اگر دنبال محیطی هستی که مدیریت و برنامهریزی کارآمد بوده و احترام به نیروهای انسانی و پرداخت حقوق بهطور منظم تأمین شود، بهتر است پیش از همکاری با این مجموعه دقیقتر بیندیشی و دوباره تصمیم بگیری. یکی از تجربههای پرچالش من در جایی بود که به نظر میرسید هیچبخش وظیفهشان را به شیوهای اصولی دنبال نمیکند و نتیجه چنین بینظمیای به دوش نیروهای اجرایی میافتد. مشکلاتی که باید در سطح بالادستی حل میشد، به پایینترین سطح منتقل میشد و پاسخگویی هم نه بهخاطر نقش کم، که به خاطر کمبود مسئولیت در مدیریت صورت میگرفت. در این مجموعه، بهجای اصلاح فرآیندها، اشتباهات تکرار میشد و بهجای داشتن برنامهریزی مشخص، مدیریت بحران حکمفرما بود. ریشهیابی مشکلات هم به جای پیدا شدن، فقط صورت مسئله عوض میشد و در نهایت نتیجهاش فرسودگی نیروها، نارضایتی گسترده و خروج مستمر افراد متخصص بود. دستور کار پرداخت حقوق و تعهدات قانونی نیز نکتهای است که هر متقاضی کار باید دربارهاش تحقیق کند. هیچ چیز بدتر از صرف ماهها زمان و انرژی برای یک مجموعه نیست و در نهایت برای دریافت حقوق پایهای خود مجبور به پیگیریهای طولانی شوید و با پادرمیانیهای پراکنده بخشی از حقوق معوق به شکل مساعده پرداخت شود؛ اگر هم بتوانید دریافت کنید. متأسفانه یکی از ویژگیهای رایج چنین محیطهایی این است که مدیران به جای پذیرش مسئولیت تصمیماتشان، همیشه دیگران را مقصر میدانند. وقتی خطاها از سوی همه به جز مدیران تکرار میشود، معمولا مشکل از کارکنان نیست بلکه از نظامی است که سالهاست حاضر به نگاه عمیق به ضعفهایش نیست. نرخ بالای خروج نیروها، نارضایتی کارکنان و حجم بالای مشکلات داخلی معمولا بهعنوان علامتهای هشداردهنده دیده میشود که هر فرد جویای کار باید پیش از امضا به آنها توجه کند. برای کسانی که قصد همکاری دارند، فقط یک توصیه دارم: پیش از هر تصمیمی تا حد امکان تحقیق کن و از ظاهر شیک و نشانهای سطحی این شرکت فریب نخور. گاهی فهمیدن واقعیت پیش از ورود، هزینهای کمتر از هزینهای است که بعدها با زمان، اعصاب، درآمد و آینده شغلیات پرداخت خواهی کرد.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در آریا بنیز، صنعت تولید و صنایع، تهران: بر اساس ۸۶ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۹ از ۵؛ ۱۳٪ از کاربران آریا بنیز را به دیگران توصیه میکنند. ۸۶ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد فضای کار در آریا بنیز هم نقاط ضعف و هم نکات مثبت دارد، اما اکثر بازخوردها حول مدیریت، هزینههای حقوق و رفتار درون سازمانی متمرکز است. از طرفی برخی کاربران به وجود بحرانهای مدیریتی، نبود برنامهریزی منسجم و تاخیر مکرر در پرداخت حقوق اشاره کردهاند؛ نتیجه این مشکلات فرسودگی نیروی کار، نارضایتی و گردش نیروی بالا است. برخی تجربهها هم از فشارکاری، حفظ ظاهر سازمانی و روابط داخلی سخن میگویند و وضعیت منابع انسانی و واحدهای مالی و مهندسی را به عنوان نقاط ضعف بنیادین توصیف میکنند. با وجود این تنشها، برخی کارمندان از همدلی همکاران، فضای باز یادگیری و تلاش مدیرعامل برای حفظ برند شرکت صحبت میکنند و تأکید میکنند که حقوق به موقع یا مساعده در شرایط بحرانی گاهی رخ میدهد. بنا بر تجربههای ثبتشده، تصمیمگیریهای خطرناک و نبود شفافیت در هزینهها، گاهی با پشتوانهای از تلاش برای پایداری کسبوکار همراه میشود. برای جویای کار، مطالعهی دقیقتر فرهنگ سازمانی، مدیریت و حقوق و مزایا اهمیت دارد تا تصمیم به همکاری یا قطع همکاری با آریا بنیز با آگاهی گرفته شود و از تجربههای ثبتشده به عنوان منبعی برای ارزیابی استفاده شود.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
در این شرکت هیچ پیگیری جدی برای بهبود شرایط وجود ندارد؛ مدیرعامل همیشه در اداره حاضر نیست و این بیانگیزگی به سایر بخشها هم سرایت میکند. کارمندانی که مسئولیتهای اصلی را به دوش میکشند کم هستند و اکثر مدیران بدون اینکه اقدام عملی انجام بدهند، فقط حقوقهای بالا میگیرند. در چنین محیطی، رفتارهای شخصی اعضای خانوادهی مدیرعامل هم به وضوح فضای شرکت را پر از حاشیه کرده است و نتیجه این است که فضای کاری چندان حرفهای و قابل اعتماد به نظر نمیرسد. به طور کلی پیشنهاد میکنم از کار در این مجموعه پرهیز کنید.
هر چه از بدیهای این شرکت بگویی باز هم کم است و باز چیز جدیدی پیدا میشود. با وجود همه بیانضباطیها، تنها فردی که بهنظر میرسد با انصاف برخورد میکند آقای فلاح است که خدمات شرکتی را قبول دارد و بقیه هی میگویند درد و بلات مدیرعامل که حقوق ما را هر سه ماه یکبار میدهند، با اینکه واقعا اینجا زحمت میکشیم. اگر بخواهی حقوقی را که حق مسلم تو است بگیری باید فرم مساعده پر کنی، که انصافا جالب نیست. هر هفته حداقل دو جلسه با حضور مدیران بیکفایت داریم که تنها هدفشان این است مدیرعامل بتواند کموکم به آنها گند بزند و عقدههایشان را خالی کنند و در نهایت در صورتجلسه فقط تاریخ جلسه بعدی مشخص میشود. واحد مهندسی خروجی ندارد و اندازه یک واحد کارگری بیسواد است؛ هر هفته یا مدیر عوض میشود یا کارشناس، و اگر خروجی سالمی از این واحد دیدی باید جایزه بدهی. مدتهاست که اینقدر فشار میآورند که بالاخره مدیرعامل آمد و مدیر واحد شد، اما او هم دید که اوضاع خیلی خرابه و به سراغ فرد دیگری فرستادند. برای اینکه مدیرعامل بتواند به راحتی پولها را چاپ کند، سه چهار تا جانشین مدیرعامل و معاونت عوض کردند که فقط پول بگیرند و هیچ کار مفیدی انجام ندهند؛ آخرین نفر هم با رگ گردن بیرون زده است و به کارمندانی که کار میکنند بیرحمانه بیاحترامی میکند. واحد برنامهریزی هم کمترین کار را انجام میدهد و دائم در حال دروغ گفتن و فریب کارفرماست. در جلسات با کارفرما راست و دروغ را با هم تحویل میدهند. از شوخیهای شرکت این است که وقتی حقوقها معوق میشود، هر کس به نحوی خودش را به کتف میزند، یکی ۹ یکی ۱۰ و یکی ظهر میآید. مدیرعامل با برخوردی بعضا محبتآمیز و گاهی صبحهای بارانی با لابهلای حرفهایش نفوذ میکند و با شیوهای شوخطبعانه بچهها را متفرق میکند. برخی مواقع حتی مدیران ارشد هم از این موقعیت استفاده میکنند و بهطور فاجعهباری اوضاع را کنار میگذارند؛ نتیجه این است که نیمی از نیروهای شرکت نمیآیند و با این وجود اتفاقی نمیافتد، چون مدیرعامل تنها دغدغهاش این است که هرکس در ساعت ۸:۰۱ حاضر شود بهتر است نیاید، حقوق چهار ماه عقبافتاده و بیمه برای مدت دو ماه عقب مانده است و این خرابی شرکت از بدیهیات است. از این بازیهای مسخره زیاد است؛ برای نمونه یکروز در کافیشاپ را میبندند، یکروز میگویند سیگار نکشید و روزی هم میگویند کسی به اتاق مدیرعامل نرود، اما هیچوقت نگفتند حقوقها تا شش ماه پرداخت نشده است. در همین حال مدیرعامل هر روز صبح با لبخند به همه سلام میکند و فریب میدهد: سلام بچهها! امروز رفتی خانه و فردا دوباره به شرکت برگشتی، احتمالا مدیر شما همان فرد قبلی است و این یعنی وضعیت ناپایدار است. اگر بخواهی اینجا بمانی باید مثل من کار کنی، غیر از این باشه دیوانه میشوی؛ این را واقعا میگویم. الان کسانی که هنوز اینجا ماندهاند، چنین استایلی را دارند: به مشکلات میخندند و تماما به دنبال یک راه فرار نیستند بلکه بهنوعی با وضعیت کنار میآیند. هیچوقت پایان این ماجرا مشخص نیست و اینجا برای کسی که ۱ سال و اندی در این خرابشده بوده، هنوز هم مثل همیشه است
من با این وجودی که شرکت ادعا میکند هیچ سفارشی از رانت نمیگیرد، و بهینه و چابک است تا جایگاه یکی از سه شرکت برتر دنیا را هدف بگیرد، تجربهای کاملا متفاوت داشتم. در واقع همه چیز به گواهی من با بینظمیهای سازمانی آغاز میشود: تاخیرهای متعدد پروژهها، کمکاریها و نبود هماهنگی، حقوق و بیمههای عقبافتاده و به طور کلی رفتارهایی که به نظر من حاصل تفکری مدیریتی مشابه اداره یک کشور است. مدیرعامل به صورت روزانه تصمیمات تندی میگیرد، هر ماه ساختار سازمانی را تغییر میدهد، روالها را دگرگون میکند و مدیران واحد را عوض میکند. مدیران فصلی که تنها چند ماه کنار هم میمانند و شاید از جاینامشان بیاطلاعاند، و به دلیل ضعفهای شخصی و بیکفایتی انتخاب میشوند. کارشناسان هم با فشار برای افزایش حقوقهای ناچیز دست به کارهای وحشتآور میشوند تا خودشان را بالا ببرند. به طور کلی کارگران و کارشناسها در حال جمعآوری کارها هستند و برای افزایش ناچیز حقوقشان با کارهایی که هیچ ارتباطی به بهبود شرایط ندارد، سروکله میزنند. مدیرعامل به نظر میرسد زیرساختی در سازمان ندارد و یا به آن بیمیل است. به عمد کارها را لنگ میگذاری، گاه هر چندوقت یکبار به واحدها میروی تا اوضاع را به هم بریزی و نیروها را خسته کنی تا از پشت پرده چیزی فهمیده نشود. پولهای عظیم ورودی به سمت پروژهها نمیرود و حقوق پرسنل کم و عقب مانده باقی میماند. از پرداخت حقوق تا به حال فراتر از این میگذری و بیمه نیروها را هم در چند ماه به تعویق میاندازی. چگونه میخواهی این فاجعه را جمع و جور کنی؟ البته که تو در این زمینه از ترفندهایت استفاده میکنی که به همه القا کنی پولی نیست در حالی که واقعا پول هست و برای تو هم خوب است. حقوق را به اندازه زیاد تاخیر میزنی تا کارکنان در دستکم نیازهایشان بمانند و بتوانی کنترلشان کنی. حالا هم با ساخت فضای امنیتی در شرکت و گذاشتن جاسوسها فکر کردهای موفق میشوی. به جای پاسخگویی و عذرخواهی از نیروهای انسانی، با لحن بیپروا میگویی همینی که هست و انتظار بیشتری از کسی که با رانت و لابی پروژه میگیرد، نمیرود. در نهایت همه میدانند چه میگذرد. کارکنان را احمق فرض نکنید و بازی با آنها را تمام کنید. حالا دیگر میشود حدس زد که وضعیت کار در این سازمان چگونه است و چرا هیچ چیز درست نمیشود و نیروی انسانی همواره اولویت آخر است. حتی در میان رانندگان یا سایر کارکنان نیز تا حدودی آبرو کم شده و به کارفرما و تأمینکنندهها صدماتی وارد شده است. پ.ن: این شرکت دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارد.
من تنها حدود یک سال و نیم در این شرکت تجربه کار کردم و واقعا از بیسروته بودنش عقب مانده بودم. هیچکس مشخص نمیکرد چه کار باید کنیم و نتیجهای هم از کار نمیدیدیم؛ فقط وقتی از شرکت میخواستی حقوق و بیمههای معوق را پس بگیری، باید با بحث و دعوا پیش میرفتی. به نظر من این شرکت در یک پروژه در حال افتادن بود و به خاطر مدیرعاملش این وضعیت ادامه داشت، وگرنه بیکفایتی و بیلیاقتی خیلی زود آشکار میشد چون سایر شرکتهای زیرمجموعه هم ضرر میکردند و مدیرانشان پولها را برای خود میبردند. به طور کل، شرکت بهنوعی به خانوادگی تبدیل شده بود: مدیرعامل در یک گوشه نشسته و فقط با گیمزنی و دوستان و آشنایان سرگرم میشد، و سر ماه هیچکس حقوق نمیگرفت مگر اقوام. روابط پشت پرده هم چیز دیگری است که نمیتوان به آن بیتفاوت بود. واقعا شرکت را میشد گفت مدیرانش ۸۰ درصد را میبردند و کارشناس تنها ۲۰ درصد سهمی داشت که همان ۲۰ درصد هم اغلب کارها را انجام میدادند و بخش کوچکی از مدیران هم حقوق میگرفتند. در کل تجربهام از این شرکت خیلی ناامیدکننده بود و اوضاع بهقدری بهم ریخته بود که حتی با بازبینی کوتاه یک هفتهای از کار میفهمیدی کارها بههم ریختهاند و هر نیروی جدید تا سر ماه نمیماند و میرفت. شرکت استعداد عجیبی در نگه داشتن نیروهای چاپلوس دارد و آنهایی هم که میمانند با حقوق بالا، هر هفته مدیرعامل را میدیدند که قهوهشان را مینوشید. مدیرعامل بیاحترامی عجیبی داشت و انگار در دنیای دیگری زندگی میکرد. پولهای پیشپرداخت پروژهها را میگرفت و به خارج میبرد و کارکنان جایگزین باید بهطور معوق طول میکشیدند تا پرداختها انجام شود. واحد مالی هم مشکلاتی داشت و خیلی عقب بود؛ هر سال یک سال عقب میافتاد و هیچ دغدغهای از نظر مالی احساس نمیکرد. خلاصهای از حسنهای شرکت را هم اگر بخواهم بگویم، بچههای تیم خود شرکت بودند که بهجز مدیران، واقعا خوب بودند و دلیل کمی برای ماندن پیدا میکردند. اگر احیانا دیدید کنار خیابان بنر آریابنیز با پارتی و تبلیغاتی، خیلی زود از آن فاصله بگیرید؛ به نظر من از افراد و شرکتهای مرتبط با این تبلیغات دوری کنید.
وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که وضعیت حقوقی و کار متزلزل است و باید خیلی محتاط بود. فضای کار نامنظم است و از نظر فرهنگ سازمانی مشکلات زیادی دیده میشود؛ بیاعتمادی بین تیمها وجود دارد و گاه با وعدههای بیپشتوانه روبهرو شدم. حقوق گاهی به صورت قابل توجهی متفاوت از وعدههای اولیه اعلام میشود و تفاوت نرخها ممکن است کار را سخت کند. در کل احساس ناامیدی و بیثباتی داشتم و دیدم که به جای توجه به تخصص و کار تیمی، به پول و روابط پشت صحنه اهمیت داده میشود. اگر دنبال محیطی با ثبات و سفارشهای روشن هستی، اینجا احتمالا جای مناسبی برای ادامه نیست.
من تجربهای از شرکت آریا بنیز دارم که از دید یک کارمند بهصورت بازنویسیشده ارائه میدهم. با وجود هماهنگی محدود، میخواهم نکات کلیدی را به شکل صریح بیان کنم. کل بخش مالی گروهی از سه کارشناس را در برمیگیرد و مدیر مالی تنها میتواند کارشناس حقوق و دستمزد شود اگر شرایط لازم را داشته باشد. برنامهریزی هم با دو واحد صنعتی ترکیب میشود و با اینحال اکثر همکاران خوب هستند، اما اینجا بیشتر از نیاز استفاده نمیشود. ناراحتی از کمتجربگی برخی از اعضا وجود دارد که گمان میکنند در حال یادگیریاند، در حالی که واقعا فرصت کافی به آنها داده نمیشود. یک مدیر برنامهریزی کارخانه میتواند وظیفه مدیریت کل برنامهریزی را بر عهده بگیرد و مدیر فعلی هم باید بیاموزد. از دید مهندسی ساخت و مهندسی فروش، بهطور مجموع سه نفر کار لازم است؛ نیروی انسانی اینجا نیازی به رئیس یا مدیر یا کارشناس ندارد. یک نفر حقوق و دستمزد و بیمه هم وجود دارد که با اضافهکاری چند ساعته کارشناسان مالی پوشش میشود. نگرانی از طولانی بودن فرایندها برای تهیه لیستی که دو ماه پیش باید آماده میشد هم وجود دارد و گمان میکنم برخی تا حدی بیدقتی میکنند. در زنجیره ارزش، شدت کاهش ارزش مشاهده میشود و هزینههای زیادی به دلیل تأخیر در انجام وظایف زنجیره ارزشی تحمل میشود. دلیل برخی تاخیرها را میتوان در بیدقتی برخی افراد و تیمهایشان جستوجو کرد. با کاهش تعداد افراد مؤثر، احتمالا سالی سی تا چهل میلیارد هزینه کم میشود. در نهایت، از دست دادن کار متخصصان در راحتی نیروها و واحدها بهطور کامل رخ نمیدهد، اما با حدود بیست و پنج نفر کارکن کاربلد، و با هزینه حال حاضر، اداره میشود.
به حالا که وارد این مجموعه شدم پر از مسئله و سردرگمی بودم و تصمیم دارم با صداقت بنویسم تا تصویر روشنتری از آریا بنیز ارائه بشود. دیروز، درست همان روزی که حقوق مهر ماه را میدادند، پرداخت شد ولی واقعا با سه ماه تاخیر مواجه بود. مشخصا حقوق من و همکارانم به موقع نمیآمد و این تاخیر مدتی طول کشید. مدیرانی با سطح سواد و واقعا پر از ادعا در مجموعه وجود دارند، تعدادشان هم کم نیست؛ به گونهای که اگر تنها چند مدیر با کارگر ساده در شهرداری مقایسه شوند، شاید بهتر عمل کنند. پرداختها و قراردادها با ارزی مثل یورو یا دلار بسته میشود اما به راحتی پول از دست میرود و حتی مدیران هم از دلیلش سردرگم میشوند که خرج چه چیزی شده است. واحدهای برنامهریزی و فروش و خرید به چشم من فقط در حد دیوار و در و پنجرهاند؛ به نظر میرسد کارها به طور جدی مدیریت نمیشود. نظم و انضباط در کار کم است؛ پرداخت حقوق با تاخیرهای زیاد، و احترام به کارکنان در سطح پایینتری است. همچنین در سطح مدیران ادب دیده نمیشود. مزیتهایی هم وجود دارد، مانند نوشیدنی رایگان در محیط کار و مقدار زیادی وقت آزاد برای بازی با تلفن همراه. در تولید هم مشکلات دیده میشود؛ دستگاهها با تأخیرهای شدید و طولانی ساخته میشوند، تقریبا شش تا ده ماه یا بیشتر بعد از پایان قرارداد. مشتریها همیشه شکایت دارند و من هم به عنوان یکی از کارکنان در پستی که هستم با برخی کارفرماها مواجه شدم که با بیاحترامی و فحاشی قصد دارند به هر طریقی به اهدافشان برسند. در نهایت باید بگویم ورود به این شرکت تصمیم درستی نبود و پیامدهای منفی زیادی داشت.
شرکت بینهایت داغون و بی دروپیکر هست، واقعا جای موندن نیست.بدون هیچگونه قصد و غرض میگم، چون نمیخوام اشتباه من رو بقیه مرتکب بشن. من بعد ازحدود یکسال و چند ماه کارکردن توی اینجا این موارد رو میگم: 1-دنبال یک شرکت و کار درست حسابی باشین. 2-این شرکت مشکل ساختاری و سازمانی داره 3-هرکسی که سرش به تنش بیارزه ، قطعا اینجا نمیمونه(شک نکنین، هیچ آدم باسواد بالای 2سال سابقه اینجا نمی بینید..) 4-حقوق تاخیر 3ماهه داره(این حداقلش هست) 5-روابط زیرپوستی و پنهان ، تا دلتون بخواد داره... 6-مدیرعامل به شدت ضعیف هست(کاری ندارم که یه سری چون جای دیگه ای ندیدن میگن این بهترین مدیرعامل دنیاس!) 7-برای مطالبات و حق و حقوقتون باید کفش آهنی بپوشین و اداره کار برین..توی اداره کار کلی پرونده شکایت از شرکت هست. 8-قرارداد کاری رو خیلی دیر بهتون میدن یا اصلا نمیدن 9-زیرساخت های شرکت از هر نظر منهدم هست. 10-مدیران اینجا هیچ دوره مدیریت ندیدن،هیچ جای دیگه ای هم مدیر نبودن!(فاجعه هستن) 11-واسه همه چی پول دارن، بجز پرداخت حقوق و حق بیمه! 12- آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین. اینجا هیچییش شبیه یه شرکت نیست، هرچیزی اینجا نوشتن درست هست. با احترام به خودم و همه ی کساییکه اینجا کار میکنن: آریا بنیز از داخل پوسیده و نابود هست. یه شرکت ورشکسته و بی پول، که هیچ ارزشی واسه آدم ها قائل نیست.
واقعا متاسفم برای اون دسته افرادی که حتی انتقاد کردن رو بلد نیستن و به شکل بی رحمانه ای توهین می کنن، شخصی که این کامنت رو گذاشته نه تنها سمی بلکه به شدت آدم احمقی و امیدوارم هرچه زودتر از مجموعه جدا بشه، اگر مشکلی داره بیاد رو در رو بگه نه اینکه مثل موش به صورت ناشناس کامنت بزاره بعدم بره همونجایی که استخدامش میکنن با آدمای مثل خودش کار کنه مثل هر شرکت دیگه ای اینجا هم بدی و خوبی های خودش رو داره من خودم به شخص دیر پرداخت کردن حقوق و فشار کاری بالا داره اذیتم میکنه اما دارم میبینم که شرکت های دیگه هم تقریبا همین مشکل رو دارن و تنها شرکت های دولتی هستن که دارن به موقع حقوق پرداخت میکنن بهتر قبل از قضاوت واقع بین باشیم. علی رغم مشکلات ما اینجا بهترین و دوست داشتنی ترین همکاران رو داریم و با هم صمیمی هستیم اینجا محیط خوبی برای یادگیری هست و افراد محدود نمیشن و اما در مورد ****** ایشون مهربان، کاربلد و خوش انرژی هستن و سخت گیری هاشون به جاست و این هم باید بگم که افراد رو در لحظه نباید قضاوت کرد شاید فشار کاری و یا جسمی داشته، نمیشه یک نفر همیشه حالش خوب باشه.
من خودمم این سایت رو قبل اینکه اینجا استخدام بشم دیدم و واقعا چیزایی ک گفته شده حسی بهم منتقل کرده بود که انگار وارد یه فضای سمی شدم، ولی در واقعیت جوی که اینجا حاکمه رو دیدم و واقعا احترام مدیران و صمیمیت بچه ها برام خیلی پر رنگ شد. نمیدونم بچه هایی که اینجا متن گذاشتن چجور جایی قبلش کار کردن ولی من تنها چیزی که میدونم همه جا شرایط گل و بلبل نیست، و مطمئنم تنها مشکل اساسی بچه ها حقوقشونه که زمان بر شده و فشار رو همه مجموعه هست و مخصوصا ما کارشناسا ولی واقعا نمیشه از انصاف گذشت و این طومار نوشتن بچه ها و حرفای عجیبی که زدن حتی اگرم درست باشه شخصیت خودشونو میبره زیر سوال و راجب افرادی که اسم برده شد ****** ایشون به عنوان یه مدیر باید یسری سخت گیری ها داشته باشند که اگر نباشه مجموعه رو هواست و حتی ممکنه معقول هم نبوده باشه چون آدمیم ممکنه یه تایمی حال هر کدوممون خوب نباشه و بنظرم بجا اینا درکی ک میتونیم داشته باشیم مهمه. در کل به نظرم کسی که هدفش یادگیری باشه، اینجا هستن بچه هایی که میشه ازشون کمک گرفت بی هیچ منتی و تایمایی هم که حالشم نداشتیم و خسته بودیم(حتی خسته هم نبودیمم) تو کافه نشستیم خدایی کی بهمون گیر داده تاحالا :)
من چند سال قبل اینجا بودم و به خاطر مشکلات زندگی و حقوق به موقع و کافی که باید کسب میکردم از اینجا رفتم . یکی از دوستان من مدت کمی درچند ماه قبل برای مصاحبه آمده بود دو بار قرار مصاحبه گذاشته بودن و او به شرکت رفته بود و هر دوبار معطل شده بود یکبار گفته بودن کارخانه لازم بوده رفتند انجا . یک بار هم فقط گفتن دوباره دعوت می کنیم. امروز داشتم در مورد شرکتی که کار میکنم سرچ میکردم که اینجا را دیدم . مثل اینکه همه کم وکسریهای گذشته سر جای خود مانده و دهها مشکل دیگر هم اضافه شده . تا موقعی ****** که خیلیها اعتراض کردن در این شرکت باشه مشکلها بیشتر میشود.ولی ****** را بیخودی بد میگویند آدم دلسوزی است و اگر گیر میدهد مجبور است . مدیر عامل هم خیلی با فهم و توانست و شرکت را سر پا نگه میدارد .
ماشالا چقدر تکست. من ۹ماهی در آریا بنیز کار کردم و اول سال این شرکت را ترک نمودم . نظرم این است که مدیر عامل خیلی توانا و دلسوز بود ولی مدیران ضعیفی داشت . پروژه زیاد داشتند و اگر مدیران می خواستند خیلی جای کار داشت. ****** بود تنها کاری که نمی کرد منابع انسانی بود و فکر کنم بیشتر نارضایتی ها مال اون بود و ****** که دیدم اینجا هم خیلیها در موردش دلخوری داشتند . حقوق هیچ وقت سر وقت پرداخت نمی شد . مدیر بازی زیاد بود برنامه نداشتند و برای تصفیه حساب منابع انسانی خیلی آزار و اذیت می کرد و از یکی از بچه های که بعد من از شرکت رفت شنیدم که اذیت شده است در کل اگر بخواهم پیشنهادی کنم این است که اگر قرار شد با خود مدیر عامل کار کنید چیزهای زیادی یاد می گیرید
من دو ماهه که اینجا اومدم یک هفته اولی که اومدم صبحا شوق داشتم زودتر برسم ولی امروز از ساعت یک بعد وقت ناهار همش آرزومیکردم زودتر ۵ بشه بیام بیرون . اگر مهندس یک راهی باز کنه که آدما حرفاشونو راحت بگن خیلی حرفای خوبی دارن بچه ها . توی جمع نمیگن ولی به تنهایی حرف می زنن. اگه به مدیر آسان آسای ****** چیزی نمیگن به احترام مهندسه .
دوستانی که میان از مدیر عامل تعریف میکنن در جریان هستید که عامل تاخیر حقوقاتون، بالا و پر دادن به افراد نالایق، بی سواد بار اوردن مدیرا و.... همشون همین مدیر عامله. حالا چون خوب لباس میپوشه و برخوردش خوبه که دلیل نمیشه بگید کل خوبه، این سیستم رو خود ایشون به وجود اورده و خودشم تمایلی نداره عوضش کنه علتشم اینه خودش میخواد توی تک تک جزییات دخالت کنه در حالی وظیفه مدیر عامل این نیستش. تا بوده ساختار شرکت همین بوده بعد از ما هم قرار نیس عوض شه پس الکی مدیر عامل رو نبرید توی حاشیه امنیت. حقوق ها قرار نیس هیچ وقت درستش همون طوری که هیچ وقت دیگه هم درست نبوده، صد تا پروژه دیگه هم گرفته بشه صرف خرج خودشون و بزرگ کردن کارخونه و دیزاین میشه و اندکی روی حقوق و مزایا اثر نداره.
واقعا این شرکت از شرکت های زیر پله ای هم سطح پایین تری داره ، از مدیر اصلی گرفته تا اون مدیر پایین دستی ها همه به****** دور خودش جمع کرده مدیرها از پرسنل توقع بی جا دارن ، اضافه کار نداره شرکت بعد میخوای بری خونه قیافه جغد میگیرن که چرا نمیمونی کارا رو انجام بدی . مالی که کلا رو آسمون ها هست نگم براتون ، واحد خرید افتضاح تر از همه جا ، واحد برنامه ریزی ی مشت ادم بچه سن و بی تجربه - واحد مهندسی فاجعه - منابع انسانی زیر خط فاجعه واقعا با پرداخت حقوق مشکل دارید ؟ نیروهای فعال درون شرکت خرج زن و بچه دارن اینو یعنی اون مدیر اصلی متوجه نیست ؟ دغدغه ******؟ اجاره خونه و خوراک و پوشاک خونه رو نمیشه با دروغ رد کرد زندگی همه رو به بازی گرفتید. لطفا اگر تو سمت خودتون نمیتونید اوضاع افتضاح مجموعه رو درست کنید هر چه زودتر به فکر جمع کردن کوله بار باشید بهتره . ۸۰ تا دیگه مدیر استخدام کن بلکن هووووولدینگ رو درست کنن . این ۶۰ تا مدیره فعلی هم هیچکدوم از خودشون اختیاری ندارن فقط به دست اون یکی نگاه میکنن . جالبه ها از ۲۰۰ تا پرسنل دفتر و کارخانه ، ۶۰ تا مدیر باشه . ماتفاوت فروردین و اردیبهشت رو هنوز پرداخت نکردیدن اوضاع اینجوریه تو آریا بنیز حقوق مرداد و شهریور و مهر هم پرداخت نکردن الانم ۲۲ آبانیم ی چیزی در حدود ۴ ماه کامل حقوق ندادن . بیمه هم ندادن برای ماه شهریور رو توان پرداخت حق بیمه پرسنل هم نداره این شرکت.
حقوق شرکت آریا حداقل 4 ماه عقبه و شما هیچ دریافتی توی 4 ماه ندارید. مدیرعامل شرکت که هر کسی از در میاد توو رو یه لقب مدیر میذاره روش که کلی ازش کار بکشه و بعد بذارتش کنار. الان مثلا یه بنده خدایی که از هیچی سر در نمیاره رو کرده سرپرست مهندسی که شما میبینید خندتون می گیره. اصطکاک و دعوا هم شدیدا زیاده و همه چیز عجله ای هست توی شرکت و ازتون توقعات الکی دارن. جلسات و صحبتای مدیر عامل دقیقا از لحظه تموم شدن ساعت کاری شروع میشه تا پاسی از شب. اضافه کاری هم پرداخت نمی کنند.
دوستان درست میفرمایند شرکت توی پروژه گرفتن خیلی فعاله ولی پول این همه پروژه کجا میره؟!!! خرج ظاهر سازی و سود خودشون میشه نه حقوق کارمند. اینجا اینجوریم نیس که بگیم گهگداری به خاطر بدقولی کارفرما حقوقا دیر میشه، نه از اول تاسیس شرکت که حدود ۲۰ ساله یک بار هم حقوقا به موقع پرداخت نشده. ضعیف ترین مهندسی ممکنه رو داره یه کسایی مدیرن که خندت میگیره، طرف همین الانشم بگی توی کولینک تاور چه اتفاقی میفته نمیدونه ولی مدیره. شرکت خوبیه به شرط این که یا پاچه خوار باشی یا بی سواد یا بی نیاز به پول
شرکت آریا بنیز تو کار گرفتن و بروز بودن خیلی فعال و پویا هست برند خوبی هم در صنعت هست و مدیر عامل برای برند شرکت و اعتبارش خیلی تلاش میکنه. مدیر عامل ح ی مرد شریف و باهوش و آدم شناسی هست. شرکت پشتوانه مالی قوی نداره واز پروژه ها ارتزاق میکنه برای همین بعضی وقتها به چالش میخوره ولی رویکرد شرکت بر حقوق ندادن نیست هر وقت پول باشه حقوق رو میدن و حق کسی رو نمیخورن.همه کارمندها و مدیرها میخوان خودشونو بچسبونن به مدیر عامل برای همین با هم اصطکاک زیادی دارند.در کل اگر توانایی مدیریت استرس و یکم عقب افتادن حقوق رو داشته باشید جای خوبیه۰
آریا بنیز تنها گزینه روی میز ، سلام همکاران عزیز ، اولا بیشتر مشکلاتی که بهش دارین اشاره میکنید تو کل کشور هست ، همین که تو این اوضاع بد اقتصادی شرکت یکه تازی میکنه و همه ما سر سفرش نشستیم باید قدر دان باشیم ، دوما با توجه به اینکه بنده بیش از یک دهه افتخار دارم تا جزو پرسنل هلدینگ آریا بنیزباشم و همچنین شناختی که بنده از مدیر عامل محترم دارم به قدری باشخصیت ، با معرفت و با دانش و به روز هستند که می ارزه با همه مشکلات بجنگی ، سوما تا جایی که طی این سالیان بنده شاهد بودم اصلا دید مادی به هیچ چیز نداشتند که اگه اینطور بود مسبب آتش سوزی سال ۱۳۹۳ مجدد سرکارشون برنمیگشتن ،****** هلدینگ آریا بنیز یه مجموعه کاملا شخصی بوده و به هیچ ارگانی وصل نیست و خدارو شکر جناب مدیر عامل اهل اختلاص و رانت و ... نیست و از نظر من خیلی باید عاشق کارت باشی و تو این شرایط بتونی چرخه شرکت رو بچرخونی ، خیالت راحت اونقدر حقوق بگیر مثل تو اومده و رفته و خدارو شکر هلدینگ آریا بنیز روز به روز بزرگتر و به روزتر میشه به امید تحقق آرمان های هلدینگ بزرگ آریا بنیز
استخدام در آریا بنیز
از مجموع ۸۶ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۸۶ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۳٪ از کاربران آریا بنیز را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۸۶
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۹ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۹ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۹ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی آریا بنیز مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره آریا بنیز
آیا آریا بنیز در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از آریا بنیز ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در آریا بنیز چگونه است؟
بر اساس ۸۶ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۹ از ۵ است؛ ۱۳٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در آریا بنیز چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در آریا بنیز از نگاه ۸۶ کارمند: ۱.۹ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در آریا بنیز چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از آریا بنیز ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در تولید و صنایع
تجربهام از مصاحبه فروشندگیِ فروشگاه نشان داد که در جلسهٔ استخدام، حسِ امنیتیِ کارفرما خیلی مهم است. به این نتیجه رسیدم که نباید فکر کند جایگاهش را به من میدهم یا از او بالا میزنم؛ بهتر است مودب و کمگفتگو باشم و ارتبا
دوست دارم از این تجربه با لحن صریح اما حرفهای فاصله بگیرم و بازنویسیای ارائه کنم که هم معنای اصلی حفظ شود و هم به شیوهای تازه بیان گردد. در این شرکت احساس کردم که فضای کار به شدت نامطلوب است؛ رفتار مدیران خستهکننده و
با وجود اینکه این مجموعه پر است از افرادی با سطح کار حرفهای پایین، واقعاً این فقط اتفاقی نیست که من بتوانم چشمپوشی کنم. اگر مدیران واقعاً قصد بهبود داشتند، حداقل به نظرات منفی رسیدگی میکردند، اما هیچ کاری صورت نمیگیر
من دقیقا همان تجربه را در کار با مرکز خدمات شرکت ایران خودرو دارم و قصد دارم به شیوهای تازه و طبیعی، با حفظ محتوا بازنویسی کنم. اولین چیزی که میخواهم بگویم این است که نظرهای مثبتِ ظاهری دربارهٔ این فضا اغلب از خود مجم
خیلی دروغ میگن و آدمو سر کار میذارن. مخصوصا بخش مالی خیلی آدمو دست به دست میکنه تا جایی که ببینن میشه پولتو نمیدن. پول خیلی از کارگرای بی زبونشون رو هم ندادن کارگرایی که پیگیر باشن هم بخش مالی میپیچونه
به دِگاه من، مصاحبه برای نقشم به عنوان برنامهنویس ارشد داتنت از مسیر پر از انتظار و سردرگمی گذشت. سه دفترچه با جوهرهای آبی و قرمز در اختیارم گذاشتن و گفتن حدود چهلوپنج سوال را باید با کدها روی کاغذ حل کنم. بخش منابع