طریق قرارداد دو ساله پولی واریز میکردم، اما بهجای اینکه کار ملموسی انجام بدهند، دنبال سرمایهگذار جدید میگشتند و این روند ادامه داشت تا اینکه صدای سرمایهگذار اولیه بلند میشد. در نتیجه پولش را برمیگرداندند و با روشی قرارداد را بهشکل طوری میبستند که جریمهاش بسیار مقرون به صرفه بود. به این ترتیب، بعد از یکی دو سال باز هم همواره پولی وجود داشت که در واقع پول سرمایهگذار جدید بود تا به طور ظاهری پول قبلیها را بدهند و این چرخه ادامه مییافت. متأسفانه شرکتها بهطور معمول با وعدههای بزرگ و بیپایه دنبال جذب سرمایه هستند؛ از جمله اداعای کار روی پروژهای عظیم، یا دریافت فاند چندین میلیون دلاری از کشورهایی مشخص، یا وعده تأثیرگذاری گسترده در جهان.
برای من تجربهای بود که در مورد فردی در شرکت پارسترونیک دیدم. او را به نام دکتر امیری میشناسند و من درباره سابقه کار او سردرگمی زیادی دیدم. در نگاه من، این فرد سابقه تحصیلش را با جزئیات مبهمی بیان میکند؛ از دانشگاه تهران صحبت میکند اما واقعیت صحتشان زیر سوال است و به نظر میرسد که چند ترم در همدان بوده و بخشهایی از حضورش در تهران به عنوان مهمان بوده است. ادعا میکند که از تهران به دانشگاه ایالتی میشیگان رفته، اما به شکل عادی با هزینه بالا و بدون بورسیه تحصیل کرده و تنها سه ماه در دوره دکترا بوده و موفق به ادامه تحصیل نشده است. از نظر آکادمیک، تنها دو مقاله دارد که یکی با همدانشگاهیهای ایرانی و دیگری با یکی از همدانشگاهیهای همدان نوشته شده است؛ این موضوع ربطش به این دارد که چرا فردی از ایالات متحده با محققان ایرانی همکاری میکند و موضوعی است که به رشته برق قدرت مربوط میشود. در مورد تجربه کاری، ادعا میکند که پنج ماه در GM، شش ماه در Delphi و هفت ماه در US Hybrid کار کرده که به نظر میرسد جمع سابقهاش خیلی کمتر از دو سال است. گاهی اشاره میکند که در شرکتهای بزرگ خارجی خیلی سریع متوجه میشویم که کی کیست، اما به نظر میرسد فعالیتهایش بیشتر به عنوان کارآموز بوده تا حرفهای. همچنین میگوید در همه شرکتها منابع محرمانه مانند سورس کد و مستندات را از دست داده است. دلیل بازگشت به ایران را مریضی مادر میداند و این تصمیم را دلیل بودن در ایران معرفی میکند. او با تعداد زیادی از شرکتها در ایران ارتباط گرفته یا قصد ایجاد همکاریهایی را دارد، اما با شرکتهایی مثل کروز و ایرانخودرو و مکو به دلیل برخی محدودیتها همکاری نمیکنند. خودش برای شرکتش تلاش میکند تا حداقل یک پروژهای را کسب کند و از پژوهشگاه نیرو پروژهای با بودجه نسبتا کم میگیرد که کل مبلغ پروژه به سیصد میلیون تومان هم نمیرسد. در نهایت، من این فرد را مجموعهای از تجربهها و داستانهای متناقض میبینم که میتواند برای یک کتاب دویست صفحهای هم کافی باشد. اگر بخواهید از من یا همکاران سابق در شرکت، اطلاعات بیشتری بگیرید، میتوانید به همکاران سابق ما در شرکت پیام بدهید؛ تعداد زیادی از آنها آمدند و رفتند و میتوانید از هر کدام که مایل باشید، سوال کنید.