شکایتی از تجربهام اینجا
تجربه کاری کارمند در الکترونیک گستر
امتیاز ۲.۰ از ۵ (آذر ۱۳۹۹ تا آبان ۱۴۰۲).
به طور کلی با مدیر منابع انسانی روبهرو میشم که ادعا میکنه رشتهش روانشناسیه، اما رفتارهاش خیلی بیادبه و بدبرخوره و به نظر نمیرسه واقعاً بتونه با آدمها درست ارتباط برقرار کنه یا موضوع رو بفهمه. با خیلی از نقدهایی که بقیه نوشتن تا حد زیادی موافقم؛ این شرکت به خاطر بازار بورس و سوددهی عجیبغریب رشد کرده، نه بهخاطر توان فنی. با یکی از مسئولان مصاحبه صحبت کردم که کلی از سوادش حرف میزد، اما از لحاظ فنی معمولی بود و بیشتر جاروجنجال میکرد تا کار درست انجام بده. اضافهکاری رو هم بهحساب نمینویسند. دو دفتر دارن و اوضاع نظم و مدیریتشون خیلی ضعیفه. اگه با مدیریت ارتباط داشته باشی حقوقهای خیلی بالا میگیری، وگرنه ممکنه زیر دست یکی از فامیلهای مدیر بندازهت که اصلاً بلد نیست کار رو درست انجام بده. مدیران ارشد هم با هم رابطهی خوبی ندارن. اگه سابقهات زیاد باشه احتمالاً به سرعت مدیرت میکنن، مهم نیست سوادش رو داشته باشی یا نه. نکتهی عجیب دیگه اینه که کسی که ده سال تجربه داره ممکنه در اینجا از کسی که تنها پنج سال توی شرکت بوده کمتر حقوق بگیره، چون فرمول حقوق بر پایهی سابقه در شرکت حساب میشه — در حالی که شرکت واقعاً سالها پروژهی جدید درست و حسابی لانچ نکرده. خلاصه اینجا خیلی باندبازی و پارتیبازی هست. و وقتی بعضیها میگویند «اینجا بهشته» و نظرات منفی رو جانبدارانه میدانند، باید بگم اینکه نظر اکثریت رو زیر سوال میبرم نشون میده تجربهم کجاها محدود بوده؛ اینکه برای من خوب بوده دلیل نمیشه برای همه خوب باشه. دستمالتو بردار و برو کارت رو انجام بده.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در این تجربه احساس ناامیدی و سوءظن نسبت به سیستم مصاحبه را تجربه کردم و میخواهم با لغات و ساختاری کاملاً نو بازگو کنم. قرار بود مصاحبه با من در اولین زمان، ساعت هشت و سی دقیقه صبح، شروع شود اما تا نزدیک ساعت نه و پنجاه هیچکس نیامد و حتی در زمان جلسه با ما رفتار سردی داشتند و از اتاق بیرونمان کردند. در هفته بعد گفتند یک تست عملی بده اما هیچ جزییاتی دربارهاش ارائه نکردند و فقط گفتند هرچه بلد هستی پیاده کن؛ همان روز کامل وقت گرفتم و نتیجهای هم از جانب آنها گفت نشده بود. پس از آن خبری نشد. کدی که نوشتم از نظرشان خیلی بهتر از نیازشان بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیت داشته باشد. به واحد منابع انسانی یک هفته بعد زنگ زدم؛ با لحنی فرمانبردارانه گفتند که «خبرت میکنم»، ولی نتیجهای نگرفتم. برای مصاحبه سوم، تماس گرفتند و رفتم؛ اما جلوی در گفتند که کنسل شده و برگردم و گفته شد که اوایل هفته بعد دوباره هماهنگ میکنیم، ولی باز خبری نشد. امروز، بیست وپنجم آبان هزار و چهارصد و چهار، ساعتم ده بود که پیگیری کنم و دقیقهٔ یازده ایمیلی با محتوای عدم تأیید دریافت کردم. در کل به بیمسئولیتی شدیدی برخورد کردم و زمان و انرژیام هدر رفت. خدا بزرگ است، اما واقعاً از شما به اندازهٔ یک و نیم روز کاری انتظار میرفت. این بیمسئولیتی واقعاً آزاردهنده است.