مصاحبهای که وقتمو خورد
تجربه مصاحبه برنامهنویس بکاند در الکترونیک گستر
عدم پذیرش.
در این تجربه احساس ناامیدی و سوءظن نسبت به سیستم مصاحبه را تجربه کردم و میخواهم با لغات و ساختاری کاملاً نو بازگو کنم. قرار بود مصاحبه با من در اولین زمان، ساعت هشت و سی دقیقه صبح، شروع شود اما تا نزدیک ساعت نه و پنجاه هیچکس نیامد و حتی در زمان جلسه با ما رفتار سردی داشتند و از اتاق بیرونمان کردند. در هفته بعد گفتند یک تست عملی بده اما هیچ جزییاتی دربارهاش ارائه نکردند و فقط گفتند هرچه بلد هستی پیاده کن؛ همان روز کامل وقت گرفتم و نتیجهای هم از جانب آنها گفت نشده بود. پس از آن خبری نشد. کدی که نوشتم از نظرشان خیلی بهتر از نیازشان بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیت داشته باشد. به واحد منابع انسانی یک هفته بعد زنگ زدم؛ با لحنی فرمانبردارانه گفتند که «خبرت میکنم»، ولی نتیجهای نگرفتم. برای مصاحبه سوم، تماس گرفتند و رفتم؛ اما جلوی در گفتند که کنسل شده و برگردم و گفته شد که اوایل هفته بعد دوباره هماهنگ میکنیم، ولی باز خبری نشد. امروز، بیست وپنجم آبان هزار و چهارصد و چهار، ساعتم ده بود که پیگیری کنم و دقیقهٔ یازده ایمیلی با محتوای عدم تأیید دریافت کردم. در کل به بیمسئولیتی شدیدی برخورد کردم و زمان و انرژیام هدر رفت. خدا بزرگ است، اما واقعاً از شما به اندازهٔ یک و نیم روز کاری انتظار میرفت. این بیمسئولیتی واقعاً آزاردهنده است.