وویکی‌تجربهجستجو
ای اینفلوئنسر
تجربه کاری۱ خرداد ۱۴۰۵

مارکتر

تجربه کاری مارکتر در ای اینفلوئنسر

امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· مارکتر

وقتی وارد شرکت شدم، فهمیدم که برای هر کاری باید ردپاهایی را دنبال کنم. به‌طور روشن به من گفتند اینجا هر کاری از من خواسته می‌شود و به‌عنوان مارکتر باید نویسنده، برنامه‌ریز، دیزاینر و هر نقشی که در لحظه لازم باشد را انجام بدهم. مدیر مجموعه فردی بسیار 自مغرور و بی‌ادب است که در جلسات با مدیرعامل و چند نفر از نیروها با الفاظ نامناسب و فحش‌های رکیک رفتار می‌کند. گاهی وسط جلسات با همسرش جر و بحث می‌کند و کلمات توهین‌آمیز به کار می‌برد. در گروه‌ها افراد را تگ می‌کرد تا تخریب شخصیت و ایرادات بی‌پایه بگیرد، چون دوست داشت جمله‌ای خاص را به‌عنوان مدل ارائه دهد و آن را دلیل بی‌هوشی نیروها می‌دانست. فحش‌ها را به انگلیسی در چت‌ها به کار می‌برد که به وضوح قابل شنیدن نبودند. هر روز جلسات بی‌هدف با بهانه گزارش‌های روزانه و هفتگی و همفکری برگزار می‌شد، اما واقعیت این بود که مدیر می‌خواست دو تا سه ساعت از وقت کارمند را بگیرد تا توهین کند و تخصصش را زیرسوال ببرد و در نهایت از خودش تعریف کند. اگر ایده‌ای برای شرکت داشتم، به‌طور مداوم طوری بحث می‌شد که انگار ایده‌ی خودش بوده است. شروع هر روز با وظایف جدید و بی‌هدف بود که تا آخر روز باید انجام می‌شد و وقتی نتیجه‌ای حاصل نمی‌شد، تقصیر به‌سختی گردن من انداخته می‌شد. هرگز نمی‌شد با صحبت درباره‌ی بی‌فایده‌بودن این تسک‌ها و پیگیری برنامه‌ی درست، مسیر برند را روشن کرد چون خودشیفتگی مدیر اجازه نمی‌داد. هم‌چنین با استفاده از اپلیکیشن ترکینگ که اسکرین‌شات می‌گرفت و زمان را ثبت می‌کرد، کنترل کامل روی کارهایمان را داشتند و باید دقیقا روزانه توضیح می‌دادیم و با تصاویر مطابقت می‌کرد. به‌نوعی مایکرومنجینگ بود. از همان ابتدای کار از ما می‌خواستند روزی نه‌ساعت کار کنیم و به تدریج این ساعات اجباری بالاتر رفت. در مدت قطعی اینترنت هم گفتند باید تا جبران نقص اینترنت، تا پانزده ساعت کار کنیم بدون حقوق اضافی. در نهایت، در شرایطی بحرانی، بدون اطلاع قبلی، اکثر کارکنان شرکت (حدود سی نفر) اخراج شدند و حقوق کسی را هم پرداخت نکردند. وقتی اینترنت قطع بود، گفتند باید آنلاین باشیم تا حقوق ماه قبل را بدهند. همه در بدترین شرایط منتظر پرداخت حقوق قبلی بودند، اما مدیر نه تنها با تأخیر حقوق را پرداخت نکرد، بلکه گفت باید با هزینه‌های خود فیلترشکن تهیه کنیم و کار کنیم تا پول‌هایمان را با تأخیر بدهند. در نهایت هم تسویه نکردند و به‌طور کاملا غیرحرفه‌ای کارکنانی که حاضر به کار نکردند را اخراج کردند. اگر دنبال محیطی با کمترین احترام، حقوق ناکافی، فشار زیاد و رفتار سمی هستید، این شرکت به نظر من گزینه‌ای مناسب نیست.

نقاط قوت

نقاط ضعف

عدم توازن کار و زندگی
بیمه نکردن
محیط غیر حرفه ای
عدم امنیت شغلی
ساعت کاری بالا
جلسات کاری بیش از اندازه
عدم امکان استراحت بین کار
عدم پرداخت به موقع حقوق
کنترل افراد با دوربین

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

ای اینفلوئنسر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مارکتر
۱.۰
مارکتر

شرکت ای اینفلوئنسر، مجموعه‌ای بی‌نظم و بدون ساختار مشخص است که منابع انسانی ندارد و مدیریت مطلوبی هم در کار نیست. در مواقع بحران، توانایی لازم برای مدیریت بحران را ندارند و فرایندها به مشکل می‌خورند. صاحب شرکت با ادبیات نامناسب و رفتار خودخواسته‌ای عمل می‌کند و به کارمندان توهین و ناسزا می‌گوید. احترام به تخصص افراد وجود ندارد و از تیم می‌خواهد تنها تابع دستورهای او باشند. وقتی افراد شرکت را ترک می‌کنند، عموما حقوق و مزایایشان به درستی پرداخت نمی‌شود. رفتارها شبیه مدل‌های توصیفی عصر برده‌داری است و بسیاری از همکاران مجبورند شرایط نامناسب را تحمل کنند. وقت زیادی از برگزاری جلسات روزانه برای گزارش کارها تلف می‌شود.

ای اینفلوئنسر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نویسنده
۱.۰
نویسنده

این تجربه ای بود که نشان می‌دهد مدیریت آن شرکت به کارمندان اختیار عمل نمی‌داد و رفتار مدیران با کارکنان مناسب نبود. با وجود تجربه و تخصص افراد، اجرای دستورات از سوی مدیر کل مجموعه بود و ممکن بود اشتباه باشند. نظارت اولیه فقط به کنترل زمان حضور محدود می‌شد و بقیه بخش‌ها به چشم‌اندازهای مدیریتی گره می‌خورد. رفتار مدیر نسبت به نیروها اغلب توهین‌آمیز و نامناسب بود و ناسزا و تحقیر از شیوه‌های رایج مدیریتی به نظر می‌رسید. وقتی اینترنت قطع بود، پرداخت‌های کل کارکنان به تعویق افتاد تا حدی که برخی به اینترنت دسترسی پیدا کنند. در روزهای پرالتهاب جنگ، مدیران تنها به تهدید اخراج متوسل می‌شدند و در عمل اینترنت هم قطع بود. نتیجه این وضعیت این شد که همه کارکنانی که سال‌ها با سختی‌ها کنار آمده بودند، بدون پرداختی معوق برای مدتی طولانی از کارشان جدا شدند و بسیاری هنوز موفق به دریافت حقوق خود نشدند.

ای اینفلوئنسر
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۳.۰

در این شرکت احساس می‌کنم به من به عنوان یک عضو باارزش نگاه می‌شود و همین موضوع اعتمادبه‌نفسم را بالا برده و انگیزه‌ام را تقویت کرده است. فضای کار دوستانه و پشتیبانی بی‌منت مدیران و همکاران، هر روز با انگیزه و انرژی بیشتری به محل کار می‌کشاندم. این مجموعه نه فقط به توسعه مهارت‌های حرفه‌ای من اهمیت می‌دهد بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری نیز توجه دارد. امکانات رفاهی و فرصت‌های آموزشی در کنار سایر برنامه‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا بتوانم بهترین نسخه از خودم را در محیط کار ارائه دهم. به خاطر این حمایت‌ها و توجه‌ها، تجربه‌کاری‌ام در این شرکت شگفت‌انگیز بوده است.

ای اینفلوئنسر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دولوپر
۱.۰
دولوپر

به نظر می‌رسد این شرکت برای تجربه‌ی من بیشتر شبیه چالش بود تا فرصت رشد. در ابتدای مصاحبه وعده‌های مرتبط با فناوری‌های به‌روز و معماری مدرن داده می‌شد، اما واقعیت فضای کار چندان با این تصویر همخوانی نداشت. یکی از نکات اصلی، معماری میکروسرویس بود که منابع و پایگاه‌های داده هر سرویس به طور جداگانه تعریف نشده بودند و این امر هنگام دیباگ با کدهای قدیمی به وضوح حس می‌شد. ورود و خروج پرتنش کارکنان، چه نیروهای فنی و چه غیر فنی مثل تیم بازاریابی، از شرکت ناراضی بود و باقی‌مانده‌ها نیز به دلیل کمبود فرصت‌های شغلی در محل زندگی‌شان ماندند. با گذشت سال‌ها، هنوز تیمی یکپارچه و با هماهنگی وجود نداشت. این گردش نیرو تاثیر زیادی روی تغییرات پی در پی پروژه‌های اصلی گذاشته و هر کس با سطح دانشی متفاوت تغییراتی ایجاد می‌کرد. مدیر فنی که چندین سال حضور داشت، به تازگی فهمیده بود که با چنین وضعیتی روبه‌رو است؛ توضیحی که معمولا این‌طور بود: سیستم را درست همان‌طور تحویل گرفته‌اند زیرا زمان شلوغی بود و حالا بعد از چهار سال نمی‌توانند مشکلات را برطرف کنند. هیچ استانداردی روشن وجود ندارد و در مواجهه با مشکلات معمولا دو پاسخ شنیده می‌شود: یا ما یک شرکت استارتاپی هستیم و فضای استارتاپی همین است یا وقتی پیشنهادی برای بهبود سیستم می‌دهی، پاسخ این است که شرکت‌های به‌روز ایرانی همین حد هم نیستند. درباره مدیر فنی: سابقه‌ای که از او نقل می‌شود، تنها تجربه‌ی استارتاپی پس از راه‌اندازی است که با شکست مواجه شد و بیشتر از جنبه‌ی مدیریتی و هماهنگی کارها داشت تا جنبه‌ی فنی. نکته این است که تنها چیزی که از او به‌عنوان سابقه‌ی فنی می‌دانند، ارتباطاتی با کسانی در دیجی‌کالا و اسنپ است. در مورد مدیر پروژه نیز وضعیت مشابه است: ایشان همسر مدیر فنی‌اند و با حمایت او توانسته‌اند در این شرکت باقی بمانند. مسئولیت مدیریت تسک‌ها، جلسات اسکرام، و حتی طراحی UI/UX را خود ایشان انجام می‌دهند. ابزار مدیریتی استفاده‌شده Jira است، اما کوچک‌ترین استانداردها هم رعایت نمی‌شود. با وجود بهبودهای نسبی در سال‌های اخیر، فاصله با وضع مطلوب همچنان محسوس است. روند استوری پوینت‌گذاری تا خود ایجاد ای‌ج‌ها به شکلی نامنظم انجام می‌شود. مشکل مدیریتی اینجا به وضوح مشخص بود که طی چندین اسپرینت، اسپرینت‌های دو هفته‌ای تقریبا همیشه بیش از یک ماه طول می‌کشد تا پایان یابد. دلیل اصلی این تاخیرها، علاوه بر مشکلات مدیریتی، این است که صرفا بخش بزرگی از زمان به رفع باگ‌ها اختصاص می‌یابد. در شرکت خبری از بخش HR یا مدیر مالی نیست و تنها یک نفر وجود دارد که عموما با فامیل CEO ارتباط دارد و دانش یا تجربه‌ی لازم در این حوزه‌ها ندارد. بنابراین برای حقوق و مرخصی همواره با بحث‌هایی روبه‌رو خواهید شد. گذشته از آن، تسویه مالی با نیروهای قبلی که از شرکت خارج شده‌اند، هنوز انجام نشده است و تازه‌واردها برای دریافت حقوق با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند. توسعه و رشد مالی شرکت فعلا در وضعیت پا به پای سرمایه‌گذاری‌های ورودی است و بودجه‌ی پرداخت به باقی‌مانده‌ها به‌طور مستقیم از سوی سرمایه‌گذاران تامین می‌شود. نکته‌ی مثبت این تجربه، حضور توسعه‌دهنده‌های قدیمی است که سال‌هاست اینجا کار می‌کنند و با صبر و حوصله با هم‌تیمی‌های جدید کنار می‌آیند و قطعا با آنها تعامل صمیمانه‌ای خواهید داشت. اگر هدف شما رشد و یادگیری است