در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی نداشت. حجم کار و پیچیدگی کارها بسیار بالا بود و تفاوت زیادی با استانداردهای معمول شرکتهای دیگر مشاهده میشد. نکته ناخوشایند این بود که تیم فنی هیچ سهمی از سود یا درآمد پروژهها نداشت. همان مدت کم تجربهای نسبتاً خوب کسب کردم، اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که پرداخت مناسبتر اهمیت بیشتری برای من دارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلوت فقط دو دقیقه مینشستم، سرگروهها با اعتراض مینوشتند که هنوز وقت کاری است و باید کار کرد. دوربینهای زیادی نصب شده بودند و هر لحظه به نحوهی کارم نظارت میکردند. اگر دستم به کالایی میخورد، از حقوقم کم میکردند اما جبرانش را به من نمیدادند. قرار بود حقوقم هجده میلیون باشد، اما برای استخدام خیلی کار کشیدم و در نهایت فقط دوازده میلیون دریافت کردم. سفتهها هم اگر بخواهی بدهند، شاید تا یک سال بعد به دستت برسد.
وقتی وارد این مجموعه شدم، روز اول با تعاریف و تعریفهای زیادی روبهرو شدم که واقعا خوشحالکننده بود؛ اما به مرور فهمیدم قضیه فرق میکند. حقوق خیلی پایین است و پرداختها اغلب با تأخیر انجام میشود. رفتار مدیران و نگاه از بالا به پایین بهطور مداوم حس میشود. به کارمندانی با سابقهی بالای ۱۳ سال هم گفته شده یا بمانند یا بروید، انگار فقط بهعنوان نیروهای کار برایشان اهمیت دارند. تا حالا پاداش یا کارانهای ندیدم. هزینه رفتوآمد هم سنگین است و با ماشین شخصی صرفه اقتصادی ندارد. از من انتظار زیادی دارند، اما در مقابل برای پرداختها معاملهای خشک و کمجنبه نشان میدهند. به طور کلی، برای کار موقت و یافتن فرصتهای بهتر مناسب است، اما اگر دنبال ماندن و پیشرفت هستی، اینجا جایی برایش نیست.
در یک شرکت تجارت الکترونیک سه نیک کار میکردم و تجربهام به عنوان برنامهنویس بکاند را روایت میکنم. تیم فنی با احترام بالایی با من برخورد میکرد و برای بحث درباره ویژگیهای مهم فرصت کافی در جلسات میداد، اما همزمان فشار زیادی برای راهاندازی محصول وجود داشت و گاه سرعت ورود به بازار شدت میگرفت. فضای کار برای تمرکز کردن دشوار بود و کمبود نیروی فنی در تیم مشخص بود، بهطوری که حجم کاری بالایی روی دست گروه میماند. پرداختها تنها در ماههای ابتدایی به موقع بود اما به مرور تعللهایی مشاهده میشد و این موضوع برای من بسیار مسئلهساز بود. عمده زمان تیم فنی به پاسخگویی به پرسشهای مدیریت اختصاص داشت و این امر باعث شد که امور فنی کمتر بهطور مستقیم پیش برود. دلیل جدایی من قطع همکاری و عدم پرداخت بهموقع حقوق بود که برای من اهمیت بالایی داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.