تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در پژوهش و توسعه ناجی
امتیاز ۳.۰ از ۵ (تیر ۱۳۹۸ تا تیر ۱۳۹۹).
من با وجود دورهی سهماهه آزمایشی و آموزش همراه با حقوق، به عنوان تازهکار وارد شرکت پژوهش و توسعه ناجی شدم و در آغاز حقوق مناسبی میگرفتیم. اما به مرور متوجه شدم که ساختار دولتی شرکت موجب دستاندازها و پارتیبازی میشود و نیروهای غیرحرفهای در آن زیادند؛ سطح علم هم برای تازهها ممکنه خوب به نظر برسد اما بعد از یک سال کمکم روشن میشود که محدودیتهای علمی وجود دارد. از نظر حقوق هم ابتدا پیشنهادهای خوبی میدهد ولی افزایش سالانهاش واقعا دور از بازار کار است. بهطور کلی من بهعنوان یک تازهکار خوشبینی داشتم و چیزهای زیادی یاد گرفتم اما با هر روحیهای نمیشود در این مجموعه ادامه داد. نکته دیگر این است که فضای فرهنگی مناسب برای خانمها وجود ندارد و محدودیتهای شدیدی هم برایشان میگذارند؛ رفتارهای سازمانی هم به شدت به سمت ناکارآمد کردن خانمهاست، حتی اگر از نظر علمی مهارت بالایی داشته باشند. علاوه بر این تیمها با هم تفاوتهای چشمگیر دارند و برخی تیمها از لحاظ علمی از سطح پایینتری برخوردارند و برای تازهکارها هم مناسب نیستند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
باورنکردنی است که در این محیط چه رفتارهای سطح پایین و بیاخلاقیهایی وجود داشت. من به شدت متوجه تفاوتهای رفتاری بین همکاران زن و مرد شدم و رانتخواری و پارتیبازی به وضوح حاکم بود. فضای کاری به شدت زیر آبزنی بود و هرکس که مدیر آنجا شده بود از جنس پارتی بازی و بیسوادی بود. کاستن از امیدها و ناامیدی روزمره در اینجا خیلی ملموس بود و هیچ کس واقعا از این وضع دفاع نمیکرد. واقعیت این است که به هیچوجه نمیشد اینجا را پیشنهاد کرد یا به عنوان تجربهای مثبت نگاشت.
دو سال با این شرکت همکاری داشتم و تجربهام بهطور کلی مثبت بود. از مزایایش میتوانم به امنیت شغلی، حقوق مناسب و پرداختهای بهوقع اشاره کنم؛ هیچوقت تاخیری در دریافت حقوق نداشتم و میزان دستمزد هم در برخی مواقع با رقبای دیگر قابل مقایسه نبود. سطح تیمها بهطور کلی متنوع است؛ برخی تیمها واقعا حرفهای و سطح بالا هستند، اما برخی دیگر نسبتا پایینتر عمل میکنند. فشار کاری چندان بالا نبود و پروژهها بهخوبی زمانبندی میشدند.
در اون شرکت، دههای پیش تجربه کاربری من به عنوان بکاند نویس بود. به خاطر شهرت و مطالبی که از دوستم شنیدم، اوضاع بهگونهای بود که پارتیبازی بالا بود و سطح علمی گروه نسبتا پایین دیده میشد. حقوقی که در آن زمان پیشنهاد میشد برای من مناسب بود و در روزهای خاص مثل روز مرد به آقایان کت و شلوار هدیه میدادند و برای روز زن هم پاداش و مزایایی مانند بن در نظر میگرفتند. مدیریت پروژه آن تیم را یک خانم عهدهدار بود و از برخورد مناسب با زنان چندان رضایت نداشت. زنان در آن محیط تحت فشار و کوبیده شدن قرار میگرفتند و این تجربه را بهطور کامل حس کردم. حالا هم او خانم مدیر تیم نیست، اما دیدم که فرد دیگری درباره تجربههایش از فشار آوردن به زنان نوشته بود. ناهارهای شرکت هم کیفیت خوبی نداشت و قرارداد کترینگ با غذاهای کمکیفیت بسته شده بود. فضا بهخصوص برای زنان تحت سوظن و زیر ذرهبین بود و لازم بود خیلی مراقب حرفزدن و خندیدن باشند، چون پشت سرشان حرفهایی مطرح میشد و جو کار معمولا برای آنها ساده نبود.