مصاحبه فرانتاند — روز مصاحبهم
تجربه مصاحبه برنامهنویس فرانتاند در گسترش مبلمان آسیا (رض کو)
عدم پذیرش.
مصاحبهی من برای کارفرای فرانتاند در شرکت گسترش مبلمان آسیا با یک بخش فنی آغاز شد؛ یکی از برنامهنویسان ارشد اون تیم با من گفتوگو کرد و رفتار خیلی محترمانه بود. از مهارتهام پرسید و اینکه هر کدوم رو چقدر کار کردم، چگونه یاد گرفتم و تجربهم چیه. بعد مفاهیم پایهی مهندسی اینترنت رو بررسی کرد و هر جا که لازم بود با صبری توضیح میداد که چی رو بلد نیستم. به تدریج سوالها تخصصیتر شد و سعی میکردن منطق رو بپرسم، اما در مورد سینتکس کمتر گیر دادن و تأکید داشتند که برای این موقعیت باید تسلط کافی روی جاوااسکریپت داشتم. سپس به سراغ بخش منابع انسانی رفتم و با تیمی واقعاً با گرمی مواجه شدم. فضای گفتوگو راحت بود و صحبتها درباره مدرسه و دانشگاه و این که چرا مسیر شغلیم با رشتهام ربطی ندارد ملموس شد. یکی از دوستانم آشناشون کرده بود و این موضوع باعث شد جو کمی صمیمیتر شود. از آیندهنگریم پرسیدن و اینکه پنج تا ده سال بعد خودم را کجا میبینم. سپس مسئلهای ریاضی-منطقی دادند و من روی تخته حلش کردم؛ راهنماییها هم در جریان حل ارائه میشد. در پایان با مهربانی خداحافظی کردند و گفتند نتیجه را از طریق همان دوستی که معرفی کرده بودم اعلام میکنند. نکتههایی که از تجربهام به ذهنم میرسد: برای حوزهای که درخواست میدهید، سطح مهارتهای پایه را خیلی جدی بگیرید و در جلسههای مصاحبه آرامشتان را حفظ کنید؛ ممکن است از شما بخواهند چیزی را روی تخته حل کنید و استرس میتواند باعث فراموشی یا کمبود زمان شود. آرامش را حفظ کنید و به راحتی با تفکراتتان رو به جلو بیایید، معمولاً مصاحبهکننده همراهم است و از نحوهی فکرکردنتان باخبر میشود. نتیجه اینکه موفق به پذیرش نشدم؛ دلیل اصلی را کمبود مهارتها و اینکه در آن مقطع بیماری سختی داشتم و بهشان گفتم، عنوان میکنند؛ شاید بیتأثیر نبود. با این حال گفتند اگر بهبود پیدا کنم و مهارتها را تقویت کنم، در صورت درخواست دوباره اپلیکیشنم بررسی میشود. مسئلهی وقتشناسی هم برای آنها اهمیت زیادی داشت؛ من زودتر به ساختمان رسیده بودم و جلوی در با نگهبان هماهنگ کرده بودم که در راهرو منتظر بمانم. مصاحبهکننده چند دقیقه تأخیر داشت و فکر کرد تأخیر از جانب من است؛ توضیح دادم که من زودتر آمده بودم و منتظر بودم. پس از هماهنگی با حراست، رفتار نگهبان را یکی از نکات منفی دانستند و مرا عذرخواهی کردند تا وارد اتاق مصاحبه شوم.