...
تجربه کاری ... در پارسیان ترمز
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در این کارخونه صدا به قدری بالاست که چند هفته هم که بگذرد، تنها با مصرف قرص سردرد میتوان رو غرور دوام آورد. درآمد زیر خطخاب وزارت کار است و با این سطح حقوق نمیشود زندگی کرد. مصاحبههای فراوان انجام میشود اما استخدام اتفاق نمیافتد؛ فقط مردم را میکشونن آنجا و بعد رد میکنند. کارگران بهسرعت دوچار جابجایی میشوند و امنیت شغلی وجود ندارد؛ حقوق مأخوذ هم فقط حدود پانزده میلیون تومان است. اعضای بالادستی که پشت شیشه نشستهاند، اخلاقشان چندان خوب نیست و بهطور کلی فضاهای کارخانهها به نوعی بردهداریشان را نشان میدهد. تصمیم با خودتان است که چطور دوست دارید؛ بنظرم بهتر است کسبوکار خودتان را به دست بگیرید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در آگهی گفته شده بود حقوق ۱۸ تومن حضوری، اما وقتی وارد کار شدم با حقوق ۱۵ تومن روبهرو شدم و واقعا با این مبلغ امکان زندگی هم نبود. صدای اعتراض در محیط بالا میگرفت و دائم با حراست تماس میگرفتند تا برایشان قرص سردرد بیارم. رفتار مدیران بورسمانند و تحقیرآمیز بود و با من و همکاران با زبانی با شائبه توهین برخورد میکردند. به من گفتند تا چند هفته آینده تماس میگیرند اما هرگز خبری نشد. در عین حال با تعداد زیادی از افراد دیگر برای همین شغل صحبت میکردند و به نظر میرسید که استخدام کلی صرفا برای گروهبندیهای مختلف انجام میشود و در نهایت به گروههای استخدامی واقعی اعتماد نمیکنند.
در این شرکت بعد از مدتی به خاطر سروصدای زیاد تصمیم گرفتم ترک کار کنم؛ محیط کار خیلی پرتنش بود و به خاطر جو شدید پارتیبازی اخلاق کارمندها هم افت کرده بود. از نگاه بعضی از همکاران با بالا به پایین برخورد میشد و به من به چشم فردی معمولی نگاه میکردند. رفتارشان خوشایند نبود و در نتیجه از شرایط ناراضی شدم و از شرکت بیرون رفتم.
به حضور شرکت پارسیان ترمز به عنوان تجربهای واقعی از یک داوطلب در فرایند مصاحبه اشاره میکنم. در این تجربه احساس کردم که برگزاری مصاحبهها تنها جنبه ظاهری دارد و رفتار برخی از اعضای کارخانه همواره تحقیرآمیز و پاییننگری بود. در مراحل اولیه، دعوت به مصاحبه به ظاهر مثبت اعلام میشد اما وقتی به محل میرفتم، برخوردها بسیار نامناسب و با نگاهی بالا به پایین بود. متنفر شدم از نحوه رفتار با رزومههایی که ارسال میشد؛ وقتی فرایند دعوت به مصاحبه انجام شد، برخی از مسؤلان تماس گرفتند و گفتند بیایید برای مصاحبه، اما در عمل هیچ نتیجهای در پی نداشت و گفتند در دو هفته آینده اگر نیاز بود با من تماس میگیرند. همچنین با من و سایر داوطلبان برای همان شغل در کنار هم حضور داشتیم و همه بدون نتیجه رها شدیم. به طور کلی حس کردم که دعوتنامهها فقط جنبه نمایشی دارد و نه واقعا قصد همکاری است. تصمیم گرفتم از ادامه همکاری و حضور در چنین فرایندهایی صرفنظر کنم، زیرا تجربه فشرده و ناهمسو با انتظارها بود و از نظر من به کار در چنین محیطی نه تنها علاقهای ندارم بلکه انرژی من را هم میگیرد.