فروش
تجربه کاری فروش در انتقال داده ماهان (ماهان نت)
امتیاز ۳.۰ از ۵.
در محیط کار ماهان نت به دلیل رفتار مدیریتی ناپسند، تجربهای ناگوار در بخش فروش داشتم. مدیریت با بیادبی قابل توجه بود و منابع انسانی با وضعیتی نابسامان روبهرو بود. این واحد به سمت حاشیهسازی پیش میرفت و بهجای توجه به حقوق کارکنان، رویکردهای دیگر رخ میداد. پرداخت حقوق نیز با تاخیرهای چند ماهه و بهصورت ناقص انجام میشد. مدیران حاضر در شرکت یا با روابط خانوادگی، یا با روابط شخصی نامناسب و یا با روابط دوستانه نامناسبی مرتبط بودند. برای دریافت حقوق و تسویهحساب، در برخی موارد مجبور شدم از طریق مراجع قانونی اقدام کنم تا بتوانم حقوقم را دریافت کنم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
اگر به دنبال محیطی با فشار کاری بالا و حاشیههای فراوان هستید که حقوق نسبتا ناچیز باشد و دائما از سوی مدیران با توهین و تحقیر روبهرو شوید تا شخصیتتان تضعیف گردد، این شرکت میتواند گزینهای برای شما باشد. مدیریتشان بیثبات و غیرحرفهای است و به کارمندها اهمیت نمیدهد. کار در این شرکت میتواند یکی از بزرگترین اشتباههای عمرتان محسوب شود.
برای من که از جو کار در این شرکت تجربه کردم، محیط کار خیلی پرتنش و بدون فرصت واقعی برای پیشرفت بود و حقوق هم به نسبت افتضاح بود؛ در زمان تسویه هم مبلغی که میگیرم کمترین مقدار ممکن بود. واقعا هیچ خرجی برای ماندن در اینجا وجود ندارد در مقایسه با شرکتهای معتبر دیگر. منابع انسانی رفتار نامناسب و غیرحرفهای دارن و فکر میکنم هیچکدام از ما از رفتار آنها رضایت نداریم؛ آنها هم با من و هم با همکارانشان مثل من برخورد میکنند و انتظار ادب از سمت من را ندارند. با وجود چنین رفتارهایی، به نظر من نباید وقت ارزشمندمان را در چنین جایی صرف کرد.
روزهای کاری که با ماهان نت سپری میکنم اگر دنبال جایی باشی که هم زمان و اعصاب آدم را تحت فشار بگذارد، قطعا گزینهای مناسب است. حقوق هم به وضوح مشخص نیست و اینکه پرداخت بشود یا نه، هنوز روشن نشده است. برای تسویه حساب باید شش ماه پیگیر بود و این فقط آغاز ماجراست: بعد از اینکه شش ماه میگذرد، باز هم باید دنبال پرداختها دوید تا بالاخره بتوانم چیزی دریافت کنم. به کرامت انسانی خیلی کم توجه میشود و اینکه کار را انجام میدهم یا نه، برایشان اهمیت ندارد؛ مهم این است که چه کسی بیشترین حرف را میزند و هر چه میگویند عملی میشود.
در این شرکت تجربهای پرتنش داشتم که نتیجهاش از نظر من بهبود پیدا نمیکرد. برای مدتی یک سال در آنجا بودم و هر ماه با رفتارهای متفاوتی از سمت مدیریت مواجه میشدم که به نظر میرسید برای کارکنان واحد به وجود میآمد. ساختار تیمی بهطور کامل مشخص نبود و تقسیم وظایف به صورت منظم انجام نمیشد: کسی که سابقه فروش داشت به وظیفه پشتیبانی گماشته میشد و در کنار این، کار کنترل کیفیت هم بر عهده پشتیبانی بود. این سردرگمی باعث میشد همه احساس کنند کارهایشان همزمان چند نقش را باید ایفا کنند. در پرداختها مشکلاتی بود که به طور مداوم تجربه شد. مبلغ حقوق به صورت فصلی و با تاخیر پرداخت میشد و گاهی اختلافهایی در میزان دستمزد وجود داشت که به ماههای بعدی منتقل میشد. بهطور کلی سطح دستمزد پایین بود. فضای کار نیز پرتنش و پر از اعتراضات بود؛ برخوردها گاهی به شکل فشار و سوالجوابهای شدید در محیط کار شکل میگرفت و نگرانی بابت رفتارهای غیرمنصفانه وجود داشت. همچنین به برخی منابع شنیده میشد که روابط داخلی به شکل پارتیبازی و کشوقوسهای داخلی پیش میرفت و از برخیها یاد شده بود که این موضوع به مراجع مختلف گزارش شده است. در مجموع، تجربهام از این شرکت به دلیل رویکرد مدیریتی نامشخص، تقسیم وظایف غیرشفاف، حقوق نامنظم و فضای کار پرتنش کمتر بهبود مییافت.
در یک محیط کار نامنظم و پر از استرس بود که به نظر میرسید هیچچیز درست مدیریت نمیشود. قبل از شرکت در مصاحبه حتما تجربههای همکاران را در سایتهای کاریابی میخواندم تا بفهمم به چه وضعیتی ممکن است برخورد کنم. منابع انسانی تعویق میداد و فقط به حرفهای من گوش میدادند؛ هیچ اقدام ملموسی انجام نمیشد. مرا به زیرزمین بردند جایی بدون پنجره، شرایطی شبیه به زندان داشتیم و آنجا یک ماه کامل کار میکردیم تا به طبقه بالاتر رفتیم که در گرمای تابستان یک کولر هم برای سالن وجود نداشت و جمعیت زیادی آنجا بود. وقتی اعتراض میکردم، به جای شنیده شدن، با بیتفاوتی روبهرو میشدم و جرات صحبت نبود. هر جا به جز دستشویی دوربین داشت و حتی زمانی که برای تسویهحساب تماس گرفتم، بهطور غیرمنتظرهای با دنیا برخورد میکردم؛ وقتی من به تسویه مخالف بودم، فهمیدم از طریق یکی از همکاران که زودتر تسویه کرده بود، موضوع را فهمیدم و به من زنگ نزدند تا خودم تماس بگیرم. آنقدر بیشخصیت و بیثبات بودند که بستهای اسکناس تاخورده و تراول چک به من دادند بدون اینکه شماره حساب یا روال مشخصی وجود داشته باشد. فضای محیطی و وظایف بهطور کامل نامناسب بود و استرس بهحدی بود که تنها حمایت به نظر میرسید زیر پایانیبودن مدیران سطح بالا و رفتارهای سیاسی درون سازمانی است.