صرفا مصاحبه
تجربه مصاحبه صرفا مصاحبه در کانون تابان شهر
در انتظار نتیجه.
دوستان با درود بهمن سال 99 آگهی گذاشتن برای جذب کار اموز. اقا ما رزومه فرستادیم . داخل آگهیشون نوشته بودن کلا 60 نفر کارآموز میگیریم فضا خیلی رقابتیه فقط اونایی که خوب باشن میمونن و کلا 4 یا 5 نفر نیرو استخدام میکنیم از اون همه ادم. من رفتم تابان شهر برا مصاحبه. تو مصاحبه یکی از اون افراد به اسم س.ق اومد با من مصاحبه کرد و به من گفت شرکت ما تمام پروژه هاش خارجیه و اصلا پروژه داخلی نداریم من برگام ریخت اصن گفتم چقد خفنن اینا چند روز بعدش ز زدن بهم که پاشو بیا تابان شهر. رفتم دیدم اوووووووو چه قلقله ایه 60 نفر آدم اومدن اونجا ما رو بردن زیر زمین ساختمون و ح.ع اومدگفت دونه دونه پاشید خودتونو معرفی کنید . بعدش گفت آره ما 30 درصد پروژه هامون داخلیه و 70 درصد خارجیه ( که با این حرفش دروغ آقای س ق در اومد (حیف کلمه ی آقا برای این بشر)). نگو ما تیم دوم هستیم که 60 نفریم و روز قبلش هم 60 نفر دیگه مث ما رو بردن زیر زمین ساختمون یعنی در کل به 120 نفر اینا زنگ زده بودن . خلاصه اون جلسه ی معرفی مسخره یه ۳ ساعت اینا طول کشید. ح ع بهمون گفت برید یه امضای دیجیتال بسازید زوج کلید عمومیتونو برا ما بفرستید ما بررسی کنیم چه غلطا. بعد گفت برید فیلم لینوکس جادی رو ببینید یاد بگیرید اینارو لازم داریم . همه پرسیدن خب آقای ع کارآموزی به چه شکله ایشون گفت توی تلگرام خبرتون میکنیم . خلاصه یه دو سه روزی گذشت دیدیم یه لینک اومده که برای گوگل هستش یه چیزی تو مایه های اینکه استاد سوال بپرسه و دانشجو ها برن جواب بدن . اونجا همه جواب همدیگه رو میدیدن و خیلی مسخره بود این بود فضای رقابتیشون . باورتون میشه اولین سوالی که ح ع پرسیده بود این بود ، امضای دیجیتال چیست ؟ خب آخه این چه سوالیه بعد لینک داد برید سایت پی اچ پی رو بخونید بیاید اینجا توضیح بدید برید داکیومنت تایپ اسکریپت قسمت فلان با فلان رو بخونید اینجا خلاصه کنید .این کار آموزیشون بود . خلاصه گذشت و گذشت و شد اردیبهشت ۱۴۰۰ که من بله خود خود من اولین نفری بودم که رفتم اعتراض کردم تو همون قسمتی که سوالات رو جواب میدادیم و همه میدیدن و نوشتم جم کنید این مسخره بازیتونو . این کاراموزیتونه ؟؟ مسخره کردین مارو که تقریبا یه ۲ ۳ ساعت بعدش یه خانم و یه آقای دیگه هم اومدن و اعتراض کردن و از حرفای من حمایت کردن . خانومه نوشته بود اره واقعا همه مون بلاتکلیفیم چه وضعشه این. و بعدش تقریبا ۱۷ ۱۸ ساعت بعدش ح ع اومد مثلا ما رو دلداری بده که من دیگه تو کامنت دوم بد قهوه ایش کردم و زمانی این حرفا رو گفتم که جای دیگه کار پیدا کرده بودم و خیالم راحت بود الان از اردیبهشت ۱۴۰۰ هم مشغول کار هستم به عنوان برنامه نویس فرانت . اقاااا خاااانم نرید تابان شهر وسلام
تجربههای مشابه
در شرکت تابان شهر تجربهای تلخ از کار طراحی سایت دارم؛ روزهای ابتدایی حضورم خیلی به هم ریخته بود و به مرور فهمیدم که اصول کاری در اونجا خیلی جا نمیافتد. وقتی از کار خارج شدم و برای مصاحبههای بعدی اسم این شرکت را…
در اینجا با وجود تمام فشارها و بیعدالتیهایی که کشیده بودم، فهمیدم که محیط کار کانون تابان شهر خیلی ناسالم است و هیچ حسی از همدلی و احترام میان کارکنان وجود ندارد. سرمایهگذاری بیش از حد روی بههمریختگی، بیاعتمادی و…
برای من تجربهای بود که فهمیدم چه طور برخی محیطها با ارزشهای انسانی ناسازگارند و باید از آنها دوری کرد. آنها با رفتار برادرانه و دوستانه به ظاهر میخواهند اعتماد بسازند، اما در عمل هیچ نشانی از انسانیت و احترام به…
من فقط میخواهم به عنوان تجربهای از دورهای که در کانون تابان شهر داشتم، بگویم که از بعضی رفتارها واقعا متأثر شدم. در برابر افرادی که درباره آقای پ صحبتهای خشونتآمیز میکنند یا نگاه افراطی دارند، بهتر است با انصاف و…
کاش پیش از آغاز دوره کارآموزی اینجا را میخواندم. فکر نمیکنم کار در اینجا توصیه شود. باورم نمیشود هیچ نکتهای به من یاد داده نشد و وقتی تصمیم به رفتن میگرفتم، میگفتند که وقتشان را گرفتهام و باید جبران کنم.
من اگر بخوام کوتاه بگم، بهتره از تابان شهر دوری کنید تا به وقت و شخصیتتون احترام گذاشته بشه. تمامی کامنتهای مثبت رو به نظر خود مدیریت اونجا گذاشته و با وجود اینکه از نظر من پر از اشکال املاییاند، میتونم بگم فشار عصبی…