جو پرتنش و وعدههای دروغین
تجربه کاری توسعهدهنده نرمافزار در ایران خودرو
امتیاز ۲.۰ از ۵ (شهریور ۱۴۰۵).
وقتی در ایران خودرو مشغول کار بودم فضای کار همواره پرتنش و پر از حاشیه بود. مدیران بیشتر با لابیگری و حمایت از برخی افراد اوضاع را وخیمتر میکردند و به نظر میرسید برخی افراد نسبت به بقیه امتیازهای ویژهای داشتند. شیوههای مدیریتی واقعاً ضعف داشتند؛ کلی حرف از قدرتمند بودن شرکت میزدند اما اجرای یک اسکرام ساده برای تیمی با پنج نفر را هم درست انجام نمیدادند. بهطور عملی فقط یک دیلی روزانه را داشتیم و ابزارهای معمولی مانند جیرا اصلاً وجود نداشت. چیزی که واقعاً روی اعصاب بود این بود که به خانمها میگفتند سه ماه قرارداد آزمایشی با حقوق پایین میبندند و بعد از پایان سه ماه، حقوق را بهروز میکنند، اما وقتی سه ماه تمام میشد و تسکها هم انجام شده بود، کسی تماس نمیگرفت تا قرارداد تمدید شود. از نظر من این رفتار شبیه کلاهبرداری بود. بعدها فهمیدم این روند برای پایین نگه داشتن حقوق همگانی و با وعدههای تکرارشونده ادامه داشت.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من دقیقا همان تجربه را در کار با مرکز خدمات شرکت ایران خودرو دارم و قصد دارم به شیوهای تازه و طبیعی، با حفظ محتوا بازنویسی کنم. اولین چیزی که میخواهم بگویم این است که نظرهای مثبتِ ظاهری دربارهٔ این فضا اغلب از خود مجموعه برمیآید و من تجربهٔ متفاوتی داشتم. اینجا فضایی شدیداً با فشارهای جنسیتی مواجه است؛ منابع انسانی را بهسان رفتار با ربات میبینند و بخش زیادی از کارکنان بخش منابع انسانی به دلیل فشار عصبی و رفتارهای ناپسند از مجموعه فرار میکنند. باقیماندهها هم فقط به خاطر حقوق کمِ ناچیز، ماندگار میشوند. هرچقدر هم تو تجربه و حرفهای باشی، باز هم بهطور کامل رضایت را جلب نمیکنند و با رفتاری چون اینکه لطف کردهاند و نگه داشتهاند، با تو برخورد میشود. نسبت به خانمها رفتارها واقعاً سختگیرانه است؛ از پوشش و حجاب تا هر نوع ارتباط کاری، نظارت بهطور کامل وجود دارد تا مبادا یک سلام ساده هم دردسر ایجاد کند—کاملاً بهنظر میرسد مانند یک پادگان اداره میماند. از تو میخواهند روی صندلی مشخصی بنشینی، چیز روی میز نگذاری، قدمی نروی و بهراحتی میگویند که همهچیز تحت کنترل است. معمولاً کارمندها را با توالی فشارهای مشتری کنار هم میچینند و در نهایت با حقوقی کم و با کلی منت بهتو میدهند. امنیت شغلی صفر است؛ کار در اینجا پر از استرس است چون حتی وقتی خوب هم کار میکنی، خیلی مواقع پس از چند اخطار به تو یادآوری میکنند که جایگزینهایی وجود دارد. بخشی به نام تضمین کیفیت وجود دارد که بهطور مداوم روشهای خاصی برای صحبت با مشتری تحمیل میشود؛ واژگان و چارچوب گفتگوی تو محدود میشود و اگر امتیاز پایین بیاید، بهطور جدی پیگیری میشوی. جایی برای اعتراض وجود ندارد؛ اگر اعتراض کنی، احتمالاً کارتو از دست میدهی. اختیار تصمیمگیری نداری و با معیارهایی رو به رو میشوی که باید خیلی فراتر از انتظارات باشی یا جریمه میشوی. هر آموزشی که میدهند، باید حتماً امتحان بدهی؛ آموزشی آنقدر سخت است که انگار دانشگاه است. رفتار با خانمها هم یکجور دیگر است: رنگ لباس باید مشکی باشد، موها پنهان باشد، حتی پاسخ دادن به سلام همکار آقا هم محدود است. ساز و کار تفکیک جنسیتی در محیط هم بهنظر خیلی ناقص و نامناسب است. در مقابل، آقایان در ارتباط با بیرون بهراحتی عمل میکنند و هماهنگی بیشتری دارند، اما داخل تیم خیلی از همکاران متقلب و زیرآبزن وجود دارند. خلاصه کنم: اگر آرامش و سلامت روان برایت مهم است، بهویژه اگر زن هستی، ورود به این سازمان را توصیه نمیکنم. هر چه بخواهی از تجربهٔ من بیاموزی یا نادیده بگیری، خودت میدانی چه برایت بهتر است.