تمرکز تمرکز روی تخریب تا پیشرفت در یکتانت
تجربه کاری تمرکز تمرکز روی تخریب تا پیشرفت در یکتانت در یکتانت
امتیاز ۳.۰ از ۵.
اول از همه باید بگم که استعفام رو نوشتم و گذاشتم برای ۳۰ اسفند، همزمان با پایان قراردادم، که خداحافظی کنم. شاید ناگهانی به نظر بیاد، ولی وقتی میبینی چه فضایی حاکم شده، انتخابی جز این نمیمونه. متأسفانه اینجا برای بعضیها مهم نیست که کار چطور پیش بره، فقط به این فکر میکنن که چطور به دیگران ضربه بزنن. از یک طرف، به بعضیها پول میدن که زیر پستهای مدیران تپسل حاشیهسازی کنن، از طرف دیگه، حتی از داخل شرکت هم خبر میرسه که قراره کمپینی راه بندازن برای ایجاد جریان منفی علیه بورسی شدن یکتا. این سطح از رفتار غیرحرفهای واقعا ناامیدکنندهست—اینکه نهتنها جاسوس توی شرکت رقیب میذارن، بلکه تلاش میکنن مدیرانش رو تو لینکدین به حاشیه ببرن. حتی خودشون هم از خرید کافهبازار غافلگیر شدن و حالا عصبانیتشون رو سر کارمندان خالی میکنن. فضای اینجا از بالا به پایین پر از نگاه تحقیرآمیزه. اگر دانشجوی دانشگاه آزاد باشی، طوری باهات رفتار میکنن انگار اصلا چیزی نمیفهمی! شاید سهم بازارشون بزرگتر باشه، ولی از نظر اخلاقی واقعا سقوط کردن. بعد از رفتن آقای س.م، اینجا به سمت نابودی رفته، تا جایی که منابع انسانی خودش به دنبال ساختن رزومههای جعلی برای جابجایی مدیران مارکتینگ اون شرکت افتاده—به این امید که بتونه نیروهای کلیدی اونجا رو پراکنده کنه. حتی برای اپلیکیشنهایی مثل آ.پ پول میریزن که ضررهاشون رو جبران کنن، اما در عوض، به اونها مأموریت میدن که به بقیه آسیب بزنن. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که توجه داخلی رو جلب کنیم، ولی انگار اینجا فقط به فکر تخریب رقبا هستن. نگاهی به میانگین ماندگاری نیروها بنداز—زیر یک سال! نه صرفا به خاطر اینکه اینجا یک آژانسه، بلکه به خاطر فضای سمی، فشار بیحد و رفتارهای غیرحرفهای که برای خیلیها غیرقابل تحمله.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به دنبال جایی میگردم که استعدادهای من تنها به خاطر وجود افرادی بدون تخصص و درگیر توهمات غیرواقعی، همواره با چالشهای بیپایان مواجه شود؛ در این زمینه، یکتانت تجربهای خاص ارائه میدهد. وعدههای سطحی، درخواستهای غیرحرفهای و هدر رفت منابع از مرزبندیهای واضح این محیطاند و به نظر میرسد دانش مدیریت در فضای سازمانی آنها چنگی به دل نمیزند. لازم به ذکر است که برخی از افرادی که در تصاویر صفحهی فرصتهای شغلی شرکت نمایش داده میشوند، احتمالا دیگر در آنجا مشغول به کار نیستند و با این وجود همچنان در صفحات منتشر شده حضور دارند.
در مصاحبه با تیم بیزنس آنالیست یکتانت با رفتاری نسبت به من روبهرو شدم که به شدت توهینآمیز و از بالا به پایین بود. مصاحبهکننده به شدت با ادبیات خاصی صحبت میکرد و رفتار تحقیرآمیز داشت. من برای مصاحبه با مدیر تیم تکنولوژی ملاقات کردم و سوالاتی که پرسید چندان ربطی به کار نبودند و اغلب بیربط به نظر میرسیدند. به نظر میرسید رزومه را به درستی بررسی نکرده بود و با تمسخر به برخی نکات اشاره میکرد. نتیجهاش هم این بود که تجربهام نسبتا ناراضی و بد بود. برای دستیابی به پاسخگویی، از من درباره توزیع پواسون سوال کردند، هرچند من بلد بودم اما فکر نمیکنم در مجموعهی کارهایشان تا به حال از این مفهوم استفاده شده باشد.
در اولین مصاحبه برای موقعیت BI و IT Generalist در شرکت یکتانت، فرایند آغازین با آزمون GMAT حدود بیست دقیقه طول کشید. سپس مدتی طول کشید تا منابع انسانی پاسخ بدهند و در طول این انتظار، حس کردنی پرتوقفی و بینظمی حاکم است. زمانی که بالاخره سوالات ارائه شد، تمرکز اصلی بر نقاط قوت و ضعف، دلیل انتخاب رشته و اهداف شغلی بود و هرگز درباره مهارتهای فنی پرسشی مطرح نشد. واکنش تیم مصاحبهکننده تا حدودی مغرورانه به نظر میرسید و رفتار آنها هم مناسب نبود. از ابتدای کار انتظار داشتم برگه سوالی به دستم برسد، اما به نظر میرسید هماهنگی لازم بین مراحل وجود ندارد.
مصاحبه برای من با مدیرعامل برگزار شد و فضایی آرام و پر از تجربه بود که حس خوبی به من منتقل شد. در برخی جاهای دیگر مصاحبهها را دیده بودم که سوالهای تخصصی بیربط با کارشون مطرح میکردند، اما اینبار بیشتر درباره مشکلات کار قبلیم و وضعیت کار جدید صحبت شد. به نظرم روند استخدام در این شرکت خیلی سریع انجام شد و احتمالا کمتر از یک هفته طول کشید.
من تجربهای از شرکت یکتانت در فرایند مصاحبه بکاند دارم. در مرحله نخست، تعدادی سوال هوش مطرح شد و برای پاسخگویی به این سوالات حدود بیست دقیقه وقت داشتم؛ سوالاتشان جذاب بودند و مهارتهای مختلفی را میسنجادند، و نمونههای مشابهشان را میتوان در منابعی مثل کتابهای جیمز پیدا کرد. پس از آن با مدیرعامل جلسهای داشتم و سوالات مختلفی از من پرسیده شد. از اهداف شغلیم پرسیدند و بعد نیز درباره اطلاعات فنیام بررسی کردند. در نهایت پیشنهاد دادند به جای کار بکاند به عنوان اکانت منیجر با آنها همکاری کنم، اما با توجه به اهداف شغلیم گفتم این نقش برای من مناسب نیست. در ادامه از من پرسیدند که آیا سوالی دارم و من چند سوال آماده کرده بودم که پاسخ دادند. سپس جلسهای دیگر با یکی از بنیانگذاران شرکت داشتیم و با هم صحبت کردیم و سوالات متنوعی پرسیده شد. چیزی که مدتی بعد ایمیل کردند این بود که در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد و برای آینده آرزوی موفقیت کردند. برای آماده بودن در حوزه کسبوکار تبلیغات، توصیه کرده بودند که با آمادگی و پرسشهای از پیشتهیئهشده وارد شوند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از کنجکاوی، داشتن هدف و علاقهمندی به یادگیری.
در اولین برخورد با شرکت یکتانت، برگهای با ده سوال و بیست دقیقه زمان در اختیارم گذاشتن تا پاسخ بدم. سوالات نسبتا ساده بود و تعدادی محاسبه ساده داشت و دو تا از آنها مربوط به دیجیتال مارکتینگ بود. در پاسخهای مرحله اول گفتم که نقطه قوت و نقطه ضعفی دارم، و در مورد اینکه در صورت تاخیر در مهلت چه کار میکنم صحبت کردم. همچنین پرسیدم چگونه با حقوق کمتر از کار قبلی کنار میآیم و مهمترین مهارتی که در کارم یاد گرفتم چیست را بیان کردم. توضیح دادم کدام مهارت در شرکت ما میتواند برای کار مفید باشد و اینکه اگر به گذشته برگردم چه کاری را انجام نمیدادم یا چه کاری را انجام میدادم. پرسیدند چه شرکتهای دیگری برای من ایجاد علاقه کردهاند و از نظر من نقاط قوت یکتا نت چیست. سوال دیگری این بود که چه سوالی از آنها دارم و انتظارم از محیط کار چیست. درباره فرهنگ سازمانیشان هم پرسیدم که تا چه حد با آن آشنایی دارم و آیا تحقیق قبلی انجام دادهام. قبل از مصاحبه باور داشتم که درباره شرکت و فرهنگشان اطلاعات خوبی دارم و به همین دلیل فکر میکردم مطرح کردن نکات مربوط به فرهنگ و شرکت برایم مزیت است. تنها اشتباهی که در مصاحبه اول مرتکب شدم این بود که ساعت کاری را نپرسیدم؛ در مصاحبه دوم متوجه شدم پنجشنبهها هم روز کاری است که در نهایت من قبول نکردم آن روز بجای کار بروم.