تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در ایرانتیک
امتیاز ۱.۰ از ۵ (خرداد ۱۳۹۸ تا خرداد ۱۳۹۹).
وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که فشار کاری بالا، بیتوجهی به پرسنل و نبود چشمانداز شغلی درست وجود داره و فضای کار خیلی ناسالم به نظر میرسید. مدیران بهطور نامناسبی برخورد میکردند و سطح فنی پایین بود، بهطوری که به نظر میرسید شرکت بیشتر بر پایه روابط استوار است تا شایستگیهای حرفهای. فضا تا حد زیادی فشرده و سخت مینماید، با عدم تسلط کافی از سوی مدیران و رفتارهای برخورد نامناسب که در هر سطحی از کار ممکن است با شما همراه شود. در مورد روابط داخلی هم بیشتر اوقات دیدم که اکثر کارکنان از دانشگاه یا دورههای آموزشی که مدیر فنی در آن تدریس میکردند آمده بودند یا بخش زیادی از رفقا و آشنایان مدیران آنجا حضور داشتند. ورود افراد جدید بدون آشنایان آنها به سرعت از شرکت خارج میشدند و دوام زیادی نمیآوردند. در خصوص اضافهکاری هم اوضاع روشن نبود؛ معمولا اضافهکاری پرداخت نمیشد و وقتی هم پرداخت میشد، فقط بخش کوچکی از آن را میدادند و دلیلشان این بود که راندمان کم بوده است. معمولا انتظار داشتند با وجود تکرار چنین شرایطی، برای مدت طولانی بمانید و کار کنند، حتی در روزهای جمعه هم از شما کار میکشیدند. مزایای কোম্পان هم تنها شامل عیدی و سنواتی میشد که با تأییدات وزارت کار انجام میشد. در رابطه با صداقت و اطلاعات هم گاهی ادعا میکردند که پروژه لانچ داریم و از ما میکشیدند تا کار را انجام دهیم، اما واقعیت این بود که خبری از وضعیت شرکت نبود و هیچ اطلاعی به کارکنان نمیدادند. حتی با همکاران هم معمولا نباید صحبت کرد و در غیر این صورت با واکنش شدیدی مواجه میشدید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
باور کردم که از سطح تازهکار وارد ماجرا شدم و بهعنوان یک نفر تازهکار در حوزه بکاند جذب شدم و هیچ ادعایی درباره دانش یا برتری نسبت به همتیمیها نداشتم. تیم لید فنی با صبر و حوصله مشکلاتم رو رفع میکرد و تاکنون در این شرکت هیچ روزی نبوده که نکتهای جدید یاد نگرفته باشم. اگر خودم را یک مدیر سطح بالا میدیدم، شاید انتظارها از من بالاتر بود. در نقش مدیر فنی، با درک متقابل نسبت به افراد هیچ فشار کاری خاصی به من یا اعضای تیم وارد نشده و نمیشود تا کارها و وظایف بهطور منظم انجام بگیرد؛ گاهی مدیران بالاتر فشارهای زیادی را تحمل کردهاند اما با توجه به شرایط، به تیم فنی منتقل نکرده و صبر کردهاند.
من در شرکت ایرانتیک تجربهای کاری داشتم که با وجود امید به تعادل کار و زندگی، اوضاع خیلی متفاوت بود. از من میخواستند هر روز از ساعت نه صبح تا دوازده شب در دفتر حاضر باشم چون ددل line نزدیک بود و تقریبا دو ماه لانچ داشتیم. شبها هم حضور در محل لازم بود و به تشخیص مدیر فنی اضافهکاری هرگز به من تعلق نگرفت زیرا بازدهی رضایتبخش نبود. حقوق و مزایا هم کامل طبق قرارداد پرداخت نمیشد و برخی موارد به دلایل واهی انجام نمیگرفت. قراردادها با بستههای وزارت کار بسته میشد و عیدی، سنوات و بیمه هم به همان صورت ناواضع محاسبه میشد. در زمینه امنیت شغلی و فرصتهای پیشرفت، هر ماه تقریبا دو نفر اخراج و جایگزین میشدند. به شخصه هیچ کس را ندیدم که این شرکت را در پروفایل لینکدین خود درج کند؛ اکثر افراد منتظر بودند که بگویند از ماه آینده دیگر نمیآیند. از طرفی تیم توسعه نرمافزار ما بر استایل کد تأکید زیادی داشتند و این نکته به بهبود سبک کدنویسی کمک میکرد، اما حقوق و مبلغ قرارداد با آنچه پرداخت میشد تفاوت زیادی داشت. مدیریت هم به روشی عمل میکرد که به جای تشویق، از کارمندانت میخواست تا با اضطراب و ترس از دست دادن شغل، کارها را انجام دهند. در نهایت، از همه چیز بدتر سخنرانیهای حماسی یکی از همکاران بود که به رغم کمترین اعتقاد به حرفهایش، روی خودی نشان میداد و از مدیریت حداقلی زندگی خودش هم بر نمیآمد.