وویکی‌تجربهجستجو
گیسونت
مصاحبه۱۸ تیر ۱۴۰۵

داستان مصاحبه و دودلی

تجربه مصاحبه مدیر دیجیتال مارکتینگ در گیسونت

عدم پذیرش.

شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومه‌ام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدم‌های بااخلاص و صادق می‌آمدند، گفت‌وگوها کاملاً هم‌سو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش می‌رفت، اما هم‌زمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم می‌آمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطه‌کننده‌ی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاه‌های بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس می‌کردم با تمام تجربه‌ام هم نمی‌توانم به‌تنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشم‌انداز شرکت هم‌سو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد می‌دادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.