وقتی وارد این مجموعه شدم، روز اول با تعاریف و تعریفهای زیادی روبهرو شدم که واقعا خوشحالکننده بود؛ اما به مرور فهمیدم قضیه فرق میکند. حقوق خیلی پایین است و پرداختها اغلب با تأخیر انجام میشود. رفتار مدیران و نگاه از بالا به پایین بهطور مداوم حس میشود. به کارمندانی با سابقهی بالای ۱۳ سال هم گفته شده یا بمانند یا بروید، انگار فقط بهعنوان نیروهای کار برایشان اهمیت دارند. تا حالا پاداش یا کارانهای ندیدم. هزینه رفتوآمد هم سنگین است و با ماشین شخصی صرفه اقتصادی ندارد. از من انتظار زیادی دارند، اما در مقابل برای پرداختها معاملهای خشک و کمجنبه نشان میدهند. به طور کلی، برای کار موقت و یافتن فرصتهای بهتر مناسب است، اما اگر دنبال ماندن و پیشرفت هستی، اینجا جایی برایش نیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به نظر من وضع در این شرکت به شدت نابسامان بود و از همان ابتدای کار مشخص بود که مدیریت بدون توجه به تخصص تیم انتخاب میشود. اسکراممسترها غالبا از افراد کمسواد یا کمتجربه میشوند و مدیران پشت سرشان به حرفزدن و تهمتزنی ادامه میدهند؛ در نتیجه تیم به جای همفکری و پیشرفت، درگیر چالشهای داخلی و بیاعتمادی میشود. یکی از معاونان فناور هم که مسئول بخش بود، حتی قادر به تلفظ درست اصطلاحات اجایل نبود و این مسأله نشان میداد که مدیران برای پستها افرادی با سطح سواد فنی پایین را گزینه میکنند و آنها را به همکاران خود تبدیل میکردند؛ جو محیطی فوقالعاده ناسالم به وجود آمده بود و هرگز احساس امنیت یا حمایت لازم در کار نبود. از هر واحدی که نگاه میکردم، واقعا حس میکردم که منطق و عدالت یا سطح فنی در تیم کم است و فضای کاری از پیشفرضهای منفی و بیاعتمادی پر است.
در یک شرکت تجارت الکترونیک سه نیک کار میکردم و تجربهام به عنوان برنامهنویس بکاند را روایت میکنم. تیم فنی با احترام بالایی با من برخورد میکرد و برای بحث درباره ویژگیهای مهم فرصت کافی در جلسات میداد، اما همزمان فشار زیادی برای راهاندازی محصول وجود داشت و گاه سرعت ورود به بازار شدت میگرفت. فضای کار برای تمرکز کردن دشوار بود و کمبود نیروی فنی در تیم مشخص بود، بهطوری که حجم کاری بالایی روی دست گروه میماند. پرداختها تنها در ماههای ابتدایی به موقع بود اما به مرور تعللهایی مشاهده میشد و این موضوع برای من بسیار مسئلهساز بود. عمده زمان تیم فنی به پاسخگویی به پرسشهای مدیریت اختصاص داشت و این امر باعث شد که امور فنی کمتر بهطور مستقیم پیش برود. دلیل جدایی من قطع همکاری و عدم پرداخت بهموقع حقوق بود که برای من اهمیت بالایی داشت.
در مجموعهای کار میکنم که در خدمترسانی به مردم سختکوش و عادلاند و با تیم کارکنان برخوردی احترامآمیز و دوستانه دارند. از نظر من، تیمی یکپارچه و حرفهای وجود دارد که همواره در حال رشد و پیشرفت است و حمایتی مستمر از همدیگر میکند.
وقتی وارد این مجموعه شدم، روز اول با تعاریف و تعریفهای زیادی روبهرو شدم که واقعا خوشحالکننده بود؛ اما به مرور فهمیدم قضیه فرق میکند. حقوق خیلی پایین است و پرداختها اغلب با تأخیر انجام میشود. رفتار مدیران و نگاه از بالا به پایین بهطور مداوم حس میشود. به کارمندانی با سابقهی بالای ۱۳ سال هم گفته شده یا بمانند یا بروید، انگار فقط بهعنوان نیروهای کار برایشان اهمیت دارند. تا حالا پاداش یا کارانهای ندیدم. هزینه رفتوآمد هم سنگین است و با ماشین شخصی صرفه اقتصادی ندارد. از من انتظار زیادی دارند، اما در مقابل برای پرداختها معاملهای خشک و کمجنبه نشان میدهند. به طور کلی، برای کار موقت و یافتن فرصتهای بهتر مناسب است، اما اگر دنبال ماندن و پیشرفت هستی، اینجا جایی برایش نیست.
به نظر من وضع در این شرکت به شدت نابسامان بود و از همان ابتدای کار مشخص بود که مدیریت بدون توجه به تخصص تیم انتخاب میشود. اسکراممسترها غالبا از افراد کمسواد یا کمتجربه میشوند و مدیران پشت سرشان به حرفزدن و تهمتزنی ادامه میدهند؛ در نتیجه تیم به جای همفکری و پیشرفت، درگیر چالشهای داخلی و بیاعتمادی میشود. یکی از معاونان فناور هم که مسئول بخش بود، حتی قادر به تلفظ درست اصطلاحات اجایل نبود و این مسأله نشان میداد که مدیران برای پستها افرادی با سطح سواد فنی پایین را گزینه میکنند و آنها را به همکاران خود تبدیل میکردند؛ جو محیطی فوقالعاده ناسالم به وجود آمده بود و هرگز احساس امنیت یا حمایت لازم در کار نبود. از هر واحدی که نگاه میکردم، واقعا حس میکردم که منطق و عدالت یا سطح فنی در تیم کم است و فضای کاری از پیشفرضهای منفی و بیاعتمادی پر است.
در یک شرکت تجارت الکترونیک سه نیک کار میکردم و تجربهام به عنوان برنامهنویس بکاند را روایت میکنم. تیم فنی با احترام بالایی با من برخورد میکرد و برای بحث درباره ویژگیهای مهم فرصت کافی در جلسات میداد، اما همزمان فشار زیادی برای راهاندازی محصول وجود داشت و گاه سرعت ورود به بازار شدت میگرفت. فضای کار برای تمرکز کردن دشوار بود و کمبود نیروی فنی در تیم مشخص بود، بهطوری که حجم کاری بالایی روی دست گروه میماند. پرداختها تنها در ماههای ابتدایی به موقع بود اما به مرور تعللهایی مشاهده میشد و این موضوع برای من بسیار مسئلهساز بود. عمده زمان تیم فنی به پاسخگویی به پرسشهای مدیریت اختصاص داشت و این امر باعث شد که امور فنی کمتر بهطور مستقیم پیش برود. دلیل جدایی من قطع همکاری و عدم پرداخت بهموقع حقوق بود که برای من اهمیت بالایی داشت.
در مجموعهای کار میکنم که در خدمترسانی به مردم سختکوش و عادلاند و با تیم کارکنان برخوردی احترامآمیز و دوستانه دارند. از نظر من، تیمی یکپارچه و حرفهای وجود دارد که همواره در حال رشد و پیشرفت است و حمایتی مستمر از همدیگر میکند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.