HR داغون و تسویهٔ بینتیجه
تجربه کاری کارشناس توسعه در کافه هاگ
امتیاز ۲.۰ از ۵ (مرداد ۱۴۰۰ تا دی ۱۴۰۰).
صحبت من رو به یه شکل روشن و بیتعارف میتونم اینطور بیان کنم: کار در این شرکت فشار عصبی زیادی داشت و از همون ابتدا مشخص بود که همسو نبودن بین تیمها و مدیران، کار رو دشوار میکنه. فضای کار پر از تضاد و بیپاسخی بود و با وجود ادعای مسئولان، پاسخگویی به نیازهای کارمندها خیلی کم بود. تیم منابع انسانی هم بهنظرم پراکنده و بدون یه برنامه مشخص برای تطبیق تجربه و تخصص افراد عمل میکرد و جلساتی برگزار میکرد که واقعاً انگار به جامهٔ کارمندها توجه نمیکردند. روند استخدام هم شفاف نبود؛ در مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد اما بعد از جذب، نه قرارداد دقیق و حسابداری مناسبی میدیدیم و نه احترام، بلکه تعهداتی غیر مرتبط و تهدیدگونه مطرح میشد تا فرد ملزم به پیروی شود. احساس میکردم گویی آدم رو به عنوان بدهی نگهد میدارند. من هم بارها مشکلات تیم و HR را مطرح کردم اما به نظر میرسید دنبال حلشون نبودند، چون نتیجهای عاید هیچکس نمیشد. مسئول HR هم واقعاً مسئولیتپذیر نبود و با شوخی وقت مردم را هدر میداد؛ تنها متنهای آماده را میخواندند و واقعاً از اجرای همانها هم ناتوان بودند. برای حرفهایها یا کسانی که بیش از چهار سال سابقه دارند، جایی برای رشد به چشم نمیآمد و روابط بر اساس دستورالعملها ترجیح داده میشد. و در نهایت، فرایند تسویهحساب خیلی آزاردهنده بود: بیش از پنج ماه درگیر تسویه بودم و هنوز نتیجه مشخصی نگرفته بودم.