وویکی‌تجربهجستجو
آریا بنیز
تجربه کاری۸ آبان ۱۴۰۳

تجربه کاری در آریا بنیز

تجربه کاری در آریا بنیز — امتیاز ۳.۰ از ۵.

۳.۰·

توی این شرکت طوری تند تند آدمها میان و می روند که آدم خیلیا رو نمی شناسه من توی کمتر از یکسال آن قدر تغییر می بینم که بی خیال تغییر آدما شدم . همین حالا چندتا از کارشناسان برا شرکتهای دیگه رزومه فرستادن .دو سه تا هم می گن تا آخر آبان می رن . یه جورایی وقتی وارد میشی اینجا رو دوست داری یه هفته بعد پشیمون می شوی .اولش منابع انسانی وعده میده بعد زیرش می زند

نقاط قوت

بیمه
بازی رایانه ای

نقاط ضعف

نداشتن بیمه تکمیلی
محیط غیر حرفه ای
عدم پیشرفت
بی نظمی کاری
جلسات کاری بیش از اندازه
عدم پرداخت به موقع حقوق
مدیریت ضعیف
بد قول

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۳.۰
مدیریت
۳.۰
حقوق و مزایا
۳.۰
تعادل کار-زندگی
۳.۰
فرصت رشد
۳.۰
توصیه به دیگران
۳.۰

تجربه‌های مشابه

آریا بنیز
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

اگر دنبال محیطی هستی که مدیریت و برنامه‌ریزی کارآمد بوده و احترام به نیروهای انسانی و پرداخت حقوق به‌طور منظم تأمین شود، بهتر است پیش از همکاری با این مجموعه دقیق‌تر بیندیشی و دوباره تصمیم بگیری. یکی از تجربه‌های پرچالش من در جایی بود که به نظر می‌رسید هیچ‌بخش وظیفه‌شان را به شیوه‌ای اصولی دنبال نمی‌کند و نتیجه چنین بی‌نظمی‌ای به دوش نیروهای اجرایی می‌افتد. مشکلاتی که باید در سطح بالادستی حل می‌شد، به پایین‌ترین سطح منتقل می‌شد و پاسخگویی هم نه به‌خاطر نقش کم، که به خاطر کمبود مسئولیت در مدیریت صورت می‌گرفت. در این مجموعه، به‌جای اصلاح فرآیندها، اشتباهات تکرار می‌شد و به‌جای داشتن برنامه‌ریزی مشخص، مدیریت بحران حکمفرما بود. ریشه‌یابی مشکلات هم به جای پیدا شدن، فقط صورت مسئله عوض می‌شد و در نهایت نتیجه‌اش فرسودگی نیروها، نارضایتی گسترده و خروج مستمر افراد متخصص بود. دستور کار پرداخت حقوق و تعهدات قانونی نیز نکته‌ای است که هر متقاضی کار باید درباره‌اش تحقیق کند. هیچ چیز بدتر از صرف ماه‌ها زمان و انرژی برای یک مجموعه نیست و در نهایت برای دریافت حقوق پایه‌ای خود مجبور به پیگیری‌های طولانی شوید و با پادرمیانی‌های پراکنده بخشی از حقوق معوق به شکل مساعده پرداخت شود؛ اگر هم بتوانید دریافت کنید. متأسفانه یکی از ویژگی‌های رایج چنین محیط‌هایی این است که مدیران به جای پذیرش مسئولیت تصمیماتشان، همیشه دیگران را مقصر می‌دانند. وقتی خطاها از سوی همه به جز مدیران تکرار می‌شود، معمولا مشکل از کارکنان نیست بلکه از نظامی است که سال‌هاست حاضر به نگاه عمیق به ضعف‌هایش نیست. نرخ بالای خروج نیروها، نارضایتی کارکنان و حجم بالای مشکلات داخلی معمولا به‌عنوان علامت‌های هشداردهنده دیده می‌شود که هر فرد جویای کار باید پیش از امضا به آن‌ها توجه کند. برای کسانی که قصد همکاری دارند، فقط یک توصیه دارم: پیش از هر تصمیمی تا حد امکان تحقیق کن و از ظاهر شیک و نشان‌های سطحی این شرکت فریب نخور. گاهی فهمیدن واقعیت پیش از ورود، هزینه‌ای کمتر از هزینه‌ای است که بعدها با زمان، اعصاب، درآمد و آینده شغلی‌ات پرداخت خواهی کرد.

آریا بنیز
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

در این شرکت هیچ پیگیری جدی برای بهبود شرایط وجود ندارد؛ مدیرعامل همیشه در اداره حاضر نیست و این بی‌انگیزگی به سایر بخش‌ها هم سرایت می‌کند. کارمندانی که مسئولیت‌های اصلی را به دوش می‌کشند کم هستند و اکثر مدیران بدون اینکه اقدام عملی انجام بدهند، فقط حقوق‌های بالا می‌گیرند. در چنین محیطی، رفتارهای شخصی اعضای خانواده‌ی مدیرعامل هم به وضوح فضای شرکت را پر از حاشیه کرده است و نتیجه این است که فضای کاری چندان حرفه‌ای و قابل اعتماد به نظر نمی‌رسد. به طور کلی پیشنهاد می‌کنم از کار در این مجموعه پرهیز کنید.

آریا بنیز
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

هر چه از بدی‌های این شرکت بگویی باز هم کم است و باز چیز جدیدی پیدا می‌شود. با وجود همه بی‌انضباطی‌ها، تنها فردی که به‌نظر می‌رسد با انصاف برخورد می‌کند آقای فلاح است که خدمات شرکتی را قبول دارد و بقیه هی می‌گویند درد و بلات مدیرعامل که حقوق ما را هر سه ماه یک‌بار می‌دهند، با اینکه واقعا اینجا زحمت می‌کشیم. اگر بخواهی حقوقی را که حق مسلم تو است بگیری باید فرم مساعده پر کنی، که انصافا جالب نیست. هر هفته حداقل دو جلسه با حضور مدیران بی‌کفایت داریم که تنها هدفشان این است مدیرعامل بتواند کم‌وکم به آنها گند بزند و عقده‌هایشان را خالی کنند و در نهایت در صورتجلسه فقط تاریخ جلسه بعدی مشخص می‌شود. واحد مهندسی خروجی ندارد و اندازه یک واحد کارگری بی‌سواد است؛ هر هفته یا مدیر عوض می‌شود یا کارشناس، و اگر خروجی سالمی از این واحد دیدی باید جایزه بدهی. مدت‌هاست که اینقدر فشار می‌آورند که بالاخره مدیرعامل آمد و مدیر واحد شد، اما او هم دید که اوضاع خیلی خرابه و به سراغ فرد دیگری فرستادند. برای اینکه مدیرعامل بتواند به راحتی پول‌ها را چاپ کند، سه چهار تا جانشین مدیرعامل و معاونت عوض کردند که فقط پول بگیرند و هیچ کار مفیدی انجام ندهند؛ آخرین نفر هم با رگ گردن بیرون زده است و به کارمندانی که کار می‌کنند بی‌رحمانه بی‌احترامی می‌کند. واحد برنامه‌ریزی هم کمترین کار را انجام می‌دهد و دائم در حال دروغ گفتن و فریب کارفرماست. در جلسات با کارفرما راست و دروغ را با هم تحویل می‌دهند. از شوخی‌های شرکت این است که وقتی حقوق‌ها معوق می‌شود، هر کس به نحوی خودش را به کتف می‌زند، یکی ۹ یکی ۱۰ و یکی ظهر می‌آید. مدیرعامل با برخوردی بعضا محبت‌آمیز و گاهی صبح‌های بارانی با لابه‌لای حرف‌هایش نفوذ می‌کند و با شیوه‌ای شوخ‌طبعانه بچه‌ها را متفرق می‌کند. برخی مواقع حتی مدیران ارشد هم از این موقعیت استفاده می‌کنند و به‌طور فاجعه‌باری اوضاع را کنار می‌گذارند؛ نتیجه این است که نیمی از نیرو‌های شرکت نمی‌آیند و با این وجود اتفاقی نمی‌افتد، چون مدیرعامل تنها دغدغه‌اش این است که هرکس در ساعت ۸:۰۱ حاضر شود بهتر است نیاید، حقوق چهار ماه عقب‌افتاده و بیمه برای مدت دو ماه عقب مانده است و این خرابی شرکت از بدیهیات است. از این بازی‌های مسخره زیاد است؛ برای نمونه یک‌روز در کافی‌شاپ را می‌بندند، یک‌روز می‌گویند سیگار نکشید و روزی هم می‌گویند کسی به اتاق مدیرعامل نرود، اما هیچ‌وقت نگفتند حقوق‌ها تا شش ماه پرداخت نشده است. در همین حال مدیرعامل هر روز صبح با لبخند به همه سلام می‌کند و فریب می‌دهد: سلام بچه‌ها! امروز رفتی خانه و فردا دوباره به شرکت برگشتی، احتمالا مدیر شما همان فرد قبلی است و این یعنی وضعیت ناپایدار است. اگر بخواهی اینجا بمانی باید مثل من کار کنی، غیر از این باشه دیوانه می‌شوی؛ این را واقعا می‌گویم. الان کسانی که هنوز اینجا مانده‌اند، چنین استایلی را دارند: به مشکلات می‌خندند و تماما به دنبال یک راه فرار نیستند بلکه به‌نوعی با وضعیت کنار می‌آیند. هیچ‌وقت پایان این ماجرا مشخص نیست و اینجا برای کسی که ۱ سال و اندی در این خراب‌شده بوده، هنوز هم مثل همیشه است

آریا بنیز
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

من با این وجودی که شرکت ادعا می‌کند هیچ سفارشی از رانت نمی‌گیرد، و بهینه و چابک است تا جایگاه یکی از سه شرکت برتر دنیا را هدف بگیرد، تجربه‌ای کاملا متفاوت داشتم. در واقع همه چیز به گواهی من با بی‌نظمی‌های سازمانی آغاز می‌شود: تاخیرهای متعدد پروژه‌ها، کم‌کاری‌ها و نبود هماهنگی، حقوق و بیمه‌های عقب‌افتاده و به طور کلی رفتارهایی که به نظر من حاصل تفکری مدیریتی مشابه اداره یک کشور است. مدیرعامل به صورت روزانه تصمیمات تندی می‌گیرد، هر ماه ساختار سازمانی را تغییر می‌دهد، روال‌ها را دگرگون می‌کند و مدیران واحد را عوض می‌کند. مدیران فصلی که تنها چند ماه کنار هم می‌مانند و شاید از جاینامشان بی‌اطلاع‌اند، و به دلیل ضعف‌های شخصی و بی‌کفایتی انتخاب می‌شوند. کارشناسان هم با فشار برای افزایش حقوق‌های ناچیز دست به کارهای وحشت‌آور می‌شوند تا خودشان را بالا ببرند. به طور کلی کارگران و کارشناس‌ها در حال جمع‌آوری کارها هستند و برای افزایش ناچیز حقوقشان با کارهایی که هیچ ارتباطی به بهبود شرایط ندارد، سروکله می‌زنند. مدیرعامل به نظر می‌رسد زیرساختی در سازمان ندارد و یا به آن بی‌میل است. به عمد کارها را لنگ می‌گذاری، گاه هر چندوقت یکبار به واحدها می‌روی تا اوضاع را به هم بریزی و نیروها را خسته کنی تا از پشت پرده چیزی فهمیده نشود. پول‌های عظیم ورودی به سمت پروژه‌ها نمی‌رود و حقوق پرسنل کم و عقب مانده باقی می‌ماند. از پرداخت حقوق تا به حال فراتر از این می‌گذری و بیمه نیروها را هم در چند ماه به تعویق می‌اندازی. چگونه می‌خواهی این فاجعه را جمع و جور کنی؟ البته که تو در این زمینه از ترفندهایت استفاده می‌کنی که به همه القا کنی پولی نیست در حالی که واقعا پول هست و برای تو هم خوب است. حقوق را به اندازه زیاد تاخیر می‌زنی تا کارکنان در دست‌کم نیازهایشان بمانند و بتوانی کنترلشان کنی. حالا هم با ساخت فضای امنیتی در شرکت و گذاشتن جاسوس‌ها فکر کرده‌ای موفق می‌شوی. به جای پاسخگویی و عذرخواهی از نیروهای انسانی، با لحن بی‌پروا می‌گویی همینی که هست و انتظار بیشتری از کسی که با رانت و لابی پروژه می‌گیرد، نمی‌رود. در نهایت همه می‌دانند چه می‌گذرد. کارکنان را احمق فرض نکنید و بازی با آنها را تمام کنید. حالا دیگر می‌شود حدس زد که وضعیت کار در این سازمان چگونه است و چرا هیچ چیز درست نمی‌شود و نیروی انسانی همواره اولویت آخر است. حتی در میان رانندگان یا سایر کارکنان نیز تا حدودی آبرو کم شده و به کارفرما و تأمین‌کننده‌ها صدماتی وارد شده است. پ.ن: این شرکت دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارد.

آریا بنیز
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

من تنها حدود یک سال و نیم در این شرکت تجربه کار کردم و واقعا از بی‌سروته بودنش عقب مانده بودم. هیچ‌کس مشخص نمی‌کرد چه کار باید کنیم و نتیجه‌ای هم از کار نمی‌دیدیم؛ فقط وقتی از شرکت می‌خواستی حقوق و بیمه‌های معوق را پس بگیری، باید با بحث و دعوا پیش می‌رفتی. به نظر من این شرکت در یک پروژه در حال افتادن بود و به خاطر مدیرعاملش این وضعیت ادامه داشت، وگرنه بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی خیلی زود آشکار می‌شد چون سایر شرکت‌های زیرمجموعه هم ضرر می‌کردند و مدیران‌شان پول‌ها را برای خود می‌بردند. به طور کل، شرکت به‌نوعی به خانوادگی تبدیل شده بود: مدیرعامل در یک گوشه نشسته و فقط با گیم‌زنی و دوستان و آشنایان سرگرم می‌شد، و سر ماه هیچ‌کس حقوق نمی‌گرفت مگر اقوام. روابط پشت پرده هم چیز دیگری است که نمی‌توان به آن بی‌تفاوت بود. واقعا شرکت را می‌شد گفت مدیرانش ۸۰ درصد را می‌بردند و کارشناس تنها ۲۰ درصد سهمی داشت که همان ۲۰ درصد هم اغلب کارها را انجام می‌دادند و بخش کوچکی از مدیران هم حقوق می‌گرفتند. در کل تجربه‌ام از این شرکت خیلی ناامیدکننده بود و اوضاع به‌قدری بهم ریخته بود که حتی با بازبینی کوتاه یک هفته‌ای از کار می‌فهمیدی کارها به‌هم ریخته‌اند و هر نیروی جدید تا سر ماه نمی‌ماند و می‌رفت. شرکت استعداد عجیبی در نگه داشتن نیروهای چاپلوس دارد و آن‌هایی هم که می‌مانند با حقوق بالا، هر هفته مدیرعامل را می‌دیدند که قهوه‌شان را می‌نوشید. مدیرعامل بی‌احترامی عجیبی داشت و انگار در دنیای دیگری زندگی می‌کرد. پول‌های پیش‌پرداخت پروژه‌ها را می‌گرفت و به خارج می‌برد و کارکنان جایگزین باید به‌طور معوق طول می‌کشیدند تا پرداخت‌ها انجام شود. واحد مالی هم مشکلاتی داشت و خیلی عقب بود؛ هر سال یک سال عقب می‌افتاد و هیچ دغدغه‌ای از نظر مالی احساس نمی‌کرد. خلاصه‌ای از حسن‌های شرکت را هم اگر بخواهم بگویم، بچه‌های تیم خود شرکت بودند که به‌جز مدیران، واقعا خوب بودند و دلیل کمی برای ماندن پیدا می‌کردند. اگر احیانا دیدید کنار خیابان بنر آریابنیز با پارتی و تبلیغاتی، خیلی زود از آن فاصله بگیرید؛ به نظر من از افراد و شرکت‌های مرتبط با این تبلیغات دوری کنید.

آریا بنیز
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که وضعیت حقوقی و کار متزلزل است و باید خیلی محتاط بود. فضای کار نامنظم است و از نظر فرهنگ سازمانی مشکلات زیادی دیده می‌شود؛ بی‌اعتمادی بین تیم‌ها وجود دارد و گاه با وعده‌های بی‌پشتوانه روبه‌رو شدم. حقوق گاهی به صورت قابل توجهی متفاوت از وعده‌های اولیه اعلام می‌شود و تفاوت نرخ‌ها ممکن است کار را سخت کند. در کل احساس ناامیدی و بی‌ثباتی داشتم و دیدم که به جای توجه به تخصص و کار تیمی، به پول و روابط پشت صحنه اهمیت داده می‌شود. اگر دنبال محیطی با ثبات و سفارش‌های روشن هستی، اینجا احتمالا جای مناسبی برای ادامه نیست.