برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در ايسيكو
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من سه سال و نیم تجربه کارمند در ایران خودرو را به چشم تجربهای واقعی به اشتراک میگذارم، اما قصد دارم از این تجربه به شکلی تازه و با بیانی روشن بنویسم تا لحن و معنا حفظ شود. سال ۱۳۹۹ از طریق شرکت ایران فاوا گسترش که مسئول جذب نیرو برای ایران خودرو بود، به عنوان نیرو برنامهنویس وارد شدم. ابتدای کار، واحد معاونت سیستمها به مدیریت آقای روهینا به من اختصاص یافت که بخش اصلی IT و نرمافزار شرکت محسوب میشود. طی مصاحبه و با تشخیص مدیر مربوطه، واحد سیستمهای مکانیزه تامین و لجستیک به ریاست آقای مهدی طالبیان برای من تعیین شد. از همان ابتدای ورود درگیر طراحی پروژهای فورس ماژول شدم و به قدری مشغله داشتم که فرصت فکر کردن به شرایط کار برایم میسر نبود و اضافهکاری اجباری تا حدود شش ماه ادامه داشت. در این مدت با وجود نمایش رفتارهای دو قطبی مدیر بخش، به دلیل اولویت کار به کار خود ادامه دادم، اما به مرور تحمل وضعیت سخت شد و همکاران هم از رفتارهای منفی او نالیدند. او هر روز اخلاقهای مختلفی داشت، کار را بیارزش میدانست، به همکاران توهین میکرد، اضافهکاری را اجباری میکرد و در امور خصوصی افراد دخالت میکرد. اینها تنها بخشی از ویژگیهای رفتاری او بود. پس از حدود یک سال، شرکت به من پیشنهاد داد قرارداد جدیدم با ایران خودرو تنظیم شود. با پایان فرایند ایرانخودروای شدن، متوجه شدم حقوقم حدود سه میلیون تومان کاهش پیدا کرده است. چندین بار اعتراض کردم و قول اصلاح داده شد، اما پس از حدود هشت ماه پیگیری نتیجهای مشاهده نکردم. در کنار من، حدود هجده نفر دیگر از همکاران نیز قراردادشان با همان شرکت مادر بسته شد. پس از مدتی به دلیل رفتارهای زننده، حقوق غیرقابل تحمل و شرایط کاری که به کارگری شبیه شده بود، درخواست استعفا را به مدیر مستقیم فرستادم، اما با من موافقت نشد و وعده افزایش حقوق داده شد. همان وعده بیعمل ماند و پس از چند ماه دوباره بنده را به کار گماشتند، اما باز هم شرایط بهبود پیدا نکرد. در نهایت حدود یک ماه پیش بدون اطلاع قبلی، وقتی وارد شرکت شدم، دیدم کارت من غیر فعال است و فهمیدم قراردادم تمدید نشده است. اخیرا تصمیمات به سمت اخراج میرفت و از من برای تعیین تکلیف درخواست ملاقات میکردند اما با تاخیر به من پاسخ میدادند. این تجربه را بهطور دلسوزانه برای دوستانی که قصد ورود به این شرکت را دارند مینویسم تا از محیطی که میتواند اثرات منفی طولانی مدت روی کار و زندگی حرفهای بگذارد دوری کنند. محیطی که مدیر میتواند فارغتحصیل شریف باشد اما فرصت ۲.۵ سال از دست رفتن را برای من ایجاد کرده است، با وعدههای مکرر و بدون پایبندی به تعهدات، و بدون سوالی از دلیل خروج ۶ نفر نیرو در سه سال گذشته.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای من که تازه کارلاین رو تجربه رو شروع کردم، تصمیم گرفتم بعضی از مزایا و معایب رو بگم تا کسانی که دارن دنبال کار باشند، دید روشنتری نسبت به شرایط اونجا پیدا کنن. میخوام از مزایا شروع کنم: خیلی از بابت زمان کار بهخودت بستگی داره و این برای کسایی که دنبال شغل دوم هستند یا دانشجو هستند، خبر خوبیه. از طرفی اکثر کارهایی که پیشنهاد میشن، از طرف کارلاین اسنپ میگیرن تا درب کارگاه رو برسیم، و بعد از پایان شیفت هم بهظاهر کارفرما بهت خبر میده که دوباره اسنپ بگیری. به نظر من در مجموع مزیت مشخص دیگهای وجود نداشت. اما به معایب و مشکلات میرسیم. روز اول که وارد دفتر میشوید برای استخدام، بهتون میگن که شیفت صبح حقوق حدود ۲۵ میلیون و شیفت شب حدود ۳۰ میلیون است و اینکه زمان کار بهطور کامل دست خودتونه و اکثر کارها با برنامهریزی است. کار شما در انبارالمانی است و وقتی قرارداد را میبندید تصور میکنید که مثل یک کارگر ثابت در یک کارخانه مشغول خواهید بود، اما بعد از کلاس آشنایی با کار نرمافزار و مباحث مربوطه، مشخص میشود که شما بیشتر کارگر روزمزد هستید و هر روز در شرکتهای مختلف کار میکنید: یک روز ممکن است با دیجیکالا کار کنید، روز دیگر با تیپاکس یا چاپار و سایرین. بعد از امضا قرارداد، سفتهای برابر با ۲۰ تا ۳۰ میلیون یا کارت ملی بهعنوان گرو میگیرند و میگویند پس از ده روز میتوانید مدارکتان را تحویل بگیرید. گاهی اوقات برنامه کاری طوری نیست که بتوانید بهطور منظم به محل برسید و گزینههای مختلف به شما پیشنهاد میشود اما اکثر مواقع مسیرشان یا دور است یا زمانبندیها با شما همخوانی ندارد. قبل از شروع قرارداد بهتون میگویند نهایتا میتونید بیلتوری ۲۵ کیلو را بلند کنید و بالاتر از این مقدار را دردست ندارید، اما وقتی وارد محل کار میشوید میبینید که این محدودیت عملی نیست و ممکن است وسایل سنگینتری هم بدهند. بنابراین درک سنگینی کار برای افرادی با مشکلات جسمی دشوار است. بعد از یکی دو روز از ثبتنام در کارلاین، معمولا با تلفن تماس میگیرند و به بهانه خوشآمدگویی سوالاتی میپرسند ولی نهایتا به این موضوع میرسند که باید حداقل سه روز در هفته کار کنید، در حالی که در کلاس آشنایی با کار گفتند زمان کاری کاملا دست خودتونه و میتونید هر روز که دوست دارید کار کنید. برای کسانی که دنبال کار ثابت نیستند اوضاع معمولا قابل قبول است، اما برای دانشجو یا کسی که بهعنوان کار دوم دنبال درآمده، مشکل ایجاد میکند. وقتی بهطور رسمی قرارداد مینویسید، باید برای انجام طب کار، سابقه سوءپیشینه و تست اعتیاد هزینه بدهید. بسیاری از جاها این تستها رایگان نیستند و اینجا هم چنین شرایطی وجود دارد. همچنین در روزی که برای عقد قرارداد به دفتر میروید و وارد کلاس آشنایی با کار میشوید، پایان کلاس یک کفش مخصوص کار و یک یونیفرم به شما داده میشود و گفته میشود که هزینه این وسایل حدود ۹۰۰ تومان است. میتوانید این مبلغ را همینجا پرداخت کنید یا بهعنوان گرو مدارک مثل شناسنامه یا کارت ملی بدهید تا ظرف ده روز به حسابتان برگشت داده شود، اما بههرحال پول یونیفرم و کفش بهحساب شما کسر میشود و گفته میشود بعد از هفتاد و پنج روز برگشت داده میشود. به نظر من این مبلغ برای یونیفرم ساده و کفش معمولی خیلی زیاد است و معمولا
در نخستین روز ورودم فهمیدم راهی که رفته بودم در ایرانخودرو خیلی اشتباه بود. اسم بزرگ شرکت ایسیکو باعث شد انتظارها بالا برود، اما داخل شرکت اوضاع آنقدر ناخوشایند بود که انگیزهام به مرور کمتر شد و احساس سردرگمی بین همکاران بالا گرفت. با پیمانکار رفتار بهگونهای بود که انگار کارکنان ایرانخودرو شهروندان درجه یک و پیمانکاران تنها مهاجرانی بیپشتوانهاند. چند نفر از مدیران به ظاهر مسئول بودند اما علم و تخصص قابل قبولی نداشتند و بهخاطر ارتباط و پارتی به موقعیتهای بالا رسیده بودند. کار سیستماتی که باید انجام میدادم به دلیل فشار و رفتارهای غیرمنصفانه، به شکلی محدود میشد و اضافهکاری اجباری، حتی در روزهای تعطیل، تجربه میشد. نیروها بیشتر کارهای اضافی را به دیگران محول میکردند و من هم با وجود تعهد بالا، امکانات اداری مناسبی دریافت نکردم؛ حتی صندلی هم برای من نبود و همکاران، صندلیهای مهمان را به من میدادند و ما شش نفر در فضایی یک متر مربعی با سه سیستم کار میکردیم. پس از آن به اتاقی کوچک با فضای نه چندان مناسب برده شدیم و باز هم کسی با امکانات اداری بهطور کامل تجهیز نبود. نتیجه این تجربه برای من این بود که فرد باانگیزهای که عاشق کارش بودم، به مرور تحت فشار عصبی قرار گرفتم. به نظر من نباید تحت تأثیر اسم بزرگ شرکت قرار گرفت؛ شرکتهایی با محیط کار انسانیتر ارزش بیشتری دارند تا محیطی که سمی و استثمارگرانه است.
با تجربهای چند ساله در ایسیکو، من بهعنوان کارشناس لجستیک در واحد انبار کراسداک ایرانخودرو مشغول به کار بودم. هدفم از پذیرش این موقعیت، پیشرفت در تخصص و ارتقاء حرفهای بود تا بتوانم سهمی در بهبود مجموعه و صنعت کشور ایفا کنم. رزومهام نشان میدهد که دارای مدرک کارشناسیارشد مهندسی مکاترونیک از دانشگاه صنعتی مالکاشتر هستم و رتبهام در کنکور سراسری در سهرقمی بود؛ همچنین خدمت وظیفه عمومی را به طور کامل انجام دادهام. طی مدت حضور در شرکت متوجه شدم که روند پیشرفت و ارتقاء بیشتر به روابط و آشناییها وابسته است تا به شایستگی و تخصص. بسیاری از افرادی که حداقل تحصیلات را ندارند در پستهای کلیدی منصوب میشوند، در حالی که نیروهای متخصص و تحصیلکرده ناچار به پذيرش چنین ساختاری هستند و کرامت کار و حرفهای آنها بهطور مکرر نادیده گرفته میشود. برخی تصمیمها و رفتارهای مدیریتی بهگونهای است که فرصتهای برابر رشد برای نخبگان ایجاد نمیشود و بسیاری از امیدواران به آیندهای روشن برای پیشرفت را ناامید میکند. امیدوارم ساختار مدیریتی این شرکت اصلاحپذیر باشد و به سمت شایستهسالاری حرکت کند تا نیروی انسانی باتوان کشور بتواند واقعا به تعالی برسد و آیندهای روشن پیش روی آن باشد.
ورودی را که به خاطر دارم، در سالی که به شرکت ایران خودرو پیوسته بودم، تجربه کردم. شرکت به نظر میرسید منابع انسانی چندان فعال نباشد و فضای کارگری غالب باشد؛ تصمیمها بیشتر توسط مدیران و سرپرستان اجرا میشد و تاثیری هم از طرف کارکنان داشت یا نداشت. یکی از نمونههای قابلتوجه برای من، فردی بود که رئیس اداره سیستمهای مکانیزه تامین و لجستیک است؛ به دلیل ارتباطات گستردهای که داشت، گاه انعطاف بیشتری در برخورد با پرسنل نشان میداد. از لحاظ فنی هم احساس میکردم شرایط برای برنامهنویسان خیلی مناسب نیست و بیشتر برای کارمندان محوری طراحی شده است. من حدود چهار ماه فرصت همکاری با تیم را داشتم. سیستم ارزیابی عملکرد هم به شکلی بود که هر چه رئیس میخواست، مطرح میکرد و نتیجه نهایی میتوانست با هدفهای شخصی ملاک قرار بگیرد و گاهی به نظر میرسید با سطوح بالای امتیاز یا کمترین امتیاز همراه بود.
بیوقفه با وجود کار در ايسيكو، تجربهای بود که دیدگاه من را نسبت به حوزه نرمافزار و نقش آن در صنعت خودرو عمیقتر کرد. ايسيكو بخشی از گروه ايرانخودرو است و خدمات صنعتی متنوعی مانند حمل و نقل قطعات و بدنه، تهيه توزيع غذا و ایاب و ذهاب برای مجموعه ایرانخودرو را بر عهده دارد. تمرکز شرکت به سمت کاهش گستره خدمات و حرکت به سوی لجستیک و حملونقل است. کار در این مجموعه از جنبه نرمافزاری اجازه میدهد با انواع کسبوکارها و فرایندهای کارخانهای و صنعتی آشنا شوم و در کنار تیمهای اجرایی مختلف، تجربهای پخته در تحلیل و طراحی نرمافزار به دست آورم. مزایای کار شامل پرداخت منظم حقوق، برخورداری از وام و سایر تسهیلات، سرویس رفتوآمد رایگان، ناهار، پزشک کارگزاری و سالنهای ورزشی میشود که همگی جزو خدمات شرکت به پرسنل است. با وجود این، چالشهای متعددی هم وجود دارد؛ کار با حجم بالای دادهها و ارتباط دادن زیرسیستمهای گوناگون به هم، تغییر مداوم فرایندها و اعمال تغییرات در سیستمها از جمله این موانع است. یکی دیگر از مشکلات، بهروز نبودن فناوریهای بهکاررفته است؛ زیرا دهها نرمافزار با فناوریهای قدیمیتر نوشته شدهاند و بهروزرسانی آنها عملا دشوار و زمانبر است. تغییرات مدیریتی دورهای و عدم ارزیابی درست برای اعطای پستهای مدیریتی مانند مدیر، رییس و مسئول به پرسنل، باعث نارضایتی دیگر اعضا میشود.