******
تجربه کاری ****** در کانون تابان شهر
امتیاز ۱.۰ از ۵.
سلام به همگی که توی تابان زجر کشیدن با لحن خودت مینویسم تا زبون همو بفهمیم. اول از همه میخواستم درباره ریز جزئیات مثل سوالای مسخره استخدام تا چک نکردن رزومه بنویسم ممنون از دوستان که کامل و جامع نوشتن و حتی ذره ای از این اتفاقات اشتباه نیست و همه اتفاق افتاده اگه ****** نمیاد بزنه زیر این به قول خودش اون ۲۰ نفر توی مجموعش شاهدن. البته که ۳ نفر کارمند فقط تو اون مجموعه بیشتر از یه سال هستن بقیه نهایت ۶ تا ۷ ماه سابقه دارن. مشکل کامنتای مثبت چیه؟ الان بهت میگم تا دفعه بعد درستشون کنی . اول از این که لحن و بی سوادیت از شروع صحبت هات میزنه تو چشم و لفظ هایی که استفاده میکنی تکراریه مثل و این قبیل حرفا حداقل بده یکی از اون کارمندهایی که اونجان بنویسن تا کمی فرق داشته باشه. چیز دیگه ای که میخوام بگم اینه که ****** به عنوان یه مدیر فقط چیز هایی که تو فیلما دیده رو اجرایی میکنه و ذره ای دانش درباره مدیریت یک مجموعه و مدیر بودن نداره. عشق مدیریت داره علمشو نداره. این شخص حتی تحصیلات دانشگاهیم نداره تنها روشش اینه که بزنیم تو سر کار آموز تا برامون شاخ نشه. عین جمله خودت بود خوب گفتم؟ راستی درباره این که هر کی کامنت مثبت گذاشته مهاجرت کرده حداقل یه معرفی نشونه ای چیزی بده که بدونیم یا بگو چی یاد گرفتی از تابان که ما ندیدیم!!!شاید ماهم باهاش بریم مهاجرت کنیم. خدا شاهده یجوری نوشتن مهاجرت اسم تابانو باید بذاریم کانون مهاجرتی تابان. مشکل این شرکت فقط ****** نیست مشکل این شرکت از پایه ست که معایبش با اختلاف به مزایاش میچربه و از مزایاشم فقط میتونم چایی نامحدودشونو بگم که خیلی جاها ندارن و پارک جلوی شرکت که اونم دست خودشون نبوده. راستی نوشته بودی چرا معرفی نمیکنید، چون میدونید چه گندی دارید تو اون شرکت میزنید که تو قراردادتون یک بند هست که تا یک سال اگه کامنت منفی بذارید پیگرد قانونی و سفته هاتونو اجرا میذاریم و از این حرفا. کم درباره قراردادتون نوشته بودن، قراردادی که ذره ای شرکت مسئولیت نداره در صورت کوچکترین اتفاق این مشکل یا گردن کارمنده یا گردن ارباب رجوع و افرادی که پروژه هاشون دست این شرکته. شرکتی که خوب کار میکنه نگران کامنتای منفیش نیست و با کیفیت کارش به قول خودت کامنت های منفیو جواب میده. تو حتی سواد نداری دو تا کامنت مثبت متفاوت بذاری از بروکراسی و بارعلمی حرف میزنی؟! یادت رفته توی سایتاتون چه گندایی میزدین که کارفرما به قول خودتون چیزی بارش نبود صداش در میومد. یا از قالبای آمادتون بگم؟ میدونی چی از همه خنده دار تره و همیشه ازش میترسی، این که نمیتونی سایت خودتو اونقدر تغییر بدی و کوچیکترین دستی که میزنی بهش بکاپ سایتو میاری بالا و ادعای سئو و طراحی سایتم داری. مثل اون دوستان نیستم که بگم اینا نظر منفی نیست و انتقاده اتفاقا نظر منفیه و تجره بد کاری که باقی دوستان اشتباه نکنن. دوستایی که بهترین سالای عمرشونو تو تابان داشتن تو قرارداد چیزی درباره کامنت خوب ننوشته بود خودتونو معرفی کنید ****** هم دلش تنگ شده. راستی برای فروش محصولات سایتشون وقتی یه کارفرمایی میبینن که زیاد چیزی در این باره نمیدونه قیمتاشونو عوض میکنن یک محصول ۵۰۰ هزار تومنی سایتو ۵ ملیون تومن میفروشن . در کل اگه سلامت روانتون و وقتتون مهمه سمت این شرکت نرید چون ذره ای بار علمی و کاری شما رو زیاد نمیکنه حتی بنظرم توی رزومتون میتونه یه نمره منفی باشه. ***** ۳ تا کتاب مدیریتی از تحصیلات آکادمیک مطالعه کردی نام ببر من قول میدم از این به بعد بگم تو بهترین مدیری. ناراحتم نکن خودتو جواب ندی سنگین تری چون همه میدونن چخبره . یا حق
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در شرکت تابان شهر تجربهای تلخ از کار طراحی سایت دارم؛ روزهای ابتدایی حضورم خیلی به هم ریخته بود و به مرور فهمیدم که اصول کاری در اونجا خیلی جا نمیافتد. وقتی از کار خارج شدم و برای مصاحبههای بعدی اسم این شرکت را میگفتم، پاسخها معمولا با لبخند کنایهآمیز همراه بود و این نام آنقدر بین کارفرماها بدنام شده بود که ترجیح میدادم آن را از رزومهام حذف کنم تا سطح کارم کمتر به نظر برسد. حقوق بهطور ساعتی پرداخت میشود و در ایام تعطیلی رسمی هم از حقوق کسر میشد که واقعا بهصرفه نبود. عیدی، سنوات و پاداش وجود نداشتند و تنها مزیت موجود، بیمه بود که گاهی اوقات هم به صورت ناپیوسته پرداخت میشد. نسخه قرارداد را به من نمیدادند و قراردادها به صورتی بود که انگار بردهداری در قالب کار امروزین اجرا میشود. سرپرست تیم طراحی سایت کمترین دانشی از وردپرس داشت و کارآموزها از او جلو میزدند؛ او تنها به دلیل روابط نزدیک با مدیر به این منصب رسیده بود و اصولا تخصصی در برنامهنویسی نمیفهمید. همهی لیدهای تیم هم از نظر دانش در سطح پایینی بودند و به دلیل روابط خانوادگی و آشنایان با موقعیتهای بالا جابهجا میشدند. امنیت شغلی وجود نداشت و پرداختها اغلب به تأخیر میافتاد. شنود و جاسوسی در بین اعضا وجود داشت و خبرچینی به ارتقای رتبه منجر میشد. حتی احوالپرسی ساده بین همکاران هم با محدودیت مواجه بود و اگر احساس کنند نزدیکتر شدیم، جریمه میشدیم؛ ظاهرا صمیمیت و روابط دوستانه توی شرکت خوشایند نیست و ارتباط خارج از ساعات کار را هم دوست ندارند. مدیر پروژه اخلاقی و روانی نسبتا آشفتهای داشت که همواره در حال کوبیدن روی در و دیوار بود. ددلاینها عادلا نبودند و فرآیندهای کاری را بهخوبی درک نمیکردند؛ محیط کار پر از استرس و با حجم کار بالا بود. وقتی به مجموعههای دیگر منتقل شدم، متوجه شدم آنجا تنها از قالبهای آماده استفاده میکنند و به افراد اجازه توسعه یا شخصیسازی قالب و افزونهها را نمیدهند. به طور کلی، این مجموعه جایی برای رشد محسوب نمیشد و بسیاری از نمونهکارها فیک به نظر میرسیدند. خوشبختانه پس از آنجا در جایی با استانداردهای قابل قبول و محیط کاری منصفانه مشغول به کار شدم و متوجه شدم آنجا همواره تنها از ما بهعنوان منبع کار سخت بهره میبردند.
در اینجا با وجود تمام فشارها و بیعدالتیهایی که کشیده بودم، فهمیدم که محیط کار کانون تابان شهر خیلی ناسالم است و هیچ حسی از همدلی و احترام میان کارکنان وجود ندارد. سرمایهگذاری بیش از حد روی بههمریختگی، بیاعتمادی و رفتارهای غیرحرفهای را میشود دید؛ مدیری که واقعا به دنبال بهبود نیست و بیشتر به ظاهر و ادعاها توجه دارد. توی این مجموعه احساس میکردم تنها کسانی که با کار سخت و تلاش واقعی نتیجه میگیرند، بیپول و بیحرمت میمانند، در حالی که دیگران با بازیهای مدیریتی و سهمخواهی مسیر را به هر دری میزنند تا چیزی نصیبشان شود. در چنین فضایی با وجود فشارهای مالی و بیثباتی، وضعیت من هم رو به وخامت رفت و احساس کردم هیچ پشتیبانی واقعی وجود ندارد. به دلیل رفتارهای ناخوشایند و بیاخلاق بعضی افراد، ارزیابی من از این تجربه به شدت منفی شد و تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم تا بتوانم شرایط بهتری برای خودم فراهم کنم.
برای من تجربهای بود که فهمیدم چه طور برخی محیطها با ارزشهای انسانی ناسازگارند و باید از آنها دوری کرد. آنها با رفتار برادرانه و دوستانه به ظاهر میخواهند اعتماد بسازند، اما در عمل هیچ نشانی از انسانیت و احترام به سرمایه انسانی نمیبینم. با وجود اینکه قصد داشتم صدایم را در این مجموعه به گوش دنیا برسانم، احساس میکردم که لازم است از این فضا جدا شوم تا به سلامت روحی و حرفهای خودم احترام بگذارم.
من فقط میخواهم به عنوان تجربهای از دورهای که در کانون تابان شهر داشتم، بگویم که از بعضی رفتارها واقعا متأثر شدم. در برابر افرادی که درباره آقای پ صحبتهای خشونتآمیز میکنند یا نگاه افراطی دارند، بهتر است با انصاف و آرامش برخورد شود. به جای نقد بیرحمانه و بدون پشتوانه نسبت به فردی که مدرک پایهای و سطح تحصیلیاش بهنظر برخیها پایین میرسد، بهتر است قبل از صحبت درباره او کمی فکر کنیم و به حقیقتها توجه کنیم. من با تمام وجود از این شخص حمایت میکنم و آمادهام قدمهای حمایتگرانهای کنار او باشم.
کاش پیش از آغاز دوره کارآموزی اینجا را میخواندم. فکر نمیکنم کار در اینجا توصیه شود. باورم نمیشود هیچ نکتهای به من یاد داده نشد و وقتی تصمیم به رفتن میگرفتم، میگفتند که وقتشان را گرفتهام و باید جبران کنم.
من اگر بخوام کوتاه بگم، بهتره از تابان شهر دوری کنید تا به وقت و شخصیتتون احترام گذاشته بشه. تمامی کامنتهای مثبت رو به نظر خود مدیریت اونجا گذاشته و با وجود اینکه از نظر من پر از اشکال املاییاند، میتونم بگم فشار عصبی زیادی تحمل میکنه و در شرکت هم معمولا هر چیزی رو پرت میکنه و باعث جنگ اعصاب میشه. ما کی هستیم که باهاشون درست رفتار کنیم وقتی که حتی رفتار با دوستدخترف خودش هم پر از مشکلات است؟ اگر تصور میکنید کامنتهای منفی فیک هستند، میتونید به همکاران سابقشون در لینکدین سوال کنید یا اینکه فقط سه روز کارآموزی برید تا بفهمید چگونه رفتار میکنند. عیدی و سنوات اینجا وجود ندارند یا حداقل به شکل کامل و سروقت پرداخت نمیشوند. از طرف دیگر، لیوانتو میشکنند و تنها یک ربع وقت داری تا ناهارت را بخوری، اگر با جلسههای بازخواست و توهینهای پیدرپی همراه نباشد. پیش از گذاشتن یک کامنت مثبت، مطمئن بشوید که غلطهای املاییات را درست کردهای؛ میدانم که رفتار عصبی است، اما واقعا عجیب است که تمام کامنتهای مثبت درباره مجموعه با اشتباهات املایی و تایپی پر باشند.