حراست
تجربه کاری حراست در گروه صنایع غذایی سولیکو (کاله)
امتیاز ۳.۰ از ۵.
عمو غلام خدا پدرتو بیامرزه،اگه نبودی آملو خل سر میگرفت،درسته یه کم حقوق پرسنل با دخل و خرج نمیخونه،کاش از مدیرای که بالا مفت دارن نجومی میگیرن یه کم از اونا میزدین سطح پائینی رو میکشیدن بالا،هر چند اینو هم یه مدیر داره میخونه،تو که داری میخونی ما راضی هستیم ولی کاری کن بنده های خدا هم راضی باشن،خدارو خوش نمیاد طرف ۲۰ سال باشه پایه باشه ۱۱ تومن یکنفر ۶ ماه بیادو پایه ش باشه ۳۰ ۴۰ تومن،الله مدد علی نگهدار
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت گروه صنایع غذایی سولیکو (کاله) را تجربه کردم و احساس میکردم جو موجود خیلی نامساعد است. پستی که برای کارشناس HSE در نظر گرفته شده، بیشتر در اختیار افرادی است که به مدیران نزدیک هستند و هیچگونه فرصت ارتقای سمت وجود ندارد. به نظر میرسد بیعدالتی بین کارکنان بیشتر میشود و در نتیجه تلاشهای من به چشم نمیآید و شوق ادامه کار کم میشود. بیگمان ادامه دادن، به نظر من، زمان و انرژیام را هدر میدهد.
من حدود شش ماه ویزیتور حضوری این مجموعه بودم. هیچ مرخصی یا تعطیلی جز جمعهها برایم وجود نداشت و از سرپرست تا مدیر فروش و بالاتر همه بیادبی و خودخواه بودند. فشار کاری بالاست و اخلاق کاری هم بهشدت زیر سؤال میرفت؛ همه چره بیقانونی و خودخواهی را پیش میبردند. در مجموع، تجربهای بود که دیگر هرگز تکرارش نمیکنم.
سالها در این گروه صنایع غذایی سولیکو—کاله مشغول به کار بودم و همیشه به دنبال پیشرفت بودم، اما نتیجهای که میخواستم حاصل نشد. به رغم اینکه همواره جزو نفرات برتر فروش بودم، هیچگونه ارتقای شغلی نمیدیدم؛ پستهای مدیرانه به عدهای محدودی که به مدیرعامل و اطرافیانش دسترسی دارند اختصاص مییافت. از نظر حقوقی هم محدود به همان افراد بودم و حتی درخصوص وام هم اولویت با همان مجموعهی نزدیکیها بود. تعدادی هم هستند که تنها حضورشان در ورود و خروج ثبت میشود و حقوق میگیرند؛ این گروه قطعا به دلیل رابطههای خانوادگی با مدیرعامل از بررسیهای دقیق خارجاند و تفاوتی برایشان قائل نمیشوند. احتمالا مدیرعامل هم با من یا همکارانم در این زمینه آگاه نبوده یا نمیدانم که آیا اطلاع دارد یا نه. کاش میشد با مدیرعامل گفتوگویی داشت تا شرایط را بچشم و بهبود بدهد.
من تجربهای از کار در گروه صنایع غذایی سولیکو (کاله) دارم که دوست دارم به شکلی صادقانه و با لحن طبیعی بازگو کنم. در واقعیت شرکت، به نظر من خیلی با نگاهی نامتناسب به پرسنل برخورد میشد؛ هر سال در شهریور مبلغی قابل توجه به فیشهای مدیران اختصاص مییافت، اما برای سایر کارکنان خبری نبود. تعدادی از مدیران به خاطر روابط خانوادگی یا فامیل بازی به موقعیتهای مختلف میرسیدند و اطلاعات به راحتی در اختیار همه قرار نمیگرفت. اخیرا هر چند ماه ارزاقی بین کارکنان تقسیم میکردند که مبلغی بین یک تا دو میلیون بود، اما این توزیع در برابر تفاوتهای قابل توجه و سطح بالای پخش بودجه میان مدیران، خیلی ناچیز به نظر میرسید. من این مسأله را به گوش آقای سلیمانی رساندم تا ایشان از وضعیت منابع انسانی شرکت باخبر شوند؛ احساس میکردم مقیاس بهرهوری و کارآمدی در مجموعه زیاد بهینه نیست و نوعی تبعیض پنهان وجود دارد. بیمه تکمیلی هم به عهدهی خود پرسنل بود. از این تجربه سپاسگزارم.
با وجود سابقهای طولانی در مجموعه کاله، احساس میکنم فضای کار به گونهای اداره میشود که برخی تصمیمگیریها به سلیقهای بودن گرایش دارد و گروهی از افراد با رانت شرکت به کارگیری و جابهجایی نیروها را در اختیار گرفتهاند. نتیجه این وضعیت این است که افراد با تجربهای مانند من با فشار و تهدید مواجه میشوند و جایگاه شغلیشان به راحتی به خطر میافتد. صدای انتقادات ما پاسخگو نیست و پاسخ یا راهحلی از سوی منابع مسئول دریافت نمیکنیم.
اخیرا هشت ماه در شرکت کاله، در اصفهان، به عنوان فروشنده مویرگی کار میکردم و تجربههایم را به صورت تجربهای واقعی بازگو میکنم. اوضاع سازمانی به شدت نامنظم بود و با وجود تلاشهایم، مشکلاتی مانند بیعدالتی و دزدی داخلی مشاهده میشد. در طول ماههای نخست حقوقم به ۶٫۵ میلیون رسید و در ماههای بعدی به ۱۴ و ۱۸ میلیون تغییر داشت. وقتی هدف فروش به بالای صد میرسید، هدف لبنیات به بالای ۳۰۰ میرفت و گاهی با سطح ردی تا ۱۳۰ درصد مواجه میشدم. سه ماه که مسیر را ساختم، منطقه و مسیر من را به شخص دیگری واگذار کردند و کار من با همان خانم جایگزین شد. مسیر جدید هم پر بود از مانده حساب و شکایات مشتریان. حدود پنج ماه در آن مسیر ادامه دادم و موفق به رشد دوباره فروش شدم، اما باز هم حقخوری اتفاق افتاد. در تعطیلات عید و حتی جمعهها هم سر کار بودم. چهار پاداش از طرح من توسط مدیر مالی به نام دری برداشت شد. زمانی که تصمیم به استعفا گرفتم، پیشنهاد پست مدیریت به من داده شد اما قبول نکردم و از شرکت رفتم. دلیل اصلی من این بود که با رفتارهای دزدانه نمیتوان به کار ادامه داد. من نهمین نیرویی بودم که طی سه ماه شرکت را ترک کردم و مطمئنم که این شرکت به زودی به خاطر این سلوک مدیریتی نامناسب به مشکلات جدی میخورد.