مصاحبه UI UX
تجربه کاری مصاحبه UI UX در آفرینش کتاب الکترونیک فیروزان (فیدیبو)
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من انتظار داشتم فضای مصاحبه سرد و سنگین نباشد، اما واقعا محیط کمی غمزده بود و جو دانشگاهی-ish داشت؛ بعضیها عبوس بودند و آدمها در عبور از کنار همکلاسیها خیلی خسته به نظر میرسیدند. نیم ساعت معطل شدم و فهمیدم مصاحعهگر بیرون بوده و تازه برگشته است. با وجود این که مرا معطل کرده بود، اول چایش را نوشید و بعد صدایم کرد؛ این پروسه چند دقیقه طول کشید. رفتارشان نشان میداد که همه چیز به روال مرتب پیش میرود و من از این نظم خوشحال شدم، اما صبح که منتظر بودم صدای تیم توسعه میشنیدم که یکی ازشان میگفت که کار نیست و در پایان ددلاین فشار ایجاد میکنید و از بینظمی گله داشتند. همان روز مصاحبه تخصصی را پشت سر گذاشتم. با سوالاتی که پرسیدن متوجه شدم محصولهای مختلفی وجود دارد که باید رویشان کار کنم و این برایم جالب بود. مصاحبه تخصصی با یک خانم پرانرژی آغاز شد و فهمیدم بیشترین تعامل من با او خواهد بود. بعد خانم دیگری هم آمد که رفتارشان بسیار دوستانه بود. سوالهای تخصصی نسبتا سخت بودند اما مرا تحت فشار نگذاشتند. اگر برای این پوزیشن رفتید، یوآی/یوایکس را بیشتر مطالعه کنید و چند طرح UI هم بیاورید. از نظرشان پرسش کردم که نظرشان چیست؛ هر دو گفتند بسیار خوششان آمده است. از طرف بخش اچآر گفتند نتیجه را اطلاع میدهند اما خبری نشد. من در فروردین و اردیبهشت رفتم. توصیهشان را گفتم. حتما نمونه کار بیاورید. مصاحبه تخصصی استرس ندارد و رفتارش بسیار دوستانه است. از طرف اچآر نباید انتظار فشار یا کنترل کامل داشت؛ اطلاعات زیادی به او ندهید چون اهمیتی برایش ندارد. انتظار محیطی کمی خشن را نیز میشد داشت. ویژگیهایی که برایشان مهم بود: توانایی حل مسئله و سختکوشی.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در ابتدای تجربه، با ورود به جلسه مصاحبه فهمیدم که با چه محیطی روبهرو میشوم و برخورد اولیه تیم منابع انسانی را مناسب ندیدم؛ همهمه و لبخندهای پی در پی آنها حس ناخوشایندی ایجاد کرد و به نظر میرسید که تعاملی حرفهای وجود ندارد. سپس در ادامه، به مرور زمان مشخص شد که تخصص و مدیریت جلسه از سوی تیم انسانی قابل قبول نیست و سطح دانش آنها در حوزههای مربوطه ضعف داشت. وقتی با مدیرعامل وارد بحث شدم، برخوردش خشن و طلبکارانه بود و انتظار داشتند علاوه بر وظیفه طراحی، کارهای مربوط به کنترل کیفیت و تست را نیز انجام بدهم و احتمال تغییراتی هم در نقش وجود داشت. با وجود داشتن پنج سال سابقه و تخصصم در فیلد، حس میکردم رفتار مصاحبهکنندهها به نحوی است که گویی تازه وارد هستم و قرار است با کمترین حقوق و با برخوردی نامطلوب، پذیرفته شوم. محصولات طراحیشده توسط من را تایید میکردم اگرچه تجربه نشان میدهد چنین روندی در فیدیبو بسیار بیگینر گونه است و اعتماد بهنفس را با نوعی رفتار ناخوشایند مدیران دستکم میگیرد. به خاطر این رفتارها و توجه ناکافی به پوزیشنها و تسکهای مختلف، به نظر میرسید که مسیر مشخص و انگیزهبخش نیست و نباید با چنین رویهای ادامه داد.
اواخر روز مصاحبه دیجیتال مارکتینگ برایم خیلی ناامیدکننده بود؛ با اینکه سر وقت به شرکت رسیدم، یک ساعت طول کشید تا مصاحبه آغاز شود. بحث فنی اصلا وجود نداشت و تنها از روی سلیقه برگزار شد. جالب این بود که کوچکترین آگاهی نسبت به دیجیتال مارکتینگ از آنها نداشتند و حتی پیشنهاد شغلی در بخش دیگری که ربطی به حوزه من نداشت ارائه کردند، دلیلش فقط کمبود نیرو بود که به نظرم توهینآمیز آمد. انتظار داشتند تا به شخصیت و رزومهام هم توجهی داشته باشم، در حالی که چنین احترامی احساس نشده بود.
در اولین دیدار، با دو نفر از کارشناسان مرتبط با موقعیت صحبت کردم و فضای مصاحبه نسبتا دوستانه و صمیمی بود. تفاوت سالها در میان ما از جنبههای مثبت ایجاد ارتباط نزدیکتری کرد. فرمی شامل پرسشهای عمومی و چند سوال هوش به من ارائه شد و در پایان هم مبلغ درخواستی را مطرح نمودم.