از مدیر بازاریابی و فروش تا دستیار اجرایی مدیر عامل
تجربه کاری از مدیر بازاریابی و فروش تا دستیار اجرایی مدیر عامل در کلینیک ایران نوین
امتیاز ۱.۰ از ۵.
به عنوان تجربهای واقعی از یک کارمند که برایوارهی مصاحبهها را تجربه کرده ام، این روایت را بازنویسی میکنم تا زبان طبیعی و روان داشته باشد و با حفظ معنا، ساختار متن تغییر کند. من برای موقعیت مدیر بازاریابی و فروش رزومه فرستادم و به نخستین مصاحبه به دفتر فروش مرکز که محل کار مدیر منابع انسانی هم بود دعوت شدم. مصاحبه اول خوب پیش رفت و آنها گفتند رزومهام بیشازحد مناسب است و ترجیح میدهند من را در موقعیت بهتری کنارشان نگه دارم. پیشنهاد داده شد که بهعنوان مدیر Quality Check و Quality Assurance به همکاری بپیوندم. در جلسه دوم با مدیرعامل مجموعه در دفتر مرکزی صحبت کردند و او با توجه به رزومهام اظهار داشت دوست دارد به عنوان دستیار اجرایی خودش فعالیت کنم. اگر میخواهم، شنبه صبح ساعت ۷:۳۰ بیایم تا سه روز ابتدایی را برای شناخت بیشتر تجربه کنم. حتی گفتند برای دستمزد بعد از این دوره صحبت کنیم تا بتوانند تصمیم دقیقتری بگیرند. در همان جلسه اول، مدیر عامل با من تازهوارد در مورد مدیران ارشد مجموعه با لحن تمسخر صحبت کرد. من رغبت زیادی برای قبول کردن نداشتم، اما تماس گرفتند و پذیرفتم. در همان روز اول مطرح شد که مسئلهی تشخیص و بهبود سازمان را بررسی کنیم و قولهای زیادی دادند که اگر بتوانم سازمان را که طی کرونا از حدود ۷۰۰ نفر به ۱۶۰ تا ۱۷۰ نفر کاهش یافته، دوباره توسعه دهم، مزایای زیادی برایم فراهم میشود. از من خواستند که از ساعت شش صبح در محل حاضر باشم و تا شش عصر وقت بگذارم تا ظرف سه هفته سازمان را متحول کنم، با همکاری کلینیک کاشت. به نظر میرسید چالش جالبی باشد، اما خیلی سریع فهمیدم که فرهنگ سازمانی نه تنها مثبت نیست، بلکه تا حدی منفی است. ساختار داخلی بخش پذیرش با فروش مجموعه در وضعیت جنگ داخلی غیرمنطقیای قرار داشت و فروش هم به سه گروه تقسیم شده بود بدون وجود مدیری واحد و با درگیریهای داخلی مداوم. سه روز حضور من هر روز صبح در سالن پذیرش با صحنههای درگیری و فریاد همراه بود و این رفتارها واقعا برای مشتریان بیارزش بود. محیط کار کاملا پرتنش و بیقراری بود و من سعی میکردم تا حد امکان این مشکلات را حل کنم، اما فهميدم که ریشهها به همان افراد اصلی سازمان مربوط میشود. آنقدر ساختار مجموعه بیسازمان و بیثبات بود که افراد غیرلایق را در جایگاههای مختلف به کار میگرفتند و هرطور که میلشان بود با آنها برخورد میکردند. جذب نیرو اینقدر انجام شد که دو سه روز بعد، کارمندها با تحقیر به مدیران تازهوارد نگاه میکردند و مدیران ارشد هم ارزشی برای کسانی که از فرهنگ مثبت میآیند قائل نبودند. مدیرعامل در نهایت ارزش نمیداد یا خودش هم شرم میکرد که پیشنهادها را صریح مطرح کند و منشیام نیز با یک عدد ماهانه ناچیز برای ۱۲ ساعت کار روزانه، شش روز در هفته پیشنهاد میدادند. نیمی از مجموعه نزدیک به دو تا سه ماه است که حقوق نگرفتهاند و مجموعه نسبت به کارکنان هیچ حس مسئولیتی نشان نمیدهد. بنابراین اگر تصمیم به همکاری بگیرید، باید آماده مواجهه با رفتارهای خام و با بیاحترامی از سوی تمامی افراد سازمان باشید، از کارمندان پاییندستی تا مدیرعامل. تجربهای ناسازگار با سابقه و ادعای سازمان و بیتوازن در هماهنگی است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم آرامش و اعتماد خود را حفظ کنید و با این تیم آسیب نبینید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
عجیب اما واقعی : داستان واقعی شرکتی که بدجوری دنبال زیاد شدن پاخور بود!!!!!! این شرکت سمت شهرک غرب هست. وفتی از آسانسور پیاده شدم من رو به یه اتاق کنفرانس راهنمایی کردن که بالای پنجاه نفر اون تو فرم به دست نشسته بودن! واقعا آدم وحشت میکنه تو این شرایط کرونایی این همه تجمع برای چی؟ظاهرا هرکی براشون رزومه میفرسته بهش نه نمیگن و دعوت به مصاحبه میکنن. از اونجایی که به شدت نگران کرونا بودم ترجیح دادم داخل راهرو منتظرشم.اون طبقه فقط مختص مصاحبه بود توی اتاق های مختلف مصاحبه گر ها نشسته بودند و تند تند مصاحبه میکردن. بعد از کلی انتظار من رو به یکی از اتاقها هدایت کردن. اقایی که مصاحبه میکرد یه نگاهی به رزومه من انداخت و کفت ما کارشناس فروش تلفنی میخوایم بعید میدونم شما به درد ما بخورید.من اصلا نمیدونم این شرکت رزومه من رو از کجا پیدا کرده بود چون هرچی فکر میکنم می بینم من برای کلینیک کاشت مو رزومه نفرستادم.احتمال میدم این شرکت رزومه من رو از سایتهای کاریابی دانلود کرده باشه. دوستانی که تو سایت های کاریابی عضو میشن حوایشون باشه چون بعضی از این سایتها به کارفرماها دسترسی های زیادی میدن و کارفرماها میتونن به رزومه تمام اعضای سایت دسترسی داشته باشن.
ذهنم از آغاز در این مجموعه کلینیک ایران نوین آرام بود و تا امروز حدود هشت سال در کنار تیم اینجا بودهام؛ جایی که حس میکنم با هم مثل خانوادهای واحد کار میکنیم و تا کنون مشکلی با همکاران یا کارفرما نداشتهایم. تجربهای که واقعا خوب به یاد دارم و برخلاف برخی نظرات منفی که شنیده میشود، من تا کنون ندیدهام که مجموعهای پول کسی را پس داده باشد. در تمامی دورهها و زمانهای بحرانی، این واحد همراه با کادر و مراجعینش ایستاده است و حمایتش را حفظ کرده است.
مدتی رو اینجا سپری کردم و میخواهم تجربهام را با صداقت بازگو کنم. اگر برای اولین بار وارد بازار کار میشوید، پیشنهاد من این است که به این مجموعه نروید؛ چون خروج از این کار خودش یک فرایند طولانی و دشوار است. وقتی تصمیم به ترک میگیرید باید ردیف سه ماه حقوق را هم کنار بگذارید. در مجموعه، اغلب مدیران ارشد و میانی سطحی قابل قبول از نظر اخلاقی و کارکرد نیستند و فضا بیش از هرچیز حول حاشیهها میچرخد. به لحاظ شخصیتی و حرفهای برای شما سرمایه یا تجربه قابل نتیجهای ایجاد نمیشود. همیشه باید پیگیر حقوقتان باشید و هر ماه هم تعدادی مدیر فروش تازه به تیم اضافه میشوند. فرهنگ سازمانی واقعا پایین است و در زمان قبل از شیوع کرونا اوضاع بهتر بود؛ اکنون شرایط تغییر کرده است.
مدیر بودم و بیش از پانزده سال است که در این کلینیک فعالیت میکنم و با کارکنانم به مدت طولانی همکاری میکنم. این مدت زمان تجربهای بسیار لذتبخش و پر از رمز و راز است و از کار کردن در اینجا خرسندم.
اگر بخواهم تجربهای که از همکاری با این مرکز دارم را به زبان تازه و صادقانه بازگو کنم، این است که از همان ابتدا با دید سختگیرانهای نسبت به مشکلاتش روبهرو شدم. توضیحات زیادی درباره ناکارآمدی مدیریت شنیده بودم اما وقتی خودم وارد ماجرا شدم، واقعا پیامدهای آن را لمس کردم. مدیریت ضعیف و حجم بالای شکایات درباره این مجموعه تا حد زیادی بر همه افراد، حتی واحدهای غیرمرتبط با کار هم تاثیر میگذاشت. ساعات کار طولانی خارج از چارچوب قانونی به گونهای بود که اگر چند هفته هم تعطیل نباشید، انتظار داشتند در همان سمت حضور داشته باشید بیآنکه حقوق یا مزایای مناسبی دریافت کنید. کمبود شدید نیرو و فشار کاری بالا همراه با حقوقی پایینتر از حداقلهای وزارت کار بود و حتی ممکن بود همان مبلغ هم به دستمان نرسد؛ بسیاری از همکاران حقوق سه ماهه یا بیشتر را نگرفته بودند. توصیه میکنم اگر قصد دریافت خدمات یا شروع همکاری دارید، فقط برای یک ساعت در سالن انتظار بنشینید تا عمق مشکلات را بهتر درک کنید؛ ورودتان با حجم بالای شکایات رو به رو میشود، چه از جانب کسانی که خدمات گرفتهاند و چه از همکاران سابق که معوقات خود را حتی بعد از یک سال دریافت نکردهاند. مدیران با ظاهری موجه اما در عمل بیتفاوت به شکایات و کمبودها رفتار میکردند. در اکثر ماهها مدیران کلیدی مثل مدیر مالی یا مدیر فروش حضور ندارند و بهبود فرایندها را به نیروهای پاییندست واگذار میکنند، در حالی که به نظر میرسد بیکفایتی مدیران ارشد عامل اکثر مشکلات است. به همین دلیل معمولا هیچیک از این افراد در کار خود ثبات طولانی ندارند و با دیدن هرگونه بینظمی یا عدم پرداختی، مجموعه را ترک میکنند. نبود فردی به عنوان سرپرست باعث درگیریهای مداوم بین بخش خدمات و فروش میشد. تجربه من نشان میدهد که نه تنها تازهکارها دوام نمیآورند، بلکه نیروهای با سابقه هم به خاطر اختلاف و دعوا یا قهر از مجموعه خارج میشوند.
برای مصاحبه به عنوان مدیر فروش رفتم و از همان ابتدا کاهش نظم و مدیریتی پرنوسان را احساس کردم. مدیرعامل وعدههای زیادی داد، اما به مرور دریافتم مجموعه در وضعیت نامطمئنی به سر میبرد و به شدت از نظر سازماندهی دچار اشکال است. کارها به صورت پراکنده انجام شده و فشار فشارهای مدیریتی از طرف مدیرعامل بیاندازه بود. حقوق پرسنل بیش از سه ماه تأخیر داشت و این تأخیر باعث ضعف عملکرد تیم میشد. در محیطی که نیروهای مختلف بدون ثبات استخدام میشدند، برخی کارها به دلیل حفظ حقوق دریافت نشده کیفیت لازم را پیدا نمیکردند و این موضوع اثر منفی روی خروجیها میگذاشت. با وجود این مسائل، رفتارهای خام و دخالتهای جزئی و کلی مدیرعامل به چشم میآمد و در طول یک سال چندین نفر بهعنوان مدیر فروش وارد مجموعه شدند و خود را از پروژهها کنار میکشیدند یا خروج میکردند. تنها یک نفر توانست بیشتر از چهارهفته دوام بیاورد و در مقابل، طی مدت کوتاهی تعداد مدیران اجرایی تغییر کرد و این تغییرات بدون برنامه مشخص و بدون جذب نیروهای متخصص صورت میگرفت. پیشنهاد میکنم قبل از وارد شدن به چنین محیطی، وقت و رزومه خود را بیخودی به خطر نیندازید و با احتیاط تصمیم بگیرید.