من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر و تأخیرهای گاهبهگاه و بیپاسخ مواجه است. مدیران از بالا به پایین رفتار میکنند و همواره دنبال پیدا کردن ایرادند. برنامهریزی و بهکارگیری کارها هم وضعِ مناسبی ندارد؛ بهطور ناگهانی میگویند کارِ خاصی تا فردا باید انجام شود و باید فوراً تحویل بدهیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای رسیدن به یه محیط کاری سالم، از زمانی که اینجا کار میکردم متوجه شدم اختلافهای مدیریتی به شدت اوضاع فنی رو تحتالشعاع قرار میده. از وقتی مدیرعامل جدید اومده، به جای تمرکز روی بهبود پروژهها و فرایندها، بیش از پیش فشار وارد میکنه و جو محیط کار رو تیره میکنه. با گذشت زمان، رفتارهای حمایتی و گفتوگوهای سازنده کم شده و فضای کار به سمت نزاعهای لفظی و گاهی درگیریهای فیزیکی سوق پیدا کرده. در عین حال رویههای مدیریتی هم کنار گذاشته شده و تیمهای با تجربه یکی پس از دیگری کنار رفتند؛ برخی از اعضای بدون تجربه بالا به پستها رسیدند و همین مسئله موجب کاهش کارایی و احساس ناامیدی در بین نیروها شد. من حقوقم را برای دو ماه دریافت نکردم و بعد از تلاش برای تسویه، با حیلهای پول را به حسابی دیگر واریز کردند تا بخشی از آن صرف امور دیگر شود. در نهایت اخبار و رفتارهای شخصی مدیر، مثل رفت و آمدهای مکرر به اماکن مذهبی و نمایشهای اخلاص، با تناقضهایی که بین عمل و ادعا وجود دارد، تا حدودی اعتماد به تیم را تحتتأثیر قرار داده است.
من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر و تأخیرهای گاهبهگاه و بیپاسخ مواجه است. مدیران از بالا به پایین رفتار میکنند و همواره دنبال پیدا کردن ایرادند. برنامهریزی و بهکارگیری کارها هم وضعِ مناسبی ندارد؛ بهطور ناگهانی میگویند کارِ خاصی تا فردا باید انجام شود و باید فوراً تحویل بدهیم.
برای رسیدن به یه محیط کاری سالم، از زمانی که اینجا کار میکردم متوجه شدم اختلافهای مدیریتی به شدت اوضاع فنی رو تحتالشعاع قرار میده. از وقتی مدیرعامل جدید اومده، به جای تمرکز روی بهبود پروژهها و فرایندها، بیش از پیش فشار وارد میکنه و جو محیط کار رو تیره میکنه. با گذشت زمان، رفتارهای حمایتی و گفتوگوهای سازنده کم شده و فضای کار به سمت نزاعهای لفظی و گاهی درگیریهای فیزیکی سوق پیدا کرده. در عین حال رویههای مدیریتی هم کنار گذاشته شده و تیمهای با تجربه یکی پس از دیگری کنار رفتند؛ برخی از اعضای بدون تجربه بالا به پستها رسیدند و همین مسئله موجب کاهش کارایی و احساس ناامیدی در بین نیروها شد. من حقوقم را برای دو ماه دریافت نکردم و بعد از تلاش برای تسویه، با حیلهای پول را به حسابی دیگر واریز کردند تا بخشی از آن صرف امور دیگر شود. در نهایت اخبار و رفتارهای شخصی مدیر، مثل رفت و آمدهای مکرر به اماکن مذهبی و نمایشهای اخلاص، با تناقضهایی که بین عمل و ادعا وجود دارد، تا حدودی اعتماد به تیم را تحتتأثیر قرار داده است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.