سالها پیش که وارد این شرکت شدم اوضاع نسبتا قابلقبول بود، اما به مرور همه چیز افت کرد. حقوق و مزایا مرتب عقب میافتادند و تجربهسالهای بالاتر جایگزین نمیشدند، در نتیجه کار سنگین روی دوش دیگران سنگینی میکرد. مدیران خوب را از دست دادیم و به جای آنها مدیران بیکیفیت و چاپلوس به کار آمدند. یکی از بزرگترین معضلها بیمه تکمیلی بود؛ با وجود این که کنار میگفتند شرکت هزینههای درمان را میپردازد، اما شرطش این بود که حداقل پانزده سال بمانی وگرنه هنگام خروج ازت کم میکردند — این را از دوستانی که رفتند شنیدم و واقعا خیلی از شرایط برایشان کسر شده بود. پایه حقوق خیلی پایین بود و واقعا کارمند ارزش چندانی در اینجا پیدا نمیکرد. حتی مدیرعامل گاهی صریحا میگفت چون ناراضی هستی برو، ما پر از جایگزین هستیم. من سالها اینجا ماندنم و زمانی واقعا به کارم علاقه داشتم، اما حالا به صراحت میگویم: توی این مجموعه وارد نشوید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ظاهر شرکت در نگاه اول خیلی چشمنواز و منطبق با طراحیهای شیک بود و انگار وارد جایی حرفهای میشوی؛ اما واقعیت خیلی فرق داشت. اکثر مدیران از نظر فنی اطلاعات کمی داشتند و معمولا سابقهشان فقط به همین مجموعه محدود میشد و از میانشان فقط تعدادی دو-سه نفر وجود دارند که بتوان ازشان یاد گرفت. فضای کلی برای کارهای روزمره مطلوب به نظر میرسید، اما از نظر یادگیری و رشد واقعا مناسب نبود. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشدند و از ابتدای تأسیس تاکنون حتی یکبار هم سر موعد پرداخت نشده بودند. مزایای خاصی وجود نداشت جز همان حقوقی که گاهی تاریخ مشخصی هم برایش تعیین نشده بود. بیشتر از نصف نیروها معمولا هر شش ماه یکبار از شرکت جدا میشدند؛ بنابراین اگر سایتی را بررسی کنی، همیشه آگهی استخدام میبییند. در یک سال گذشته حدود ۱۳ تا ۱۴ نفر از بخش مهندسی جدا شدند. از نظر مالی شرکت پول داشت، اما این منابع به دلیل تصمیمات عجیب و اشتباه مدیران هدر میرفت و شرکت تعهد نمیکرد حقوقها را بهموقع بدهد. تجربه من نشان میداد سه ماه تاخیر داشتم (که قبلا گاهی تا شش ماه هم میرسید)، و در سال ۱۴۰۲ اولین پنج ماه سال را فقط علیالحساب از حقوق سال قبل پرداخت میکردند، با تاخیر یکماهه. خلاصه اینکه پروژهها نسبتا زیاد بودند ولی به پرسنل توجه کافی نمیکردند.
سالها پیش که وارد این شرکت شدم اوضاع نسبتا قابلقبول بود، اما به مرور همه چیز افت کرد. حقوق و مزایا مرتب عقب میافتادند و تجربهسالهای بالاتر جایگزین نمیشدند، در نتیجه کار سنگین روی دوش دیگران سنگینی میکرد. مدیران خوب را از دست دادیم و به جای آنها مدیران بیکیفیت و چاپلوس به کار آمدند. یکی از بزرگترین معضلها بیمه تکمیلی بود؛ با وجود این که کنار میگفتند شرکت هزینههای درمان را میپردازد، اما شرطش این بود که حداقل پانزده سال بمانی وگرنه هنگام خروج ازت کم میکردند — این را از دوستانی که رفتند شنیدم و واقعا خیلی از شرایط برایشان کسر شده بود. پایه حقوق خیلی پایین بود و واقعا کارمند ارزش چندانی در اینجا پیدا نمیکرد. حتی مدیرعامل گاهی صریحا میگفت چون ناراضی هستی برو، ما پر از جایگزین هستیم. من سالها اینجا ماندنم و زمانی واقعا به کارم علاقه داشتم، اما حالا به صراحت میگویم: توی این مجموعه وارد نشوید.
ظاهر شرکت در نگاه اول خیلی چشمنواز و منطبق با طراحیهای شیک بود و انگار وارد جایی حرفهای میشوی؛ اما واقعیت خیلی فرق داشت. اکثر مدیران از نظر فنی اطلاعات کمی داشتند و معمولا سابقهشان فقط به همین مجموعه محدود میشد و از میانشان فقط تعدادی دو-سه نفر وجود دارند که بتوان ازشان یاد گرفت. فضای کلی برای کارهای روزمره مطلوب به نظر میرسید، اما از نظر یادگیری و رشد واقعا مناسب نبود. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشدند و از ابتدای تأسیس تاکنون حتی یکبار هم سر موعد پرداخت نشده بودند. مزایای خاصی وجود نداشت جز همان حقوقی که گاهی تاریخ مشخصی هم برایش تعیین نشده بود. بیشتر از نصف نیروها معمولا هر شش ماه یکبار از شرکت جدا میشدند؛ بنابراین اگر سایتی را بررسی کنی، همیشه آگهی استخدام میبییند. در یک سال گذشته حدود ۱۳ تا ۱۴ نفر از بخش مهندسی جدا شدند. از نظر مالی شرکت پول داشت، اما این منابع به دلیل تصمیمات عجیب و اشتباه مدیران هدر میرفت و شرکت تعهد نمیکرد حقوقها را بهموقع بدهد. تجربه من نشان میداد سه ماه تاخیر داشتم (که قبلا گاهی تا شش ماه هم میرسید)، و در سال ۱۴۰۲ اولین پنج ماه سال را فقط علیالحساب از حقوق سال قبل پرداخت میکردند، با تاخیر یکماهه. خلاصه اینکه پروژهها نسبتا زیاد بودند ولی به پرسنل توجه کافی نمیکردند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.