شرکت کوچک با مدیر منابع انسانی کوته فکر
تجربه کاری کارمند در آیتانیش
امتیاز ۱.۰ از ۵ (فروردین ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۴).
مدتی رو از روی اجبار با این خانم مدیر منابع انسانی کار کردیم که پر از عقده بود گاهی در یک شرکت، مشکل از کمبود نیروی متخصص نیست؛ مشکل از مدیری است که تحمل نیروی متخصص را ندارد. مدیر منابع انسانی قرار است آدمها را بشناسد، استعدادها را کشف کند، انگیزه ایجاد کند و بین منافع سازمان و کارکنان تعادل برقرار کند؛ نه اینکه اتاقش را به محلی برای قدرتنمایی، تحقیر و اثبات برتری شخصی تبدیل کند. مدیری که از نیروی توانمند میترسد، معمولاً بهجای رشد دادن او، سعی میکند کوچکَش کند. مدیری که نگاهش کوتاه است، آدمها را بر اساس توانایی و شایستگی نمیسنجد؛ بر اساس میزان فرمانبرداریشان قضاوت میکند. و مدیر منابع انسانیای که خودش را بالاتر از کارکنان میبیند، فراموش کرده که عنوان «مدیر» مجوز رفتار غیرحرفهای نیست. کوتهبینی مدیریتی دقیقاً از جایی شروع میشود که مدیر فکر میکند هرکس از او بهتر، باسوادتر یا باتجربهتر باشد، تهدید است. سازمان حرفهای جایی نیست که همه از مدیر بترسند؛ جایی است که مدیر بتواند آدمهای قویتر از خودش را جذب کند، رشد دهد و حفظ کند. اگر یک مدیر منابع انسانی بهجای ساختن اعتماد، ترس میسازد؛ بهجای کشف استعداد، استعدادها را سرکوب میکند؛ و بهجای حل مسئله، از جایگاهش برای کوچک کردن دیگران استفاده میکند، شاید وقت آن رسیده باشد که خود سازمان یک سؤال جدی از خودش بپرسد: چه کسی قرار است منابع انسانیِ منابع انسانی را مدیریت کند؟ چون بزرگترین هزینه یک شرکت همیشه حقوق کارکنان نیست؛ گاهی نگهداشتن یک مدیر نالایق، گرانتر از از دست دادن دهها نیروی توانمند تمام میشود.