کارشناس مالی
تجربه کاری کارشناس مالی در یکتانت
امتیاز ۱.۰ از ۵.
بعد از گذشت حدود سه ماه از اشتغال در شرکت یکتانت، متاسفانه باید بگم که حرفهایی که راجع به نگاه از بالا به پایین زده میشه کاملا صحت داره، شاید یک ماه اول همه چیز اونطوری باشه که شما میخواین اما بعد از یکماه همه چیز تغییر میکنه و نگاه ازبالا به پایین کاملا حس میشه، علیرغم اینکه در جلستان مصاحبه و جلسه آنبوردینگ روز اول پرسنل منابع انسانی راجع به شناوری زمان صحبت می کنن، بعد از یک ماه حتی به زمان ناهاری که شما پشت میزت نبودی هم انتقاد میشه که چرا به جای نیم ساعت 40 دقیقه پشت میز نبودی، و هرکاری هم بکنید باز هم بازدهی و عملکرد شما رضایت بخش نخواهد بود، این شرکت فقط در حرف تسک محوره و در عمل کاملا سنتی عمل میشه، اتفاقی که برای من افتاد مثل این بود که انگار بعد از اینکه تخلیه اطلاعاتی شدی و کل پلنت رو برای سازمان ارائه دادی دیگه استفاده ای برای سازمان نداری و با شما خداحافظی میشه تا با اطلاعاتی که از شما دریافت شده کار رو پیش ببرن، موضوع دیگه اینه که صبر برای مدیران شرکت اصلا معنی نشده و تصورشون اینه که همه کار ها به راحتی و در سریع ترین زمان ممکن انجام میشه و اگر مشکلات مانع هایی برای انجام کار بوجود بیاد مشکل از شماس نه چیز دیگه.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به دنبال جایی میگردم که استعدادهای من تنها به خاطر وجود افرادی بدون تخصص و درگیر توهمات غیرواقعی، همواره با چالشهای بیپایان مواجه شود؛ در این زمینه، یکتانت تجربهای خاص ارائه میدهد. وعدههای سطحی، درخواستهای غیرحرفهای و هدر رفت منابع از مرزبندیهای واضح این محیطاند و به نظر میرسد دانش مدیریت در فضای سازمانی آنها چنگی به دل نمیزند. لازم به ذکر است که برخی از افرادی که در تصاویر صفحهی فرصتهای شغلی شرکت نمایش داده میشوند، احتمالا دیگر در آنجا مشغول به کار نیستند و با این وجود همچنان در صفحات منتشر شده حضور دارند.
در مصاحبه با تیم بیزنس آنالیست یکتانت با رفتاری نسبت به من روبهرو شدم که به شدت توهینآمیز و از بالا به پایین بود. مصاحبهکننده به شدت با ادبیات خاصی صحبت میکرد و رفتار تحقیرآمیز داشت. من برای مصاحبه با مدیر تیم تکنولوژی ملاقات کردم و سوالاتی که پرسید چندان ربطی به کار نبودند و اغلب بیربط به نظر میرسیدند. به نظر میرسید رزومه را به درستی بررسی نکرده بود و با تمسخر به برخی نکات اشاره میکرد. نتیجهاش هم این بود که تجربهام نسبتا ناراضی و بد بود. برای دستیابی به پاسخگویی، از من درباره توزیع پواسون سوال کردند، هرچند من بلد بودم اما فکر نمیکنم در مجموعهی کارهایشان تا به حال از این مفهوم استفاده شده باشد.
در اولین مصاحبه برای موقعیت BI و IT Generalist در شرکت یکتانت، فرایند آغازین با آزمون GMAT حدود بیست دقیقه طول کشید. سپس مدتی طول کشید تا منابع انسانی پاسخ بدهند و در طول این انتظار، حس کردنی پرتوقفی و بینظمی حاکم است. زمانی که بالاخره سوالات ارائه شد، تمرکز اصلی بر نقاط قوت و ضعف، دلیل انتخاب رشته و اهداف شغلی بود و هرگز درباره مهارتهای فنی پرسشی مطرح نشد. واکنش تیم مصاحبهکننده تا حدودی مغرورانه به نظر میرسید و رفتار آنها هم مناسب نبود. از ابتدای کار انتظار داشتم برگه سوالی به دستم برسد، اما به نظر میرسید هماهنگی لازم بین مراحل وجود ندارد.
مصاحبه برای من با مدیرعامل برگزار شد و فضایی آرام و پر از تجربه بود که حس خوبی به من منتقل شد. در برخی جاهای دیگر مصاحبهها را دیده بودم که سوالهای تخصصی بیربط با کارشون مطرح میکردند، اما اینبار بیشتر درباره مشکلات کار قبلیم و وضعیت کار جدید صحبت شد. به نظرم روند استخدام در این شرکت خیلی سریع انجام شد و احتمالا کمتر از یک هفته طول کشید.
من تجربهای از شرکت یکتانت در فرایند مصاحبه بکاند دارم. در مرحله نخست، تعدادی سوال هوش مطرح شد و برای پاسخگویی به این سوالات حدود بیست دقیقه وقت داشتم؛ سوالاتشان جذاب بودند و مهارتهای مختلفی را میسنجادند، و نمونههای مشابهشان را میتوان در منابعی مثل کتابهای جیمز پیدا کرد. پس از آن با مدیرعامل جلسهای داشتم و سوالات مختلفی از من پرسیده شد. از اهداف شغلیم پرسیدند و بعد نیز درباره اطلاعات فنیام بررسی کردند. در نهایت پیشنهاد دادند به جای کار بکاند به عنوان اکانت منیجر با آنها همکاری کنم، اما با توجه به اهداف شغلیم گفتم این نقش برای من مناسب نیست. در ادامه از من پرسیدند که آیا سوالی دارم و من چند سوال آماده کرده بودم که پاسخ دادند. سپس جلسهای دیگر با یکی از بنیانگذاران شرکت داشتیم و با هم صحبت کردیم و سوالات متنوعی پرسیده شد. چیزی که مدتی بعد ایمیل کردند این بود که در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد و برای آینده آرزوی موفقیت کردند. برای آماده بودن در حوزه کسبوکار تبلیغات، توصیه کرده بودند که با آمادگی و پرسشهای از پیشتهیئهشده وارد شوند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از کنجکاوی، داشتن هدف و علاقهمندی به یادگیری.
در اولین برخورد با شرکت یکتانت، برگهای با ده سوال و بیست دقیقه زمان در اختیارم گذاشتن تا پاسخ بدم. سوالات نسبتا ساده بود و تعدادی محاسبه ساده داشت و دو تا از آنها مربوط به دیجیتال مارکتینگ بود. در پاسخهای مرحله اول گفتم که نقطه قوت و نقطه ضعفی دارم، و در مورد اینکه در صورت تاخیر در مهلت چه کار میکنم صحبت کردم. همچنین پرسیدم چگونه با حقوق کمتر از کار قبلی کنار میآیم و مهمترین مهارتی که در کارم یاد گرفتم چیست را بیان کردم. توضیح دادم کدام مهارت در شرکت ما میتواند برای کار مفید باشد و اینکه اگر به گذشته برگردم چه کاری را انجام نمیدادم یا چه کاری را انجام میدادم. پرسیدند چه شرکتهای دیگری برای من ایجاد علاقه کردهاند و از نظر من نقاط قوت یکتا نت چیست. سوال دیگری این بود که چه سوالی از آنها دارم و انتظارم از محیط کار چیست. درباره فرهنگ سازمانیشان هم پرسیدم که تا چه حد با آن آشنایی دارم و آیا تحقیق قبلی انجام دادهام. قبل از مصاحبه باور داشتم که درباره شرکت و فرهنگشان اطلاعات خوبی دارم و به همین دلیل فکر میکردم مطرح کردن نکات مربوط به فرهنگ و شرکت برایم مزیت است. تنها اشتباهی که در مصاحبه اول مرتکب شدم این بود که ساعت کاری را نپرسیدم؛ در مصاحبه دوم متوجه شدم پنجشنبهها هم روز کاری است که در نهایت من قبول نکردم آن روز بجای کار بروم.