برنامه نویس وب
تجربه کاری برنامه نویس وب در آدیلار
امتیاز ۵.۰ از ۵ (اردیبهشت ۱۳۹۷ تا اردیبهشت ۱۳۹۸).
در مصاحبهای طولانی با ادیلار، سوالات عمدتا به علایق شخصی من مربوط میشد و تنها بخش مربوط به رزومه فنی، صداقت در نگارش آن بود. وقتی دعوت به مصاحبه حضوری شدم، تیمی حرفهای روی پاسخگویی به عنوانها کار میکردند و نهایتا جلسهای مستقیم با مدیرعامل ترتیب داده شد. رفتار برخوردی دوستانه و مهربانانه از طرف تیم دیده شد و در نهایت برای پیوستن به شرکت پذیرفته شدم. نکتهی جالب این بود که روز اول مدیرعامل چند ساعت را با من گذراند و به طور کامل با کار و فضای کاری ادیلار آشنا شدم، موضوعی که در تجارب قبلیم ماهها طول میکشید. فرهنگ کاری در ادیلار مبتنی بر اعتماد متقابل است و فضا کاملا شاد و بدون استرس است. حضور در این شرکت را تجربهای بسیار خوشایند میدانم. برای اطلاعات بیشتر به وبسایت ما مراجعه کنید: ادیلار.کام
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در آدیلار تجربهی خیلی خوبی داشتم و یکی از جذابترین بخشهاش دیدن همکاران بود. در میان همکاران، علی با اخلاق و با تربیت یکی از توسعهدهندههای خوب بود که روند پیشرورش مشخص و محسوس بود و او اهل یادگیری و بحثهای علمی غیرسطحی بود. او به فلسفه هم دلچسبی عمیق داشت. همانقدر که علی دیگر هم داشت که در هوش مصنوعی به سرعت بالا رفت و خیلی تیز بود. به نظرم سرمایهگذاری Max با توجه به آیندهای که برایشان متصور میشد، بهجا بود. این تیم آینده روشنی پیش رو دارد. این محیط برای کار تحلیل داده و هوش مصنوعی مناسب است و در زمینهی وباپلیکیشن هم توسعهی قابل توجهی انجام میدهند. اینکه بازار کدام سمت بچرخد به شرایط بازار بستگی دارد.
میخواستم با تیمی کار کنم که در نگاه اول به نظر حرفهای میرسید، اما تجربه نشان داد که مواردی وجود دارد که نباید ساده از کنارشان گذشت. در طول همکاری با شرکت، با مدیر فنی تیم برخورد کردم که مشخص بود سطح کار با سطح انتظار من همخوانی ندارد و تمرکز روی ظاهر مسائل بود تا واقعیت کار. در جلسات فنی درباره ابزارها و محیط کار ارتباط برقرار نکردیم و طراحی وظایف بهگونهای بود که تایم پروژه برای انجام کارهای زیرساختی مانند داکرایزینگ حساب نشد، با این تصور که من بهعنوان یک کارشناس از قبل همه چیز را میدانم و نیازی به زمانبندی دقیق ندارم. در نهایت قراردادها به شکل رسمی بسته نمیشد و بهجای چارچوبهای روشن، تعامل بهطور بنیادی بر پایه اعتماد مطرح میشد که این رویکرد برای من قابل قبول نبود. بهطور کلی این تجربه را میتوانم بهعنوان نکتهای منفی در نحوه مدیریت پروژه و ارتباطات تیمی بنامم.