کار در یه مجموعهی پرتهدید
تجربه کاری برنامهنویس در پایا اکسیر
امتیاز ۲.۰ از ۵ (تیر ۱۳۹۹ تا بهمن ۱۴۰۳).
پایانِ کارم در پایا اکسیر رو با این حس نوشتم که فضای کار بهشدت تحت فشار و ناایمن بود. مدت دو ماهی که اونجا بودم، تجربهای پر از فشارهای غیرمنصفانه و بیثباتی حقوقی دیدم. حقوقها بهطور مداوم دیر میآمد و معمولاً با تاخیر بیشتری نسبت به یک ماه مواجه میشدیم. برخی از همکاران بیش از یک ماه از دستمزد عقب افتاده داشتند. قانونی که میگفت برای هر دقیقهٔ تأخیر از حقوق، کسر میگیرند واقعاً غیرمنطقی به نظر میرسید. مرخصی هم بهطور کلی محدود و غیرواقعی بود؛ اغلب با دو روز و بهجای آن حدوداً بیست ساعت محسوب میشد و پنجشنبهها را هم بهطور کامل کار میگرفتند. حقوق پایه بود و بعضیوقتها حتی همان هم پرداخت نمیشد. ساعات کاری از حد معمول وزارت کار فراتر میرفت و ناهار از ساعات کاری کم میشد، اما اضافهکاریهای زیادی وجود داشت که حساب و پرداختی برایش نبود. در صورت عقبافتادن کار، انتظار داشتند در دفتر بمانیم تا انجامش کنیم و ثبت اضافهکاری هم نمیشد. با ورود مدیر، همه باید در صف مینشستیم و در غیر اینصورت بهانه میگرفتند. قرارداد که بسته میشد، سفته میگرفتند و نسخهای از قرارداد نمیدادند. هر اعتراضی که میکردی با جملاتی از این دست پاسخ میدادند که «برو بیرون، کارمند زیاد داریم» و با فشار سعی میکردند کار را به نحوی پیش ببرند تا از بیمه بیکاری بینصیب بمانم. کل مجموعه با دوربین کنترل میشد و از پشت بلندگو تذکر میدادند. کار برای تیم برنامهنویسی معمولاً با سپردن تماسهای بازاریابی به ما همراه بود و انتظار داشتند ما پاسخ بدهیم. قراردادها بهطور نیمهتمام بسته میشدند، پول را میگرفتند اما کار را تحویل نمیدادند. در نهایت برای هر مسئلهای تهدیدی وجود داشت؛ اگر سفته داشتیم با همان تهدید، وگرنه بسته به شخصیت و خانوادهمان، تهدید و تهمتها آغاز میشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در اینجا همه چیز به شدت نشان از مدیریت ناکارآمد دارد و این موضوع به وضوح مشخص است. مدت زمان کارم با وجود نامهای بزرگ مشتریان که قبلاً افتخار میکردند، به سرعت از بین رفت و بعد از یک سال اکثر همکاران با منطقهایی مشابه آن را ترک کردند. به نظر میرسد مجموعه تنها با تکیه بر نامهای قبلی دنبال نمایش فصلی است، اما در واقع اوضاع خیلی نامناسب است و سیستم به شکل کلی در حالتی مثل کشتی است که در گل گیر کرده باشد. تمام تلاشی که برای دفاع از حقوق کارمندان میشود، بیشتر روی کاغذ است تا عمل، و هر چیزی که به عنوان مزایا مطرح میشود، یا وجود ندارد یا اینکه به شکل غیرواقعی بیان میشود. سفته حامل گرفته میشود، قراردادهایی با ساختار شبهصوری بسته میشود تا در مراحل پایان کار کمترین سنوات به کارمند بدهند، و دوربینهای فراوانی در همهجا هست تا کنترل لحظهای ایجاد کنند. حتی نسخهٔ قرارداد را به من ندادند و معمولاً ۱ تا ۱۲ قرارداد یکماهه صادر میکنند تا هر وقت اراده کردند بتوانند اخراج کنند. پاداش یا وام واقعی وجود ندارد و اغلب فقط با گزارههای بزرگ و وعدههای نانوشته روبهرو هستم. به بهانههای مختلف، گاهی اوقات بدون رضایت من از من میخواهند عضو هیئتمدیرهٔ یکی از هلدینگهای صوریشان شوم تا از من سوءاستفاده کنند. در کل خیلی آشفته است و به هیچکس توصیه نمیکنم در چنین محیطی کار کند.