در اینجا واقعا رشد کردم، چون باور دارم که سختیها و چالشها وقتی با صدایی آرام و صبور روبهرو میشویم، مسیر پیشرفت را هموار میکنند. مدیران اصلی مجموعه را فردی بااصالت و محترم میدانم که به مرور در چارچوب افرادی ناکارآمد گرفتار شدند و مدیریت هم به دست همان افراد غیرمسلط افتاد. فضای کار با جمعی محدود و بهطور غالب مجموعهای زنانه، گاهی حسادتهای کوچکی را بهوجود میآورد. داشتن مدرک دکترا در اینجا گاهی بهعنوان دلیل برتری به کار میآید و ممکن است دیگران را زیر سوال برده و نظرات گرانقدر شما را مبنای تصمیمگیری قرار دهند، حتی اگر فرد از نظر علمی کافی نباشد. با وجود این مدرک، گاه به نظر میرسد حقوق دیگران نادیده گرفته میشود و تصمیمها تأثیر بسزایی بر جیب همه میگذارد، توهین و تخریب هم ممکن است در مسیر کار پیش برود و برخی را از مسیر کار کنار بزند. با وجود همه این مسائل که گاهی نادیده گرفته میشود، دین حق الناس برای من از هر چیز مهمتر است. در نتیجه از این مجموعه بیرون رفتم، با دلشکستی و بدون دریافت کامل حقوق و مزایا.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در آکادمی یاسان، صنعت آموزش، مدارس و دانشگاهها، تهران: بر اساس ۱۲ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۰ از ۵؛ ۲۵٪ از کاربران آکادمی یاسان را به دیگران توصیه میکنند. ۱۲ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده از آکادمی یاسان نشان میدهد که فضای کار در این مجموعه از نظر برخی کاربران با رشد فردی همراه بوده، اما از سوی دیگر نگرانیهای جدی درباره فرهنگ سازمانی و مدیریت وجود دارد. برخی تجربهها حاکی از حضور مدیریتی که با بیثباتی، تصمیمهای بدون پشتوانه و فشارهای غیرمنصفانه همراه است، و همچنین فاصلهگیری از شفافیت در حقوق و تسویهها است. در مقابل، چند تجربه نشان میدهد محیطی دوستانه با فرصتهای آموزشی، رفتار محترمانه و امکان یادگیری رایگان برنامهنویسی برای مربیان وجود دارد که به تعامل مثبت والدین و رضایت برخی از کارمندان منجر میشود. برخی گاه به تبلیغمحور بودن بازخوردها اشاره کردهاند و باور دارند که بازخوردهای مثبت بخشی از روایت رسمی شرکت است. بهطور کلی، تجربیات نشان میدهد که حقوق و مزایا نامنظم است و جبران مالی بعضا با تعویق همراه است، در حالی که فضای همکاری برای برخی افراد با انگیزه به رشد مهارتها و تجربه کار در محیط آموزشی، میتواند مفید باشد. بنا بر تجربههای ثبتشده، پایداری فرهنگ سازمانی، شفافیت مسیرهای پیشرفت و مدیریت منابع انسانی از عوامل کلیدی برای تصمیمگیری کار در آینده هستند. Keywords: تجربهی کار در، فرهنگ سازمانی، مدیریت، حقوق و مزایا، مصاحبه استخدامی، محیط کار.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
وقتی به نظرات و بازخوردهای مثبت نگاه میکنم، احساس میکنم پشت آنها واقعا تجربهای شخصی وجود ندارد. لحن مشابه و محتواهای تکراری نشان میدهد که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا بازتاب دقیق تجربه واقعی افراد. این موضوع موجب میشود اعتماد به روایت کارکنان یا مشتریان کاهش پیدا کند و تصویر واضحی از وضعیت واقعی شرکت یا محصول شکل نگیرد.
در طی مسیر کاریام با فضایی روبهرو شدم که از نظر ظاهر حرفهای بود اما واقعا با چالشهایی همراه شده بود که نگاه من به فرهنگ سازمانی، همکاری تیمی و مدیریت منابع انسانی را عمیقا دگرگون کرد. تجربهای که برای برخی ممکن است عادی باشد، اما برای کسی که رشد، یادگیری و شفافیت را ارزش میدهد، نقطهی عطفی شد. آنجا برخورد با رفتارهای دوپهلویی و پشت سرگویی و جابجایی حرفها بهعنوان هنجار، بهنوعی سیاستبازی سطحی تبدیل شده بود. کسانی که مدت طولانی در آن محیط دوام میآوردند، عمدتا هویتشان به کار در همان مجموعه گره خورده بود. از منظر روانشناسی، وقتی فرد خارج از محیط کار تخصص عجیب یا امنیت شغلی ندارد، محیط فعلی تنها منبع اعتبار و احساس ارزشمندیش میشود و این وابستگی شدید، هر تغییری را تهدید مینماید. در چنین وضعی، ورود فردی با دیدگاه تازه یا استانداردهای حرفهای بالاتر میتواند ساختار روانی کسانی که این اکوسیستم را پذیرفتهاند، آشفته کند. تفاوتها بهطور تلویحی ناکارآمدی سیستم را نشان میدهد و بهاین صورت مکانیسمهای دفاعی مثل حذف، تخریب یا شایعهسازی فعال میشوند تا «محدوده امن هویتی» حفظ شود. آموختم که اغلب مشکل از توانمندی یک نفر نیست بلکه از اکوسیستمی است که از رشد میترسد. محیطی که منابع مالی، شفافیت، نظم و مهارت واقعی در آن ارزش ندارد، برای آنهایی که به دنبال یادگیری و پیشرفت هستند مناسب نیست و به همین دلیل هر کسی که میخواهد مسئولیتپذیر باشد یا کار حرفهای انجام دهد با مقاومت و انرژی منفی روبهرو میشود. علاوه بر این، مدیرانی را دیدم که بدون داشتن دانش یا تجربهی لازم، مسئولیتهای گوناگون را میپذیرفتند و وارد هر کاری میشدند؛ فضای کار به شکل واضحی تبدیل شده بود به جایی که هرکس فقط کمی بلندتر صحبت میکرد، خود را صاحبنظر مطلق میدانست. حضور این مدیران به جای روشن شدن مسیر، کارها را پیچیدهتر میکرد و تصمیمها بر پایه حدس بود، دخالتهایی بدون فهم موضوع اتفاق میافتاد و اصرار عجیبی بود که همهچیز مطابق نظر آنها پیش برود. گاهی واقعا از آن دسته تصمیمات که زیر نور دیده نمیشود، خیلی ساده است که کسی هنوز اصول اولیه را ندانسته است اما تصمیم میگیرد. واقعیت این است که وقتی مدیریت تبدیل به ابزار جبران کمبودهای شخصی میشود، هیچکس جای رشد ندارد. چنین مدیرانی معمولا از تخصصها میترسند؛ چون تخصص، معیار سنجش است و معیار سنجش احتمال پیدا شدن ضعفها را بههمراه دارد. نتیجه این میشود که فضای کاری بیشتر به مراقبت از هر خطای مدیر بدل میشود تا به اعتماد و یادگیری؛ بهجای رشد، همه نگرانند که کوچکترین اشتباه مدیر به «چشم خطر» تبدیل نشود. این تجربه برای من تنها یک درس کاری نبود؛ فهمیدم نبود دانش در مدیریت فقط یک مشکل فنی نیست، مسئلهای انسانی است که میتواند روحیه، انگیزه و رشد یک تیم را تحت تأثیر قرار دهد. بیانگیزگی در سازمان به چشم میخورد چون اکثر افراد فقط بهخاطر اینکه «هستند تا باشند» منتظر فرصتهای بهتراند یا شرایط جدیدی میخواهند. حجم تعدیلهای نیرو، عدم تسویهحساب با کارمندان پیشین و رفتارهای غیرمنصفانه، اعتماد و امنیت روانی را از بین میبرد و معلوم است که تصمیمها نه بر پایه شایستگی که بر پایه روابط و ترس گرفته میشوند. نتیجه روشن است: انرژی، تع
راهی که در پیش دارم با شوقی فراوان و استرسی کمنظیر آغاز میشود و من هنوز از آن مسیر خسته و فرسوده برمیگردم. دوباره به همان نقطهای که از آن برخاسته بودم بازمیگردم؛ با حالتی خسته و خراب اما با عزم ادامه درونی. هر گامی که برمیدارم، همان اشتیاق اولیه را در دل دارم، در حالی که疲لتن ناشی از مسیر کاری اخیر همچنان پشت سرم باقیست.
من یک سال در این شرکت کار کردم و هنوز تسویهحساب انجام نشده است؛ هر بار که پیگیر میشوم میگویند پول نداریم. ظاهرا برای اخذ حقم تنها با شکایت میشود حق خود را پس گرفت. واقعا برای خودم تأسف دارم.
در شرکت آکادمی یاسان با حقوق به صورت فصلی و غیرمنظم مواجه شدم و پرداختها به موقع و با ثبات نبود. معمولا نیمی از حقوق در ابتدای ماه پرداخت میشد و نیمه دیگر مشخص نبود یا به تعویق میافتاد. اگر بخشی از حقوق به صورت وام یا اقساط بود یا اجارهای داشتید، باید بدانید که این موارد به کنار میانگین حقوق پایین اضافه میشدند و منجر به کاهش قابل توجه دریافتی میشد.
به این شرکت اعتماد ندارم و فکر میکنم خانوادهها نباید به مجموعههای آموزشی اینچنین اعتماد کنند. فضایی که اینجا وجود داره واقعا ناسالمه و همه از آن ناراضیاند. رفتار و جو کاری توی مجموعه به نحوی است که نمونههای یک محیط کار سمی را کامل داراست. جالب این است که همهی تجربههای مثبت که درباره این مجموعه در همین صفحه نوشته شده، همگی در یک روز ثبت شدهاند که از نظر حرفهای بودن در سطح پایینی قرار میگیرد.
فضای شرکت برای من با حسی دوستانه و آرام بود، جایی که همگان از مدیران تا همکاران به پیشرفت، یادگیری و بهبود مستمر اهمیت میدادند. اینجا نه تنها شرکت در جهت رشد تلاش میکرد، بلکه برای رشد فردی هر فرد حاضر در تیم هم ارزش قائل بود و فضایی آرام و بدون استرس حاکم بود.
اما توانستم در مجموعهای با فضایی دوستانه و پویا کار کنم که به بچهها فرصت رشد میدهد و در عین حال برای تدریس هم فضایی مناسب فراهم میکند. اگر به آموزش علاقه دارید و میخواهید ساعات کار منعطف باشد، اینجا گزینه خوبی است و امکان همکاری به صورت پارهوقت وجود دارد. فضای کار صمیمانهای داشت و به ویژه برای دانشجویان و کسانی که دنبال کار جانبی هستند، گزینهی مناسبتری محسوب میشد.
دنبال فضایی صمیمی بودم که بدون هیچ هزینهای بتوانم مفاهیم برنامهنویسی را بیاموزم و خوشحالی از یادگیری کنار استادم و دوستانم را تجربه کنم. رویکرد آنها بهراحتی قابل لمس است؛ همه با احترامی عمیق به مربیها و با روحیهای دوستانه رفتار میکنند. واقعا تحت تأثیر فضا و نحوهی یادگیریشان قرار گرفتم و از این تجربه راضیام. امیدوارم جوانان و بهخصوص دانشجوها هم بتوانند چنین محیطی را تجربه کنند.
به نسبت کار و انرژی که ازتون میخوان، حقوق ناچیزی پرداخت میکنن و انتطارات بالایی هم ازتون دارن. شما رابط بین والدین و شرکت هستید و عملا هر مشکلی که باشه دو طرف از چشم شما خواهند دید. اگه کار کردن با بچهها رو دوست دارید و وقت خالی زیادی دارید و انتظار حقوق خاصی ندارید خوبه وگرنه نه پیشرفت خاصی میکنید و نه تجربه ارزشمندی میشه براتون.
یه مجموعه آموزشی بدون هرگونه مزایا و حقوق مناسب که فقط عمر و وقت آدم رو هدر میدن. مدیران بی سوادی که با جو سعی میکنن چند برابر ازت کار بکشن. به وقتش به دردشون نخوری پرتت میکنن بیرون و همهی قول هایی که بهت دادن رو فراموش میکنم و اونا راهشو بلدن کاری میکنن که خودت درخواست خروج بدی
استخدام در آکادمی یاسان
از مجموع ۱۲ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۲ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۲۵٪ از کاربران آکادمی یاسان را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۲
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۰ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۰ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۰ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی آکادمی یاسان مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره آکادمی یاسان
آیا آکادمی یاسان در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از آکادمی یاسان ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در آکادمی یاسان چگونه است؟
بر اساس ۱۲ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۰ از ۵ است؛ ۲۵٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در آکادمی یاسان چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در آکادمی یاسان از نگاه ۱۲ کارمند: ۲.۰ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در آکادمی یاسان چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از آکادمی یاسان ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در آموزش، مدارس و دانشگاهها
شرکت مهدکودک شادلین تجربهای عالی برای من بود؛ بهقدری که بسیاری از کامنتها را که دیدم، بیشتر از خصومتهای شخصی به نظر نمیرسید. در این مجموعه روی صحت اطلاعات و رضایت مشترکها خیلی تأکید میشد و ماهیانه آزمون داشتیم و ی
شرکت آموزشگاه پل دانش برای من تجربهای بوده که به شدت ناامیدکننده بود. هر روز شاهد محدودکردن اختیار کارکنان بودم؛ با وجود تجربه و تخصص، مجبور بودم دقیقاً همان کارهایی را انجام دهم که مدیر میخواست، حتی اگر اشتباه بود. هم
برای بولوت آکادمی تجربهای کاربری در کارشناس تجربه میکنم، اما مدیریت اونجا واقعاً بیدسته و بیتوجهی نسبت به نیروها دیده میشه. ساختار مجموعه به نظر ضعیف میآد و به جایگاه افراد احترام زیادی قائل نیستن. برخوردها شبیه رف
سه سالی میشود که در آکادمی طلا فعالیت دارم و از دوران کارآموزی در بخش سرمایهگذاری تا به امروز با تغییر و پیشرفت زیادی روبهرو شدم. در این مدت هم سطح دانشم رشد کرد و هم جایگاهم از نظر ارتباطی رشد یافت. این ترکیب موجب شد
در مصاحبهای با شرکت مهدکودک قصر ستارهها شرکت کردم که مربوط به لجستیک و فروش بود. ابتدا احساس کردم برای موفقیت در این فرایند شانسی دارید و بدون ارتباط ویژهای هیچ شانسی ندارید. سوالاتی که مطرح شد به نظر میرسید ارتباط ک
به نظر من محیط کار این شرکت پر از درگیریها و رفتارهای غیرحرفهایه و این وضعیت واقعاً آزاردهنده است. از لحاظ فنی، سطح دانش تیم پایین بود و لیدها تجربه کافی نداشتن؛ خیلیهاشون اصولاً تازهکار بودن. مدیر هر بخش رو به افراد