وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۲ تجربه منتشرشده – صفحه ۱ از ۱
بازرگانی بروز
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایمشهد
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر منابع انسانی۲۶ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ای که کلی معطل شدم

باورم نمی‌شد وقتی دوباره از طرف مدیرعامل همان شرکت زیرمجموعه دعوت به کار شدم، دوباره فرصت را از دست دادم. جلسه اول در یک کافه برگزار شد و درباره‌ی کار و تفاوت‌های استقلال گروه با شرکت مرتبط صحبت کردیم، تأکید کردن که ما مستقل هستیم و تنها از آن‌ها کمک می‌گیریم. توافقی هم ظاهراً درباره حقوق داشتیم. روز مصاحبه که رسیدم، هیچ‌کس به‌صورت رسمی از من استقبال نکرد؛ وارد سالن بزرگی شدم و اولین‌نفری که دیدم گفت برو در راهرو منتظر باش. انتظارم یک ساعت طول کشید. برای سرگرمی از من خواستن رزومه‌ام را بدهند تا بررسی کنند و ایمیلشان هم مشکل داشت و چندبار از جاهای مختلف فرستادم تا بالاخره رسید. پس مرا به اتاقی کوچک بردند که دو نفر هم به زور جای می‌گیرند؛ در آنجا یک خانم چند سؤال تکراری از رزومه پرسید و سپس رفت و منتظر نگه‌داشتنم دوباره ادامه پیدا کرد. دوباره آقای مسئول آمد و با رفتاری تند گفت و گویی سریع انجام داد؛ چند پرسش درباره اکسل و چند سوال دیگر که در مجموع شاید ده دقیقه طول کشید. بعد هم هیچ توضیح روشن و مشخصی درباره نتیجهٔ مصاحبه داده نشد و همه چیز مبهم ماند. در کل به نظر من باید دو تا سه ساعت زمان برای معطل شدن کنار گذاشته شود چون احتمالاً معطل می‌شوید.

خوب بوک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایمشهد
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس فروش۱۱ تیر ۱۴۰۵
۳٫۰
هدفای غیرواقعی

من همواره با اهدافی روبه‌رو می‌شدم که گویی دسترسی بهشان غیرممکن بود و فقط به صورت فانتزی در ذهن باقی می‌ماندند. هدف‌گذاری برای من به‌جای انگیزه، فشار بی‌معنی‌ای ایجاد می‌کرد و مأموریت داشتم با هر قیمتی بهشان برسم. مدیریت وضعیت نگران‌کننده‌ای داشت و نظم چندانی در کار نبود؛ از ما انتظار داشتند دقیقا مثل ربات، با هدف‌های شدید و پیوسته جلو برویم. با این حال، در اینجا چند نفر از همکاران خوب پیدا کردم که تجربه‌ی خوبی از هم‌صحبتی با آنها داشتم. در کل، پیشنهادم به دیگران این است که به جای این محل، گزینه‌های بهتری هم وجود دارند.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.