تجربه کاری در آریا بنیز
تجربه کاری در آریا بنیز — امتیاز ۱٫۰ از ۵.
من با این وجودی که شرکت ادعا میکند هیچ سفارشی از رانت نمیگیرد، و بهینه و چابک است تا جایگاه یکی از سه شرکت برتر دنیا را هدف بگیرد، تجربهای کاملا متفاوت داشتم. در واقع همه چیز به گواهی من با بینظمیهای سازمانی آغاز میشود: تاخیرهای متعدد پروژهها، کمکاریها و نبود هماهنگی، حقوق و بیمههای عقبافتاده و به طور کلی رفتارهایی که به نظر من حاصل تفکری مدیریتی مشابه اداره یک کشور است. مدیرعامل به صورت روزانه تصمیمات تندی میگیرد، هر ماه ساختار سازمانی را تغییر میدهد، روالها را دگرگون میکند و مدیران واحد را عوض میکند. مدیران فصلی که تنها چند ماه کنار هم میمانند و شاید از جاینامشان بیاطلاعاند، و به دلیل ضعفهای شخصی و بیکفایتی انتخاب میشوند. کارشناسان هم با فشار برای افزایش حقوقهای ناچیز دست به کارهای وحشتآور میشوند تا خودشان را بالا ببرند. به طور کلی کارگران و کارشناسها در حال جمعآوری کارها هستند و برای افزایش ناچیز حقوقشان با کارهایی که هیچ ارتباطی به بهبود شرایط ندارد، سروکله میزنند. مدیرعامل به نظر میرسد زیرساختی در سازمان ندارد و یا به آن بیمیل است. به عمد کارها را لنگ میگذاری، گاه هر چندوقت یکبار به واحدها میروی تا اوضاع را به هم بریزی و نیروها را خسته کنی تا از پشت پرده چیزی فهمیده نشود. پولهای عظیم ورودی به سمت پروژهها نمیرود و حقوق پرسنل کم و عقب مانده باقی میماند. از پرداخت حقوق تا به حال فراتر از این میگذری و بیمه نیروها را هم در چند ماه به تعویق میاندازی. چگونه میخواهی این فاجعه را جمع و جور کنی؟ البته که تو در این زمینه از ترفندهایت استفاده میکنی که به همه القا کنی پولی نیست در حالی که واقعا پول هست و برای تو هم خوب است. حقوق را به اندازه زیاد تاخیر میزنی تا کارکنان در دستکم نیازهایشان بمانند و بتوانی کنترلشان کنی. حالا هم با ساخت فضای امنیتی در شرکت و گذاشتن جاسوسها فکر کردهای موفق میشوی. به جای پاسخگویی و عذرخواهی از نیروهای انسانی، با لحن بیپروا میگویی همینی که هست و انتظار بیشتری از کسی که با رانت و لابی پروژه میگیرد، نمیرود. در نهایت همه میدانند چه میگذرد. کارکنان را احمق فرض نکنید و بازی با آنها را تمام کنید. حالا دیگر میشود حدس زد که وضعیت کار در این سازمان چگونه است و چرا هیچ چیز درست نمیشود و نیروی انسانی همواره اولویت آخر است. حتی در میان رانندگان یا سایر کارکنان نیز تا حدودی آبرو کم شده و به کارفرما و تأمینکنندهها صدماتی وارد شده است. پ.ن: این شرکت دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
اگر دنبال محیطی هستی که مدیریت و برنامهریزی کارآمد بوده و احترام به نیروهای انسانی و پرداخت حقوق بهطور منظم تأمین شود، بهتر است پیش از همکاری با این مجموعه دقیقتر بیندیشی و دوباره تصمیم بگیری. یکی از تجربههای پرچالش…
در این شرکت هیچ پیگیری جدی برای بهبود شرایط وجود ندارد؛ مدیرعامل همیشه در اداره حاضر نیست و این بیانگیزگی به سایر بخشها هم سرایت میکند. کارمندانی که مسئولیتهای اصلی را به دوش میکشند کم هستند و اکثر مدیران بدون…
هر چه از بدیهای این شرکت بگویی باز هم کم است و باز چیز جدیدی پیدا میشود. با وجود همه بیانضباطیها، تنها فردی که بهنظر میرسد با انصاف برخورد میکند آقای فلاح است که خدمات شرکتی را قبول دارد و بقیه هی میگویند درد و…
من تنها حدود یک سال و نیم در این شرکت تجربه کار کردم و واقعا از بیسروته بودنش عقب مانده بودم. هیچکس مشخص نمیکرد چه کار باید کنیم و نتیجهای هم از کار نمیدیدیم؛ فقط وقتی از شرکت میخواستی حقوق و بیمههای معوق را پس…
وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که وضعیت حقوقی و کار متزلزل است و باید خیلی محتاط بود. فضای کار نامنظم است و از نظر فرهنگ سازمانی مشکلات زیادی دیده میشود؛ بیاعتمادی بین تیمها وجود دارد و گاه با وعدههای بیپشتوانه…
کل حسابداری با سه تا کارشناس جمع میشه. مدیر مالی نهایتش بتونه کارشناس حقوق و دستمزد بشه ، اگر موهاش اجازه بده .کل برنامه ریزی با دوتا صنایع جمع میشه ، البته بچه ها همشون خوبن ولی اینجا بیشتر نیاز نداره .حیف این بچه ها…