ویکی‌تجربهجستجو
آکادمی یاسان
تجربهٔ کاری۱۰ فروردین ۱۴۰۲ · فروردین ۱۴۰۱ تا فروردین ۱۴۰۲

همکار قدیمی

تجربهٔ کاری همکار قدیمی در آکادمی یاسان — امتیاز ۱.۰ از ۵ (فروردین ۱۴۰۱ تا فروردین ۱۴۰۲).

۱.۰· همکار قدیمی

یه مجموعه آموزشی بدون هرگونه مزایا و حقوق مناسب که فقط عمر و وقت آدم رو هدر میدن. مدیران بی سوادی که با جو سعی میکنن چند برابر ازت کار بکشن. به وقتش به دردشون نخوری پرتت میکنن بیرون و همه‌ی قول هایی که بهت دادن رو فراموش میکنم و اونا راهشو بلدن کاری میکنن که خودت درخواست خروج بدی

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

آکادمی یاسان
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

من در این فضا واقعا رشد کردم.چون حقیقتا انسان در "سختی، نامردی، بی‌عدالتی،دورویی و فقرِ انسانیت" در عینِ اذیت شدن، رشد می‌کند. مدیریت اصلی مجموعه، شخصیتی نجیب و محترم هستند که احتمالا در حصار افراد ناکارآمد قرار گرفتند که خب متاسفانه کار هم دست همان افراد نابلد و ناکارآمد افتاده و مدیریت را اونها دست گرفتند.حسادت های کوچک و بزرگ زنانه ای که ناشی از فضای کار با جمعیت کم و حداکثر زنانه هست. کافی هست مدرک دکترا داشته باشید تا در این فضا شمارا روی سرشان گذاشته و همه را فدای شما و اظهار نظرات گرانبهای شما بکنند، حتی اگر سواد کافی نداشته باشید. با داشتن مدرک دکترا در این شرکت این اجازه را دارید که حق و حقوق دیگران را بخورید، برای جیب همگی تصمیم بگیرید، توهین و تخریب کنید و همگی را از دم تیغ بگذرانید. همه این موارد را که ندیده و نشنیده بگیریم، حق الناس درنهایت از هرچیز مهم تر هست. دل‌شکسته و بدون دریافت حق و حقوقتان از این مجموعه خواهید رفت.

آکادمی یاسان
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

در بخشی از مسیر کاری‌ ام در محیطی فعالیت کردم که در ظاهر یک مجموعه حرفه‌ای به‌نظر می‌رسید، اما در عمل با چالش‌هایی روبه‌رو شدم که نگاه من به فرهنگ سازمانی، همکاری تیمی و مدیریت منابع انسانی را عمیقاً تغییر داد. تجربه‌ای که شاید برای برخی افراد عادی باشد، اما برای کسی که به رشد، یادگیری و شفافیت اهمیت می‌دهد، نقطه عطف محسوب می‌شود. در آن محیط، دورویی، پشت‌ سر گویی، جابه‌جایی حرف، تظاهر و نوعی سیاست‌بازی سطحی به‌عنوان هنجار پذیرفته شده بود. افرادی که در این فضا دوام می‌ آوردند معمولاً کسانی بودند که هویت و ارزش فردیشان به‌طور کامل به کار در همان مجموعه گره خورده بود. از نظر روان‌شناسی، این موضوع قابل توضیح است: وقتی فرد خارج از محیط کار تخصص عمیق، مهارت قابل ارائه یا امنیت شغلی ندارد، محیط فعلی تبدیل می‌شود به تنها منبع اعتبار، کنترل و احساس ارزشمندی او. همین وابستگی شدید باعث می‌شود هر تغییری حتی کوچک برای او تهدید تلقی شود. در چنین شرایطی، ورود فردی با ایده‌های تازه، نگاه متفاوت یا استانداردهای حرفه‌ای‌تر، می‌تواند ساختار روانیِ این افراد را دچار اضطراب کند. چرا که تفاوت، تلویحاً ناکارآمدی آن سیستم را آشکار می‌کند. در نتیجه، به شکل ناخودآگاه مکانیسم‌های دفاعی فعال می‌شوند: حذف، تخریب، شایعه‌سازی، بی‌اعتبارکردن و هر اقدامی که بتواند «محدوده امن هویتی» افراد را حفظ کند. در این تجربه، آموختم که همیشه مشکل از توانمندی یک فرد نیست؛ گاهی مشکل از اکوسیستمی است که از رشد می‌ترسد. محیطی که منابع مالی، شفافیت، نظم و مهارت واقعی در آن جایگاه چندانی ندارد، برای کسانی مناسب است که بیشتر به بقا فکر می‌کنند تا پیشرفت. و به‌همین دلیل هر کسی که به‌دنبال یادگیری، مسئولیت‌پذیری، یا کار حرفه‌ای باشد، ناخواسته با مقاومت و انرژی منفی روبه‌رو می‌شود. در کنار همه‌ی این‌ها، با مدیران و مدیران میانی روبه‌رو شدم که بدون داشتن دانش یا تجربه‌ی لازم، هر مسئولیتی را می‌پذیرفتند و وارد هر کاری می‌شدند؛ حتی اگر کوچک‌ترین آشنایی با آن نداشتند. فضایی ایجاد شده بود که دقیقاً مصداق «تو شهر کورها، یک‌چشمی پادشاست»؛ کافی بود کسی فقط کمی بلندتر حرف بزند تا خودش را صاحب‌نظر مطلق بداند. حضور این مدیران به‌جای اینکه مسیر را روشن کند، کار را پیچیده‌تر می‌کرد. تصمیم‌هایی از روی حدس، دخالت‌هایی بدون فهم موضوع، و اصراری عجیب که همه‌چیز طبق نظر آن‌ها پیش برود. درحالی‌که گاهی واقعاً «مورچه چیه که کله‌پاچه‌ش چی باشه» و کسی که هنوز اصول اولیه را نمی‌شناسد، برای سایرین تصمیم می‌گرفت. واقعیت این است که وقتی مدیریت تبدیل می‌شود به ابزاری برای جبران کمبودهای شخصی، جای رشد برای هیچ‌کس نمی‌ماند. چنین مدیرانی معمولاً از متخصص‌ها می‌ترسند؛ چون تخصص یعنی معیار سنجش، و معیار سنجش یعنی احتمال دیده‌شدن ضعف‌ها. نتیجه‌اش فضایی می‌شود که در آن به‌جای اعتماد و یادگیری، همه مجبورند مراقب باشند کوچک‌ترین اشتباه مدیر را به «چشم خطر» تبدیل نکنند. این تجربه برای من فقط یک درس کاری نبود؛ فهمیدم نبودِ دانش در مدیریت چه فقط یک مشکل فنی نیست مسئله‌ای انسانی است که می‌تواند روی روحیه، انگیزه و پیشرفت یک تیم سایه بیندازد. بی‌انگیزگی در سازمان موج می‌زند، چون اکثر افراد فقط «هستند که باشند» و منتظر شرایط بهتر یا فرصت‌های دیگرند. حجم بالای تعدیل نیروها، عدم تسویه‌حساب با کارمندان قبلی و رفتارهای ناعادلانه، اعتماد و امنیت روانی را نابود کرده و حس می‌شود که تصمیم‌ها نه بر اساس شایستگی، بلکه بر پایه روابط و ترس گرفته می‌شوند. نتیجه واضح است: انرژی، تعهد و رشد واقعی در چنین محیطی نابود می‌شود. این بهترین تجربه کاری من بود تا شناخت عمیق‌تری از روانشناسی سازمانی، دینامیک قدرت و رفتارهای پنهان در محیط‌های کاری به‌دست بیاورم. همچنین باعث شد در انتخاب محیط‌های بعدی، تنها به عنوان شغلی نگاه نکنم؛ بلکه به سلامت فرهنگی، شفافیت فرآیندها، وجود مسیر پیشرفت و بلوغ رفتاری تیم توجه ویژه‌ای داشته باشم. امروز به‌عنوان فردی که تجربه حضور در محیط‌های سالم و ناسالم را داشته، به‌خوبی می‌دانم که چه نوع فضایی می‌تواند بستر رشد واقعی باشد. و مهم‌تر اینکه، چه عواملی نشانه‌های آشکاری از یک محیط کاری ناسازگار هستند عواملی که اکنون با دقت و آگاهی بیشتری آن‌ها را تشخیص می‌دهم.

آکادمی یاسان
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

پرداخت حقوق نصف نصف و نا منظم می باشد. نصف اول ماه پرداخت میکنن نصف دوم مشخص نیست. اگر قسط دارید یا اجاره نشینید علاوه بر میانگین حقوق پایین این نکته را هم بدانید.

آکادمی یاسان
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

وقتی کامنت‌ها و بازخوردهای مثبت را می‌بینم، حس می‌کنم تجربه واقعی یک نفر پشت آن‌ها نیست. لحن، شباهت محتوا و تکرار الگوها نشان می‌دهد که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا بازتاب تجربه واقعی افراد. این موضوع باعث می‌شود اعتماد به روایت واقعی کارمندان یا مشتریان از دست برود و تصویر شفاف از وضعیت واقعی سازمان یا محصول شکل نگیرد.

آکادمی یاسان
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس
۵.۰

آکادمی یاسان، فضای بسیار صمیمانه ای داره و بدون اینکه از مربی هاشون هزینه ای بگیرن، بهشون همه موارد برنامه نویسی رو یاد میدن. خیلی ام به مربی هاشون احترام میذارن و درکل همه رفتاراشون بر پایه رفاقت و احترامه. واقعا آدم کیف میکنه باهاشون. امیدوارم همه جوونا مخصوصا دانشجوها،بتونن همچین فضایی رو تجربه کنن.

آکادمی یاسان
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

واقعا یاسان کاری داره می‌کنه که خانواده ها به هیچ مجموعه آموزشی نتوانند اعتماد کنند. همه ناراضی . از جو داخل مجموعه که دیگه نگم براتون. همه ویژگی های یه محل کار سمی رو با هم دیگه داره. جالبه همه تجربه های مثبتی که برای این مجموعه در این صفحه درج شده در یک روز ثبت شده . که غیر حرفه ای هست.