“منطقه نظامی”
تجربه کاری “منطقه نظامی” در بهران آسانبر
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من در شرکت بهران آسانبر، در گروه صنعتی it، به صورت تماموقت و با مدت زمان کمتر از یک سال مشغول به کار شدم و سال آخر همکاری من، سال ۱۳۹۹ بود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
این تجربه را بهگونهای تازه و طبیعی بازنویسی میکنم که معنا و لحن اصلی حفظ شود اما ساختار جملهها نو شود. آغازم یک جمله افتتاحیهی جدید است و سعی میکنم بیشتر واژگان و توالی را تغییر دهم. بهران آسانبر تجربهای پر از یادگیری بود و من در این مسیر از همکارانم قدردانی میکنم؛ همکاری با تیم واقعا برایم ارزشمند بود هرچند مشکلاتی هم وجود داشت. شرایط خاص اقتصاد کشور هم فشارهایی داشت اما حقوق بهموقع پرداخت میشد و برای اثبات مواردی که مطرح میشد، خودم میدیدم که اقدامات لازم انجام میشود، پیشرفت در این واحد واقعا امکانپذیر بود اگر اراده باشد. دوستی که درباره قیمت غذا صحبت میکند، ظاهرا از قیمتها خبر ندارد. روزانه قیمت غذا میتواند حدود سهصد دربی باشد اما از دستمزدها حدود سی تومان کسر میشود؛ کیفیت غذا هم بین پنج گزینه، چهار تا خوب است و یکی کمکیفیت بود که به انصاف برمیگردد. در واقع این مسائل ثابت شدهاند. گوشیها برای برخی افراد ممنوع است زیرا سابقه حضور در شبکههای اجتماعی و خطرهای مربوط به آن وجود دارد؛ اینجا کارگاه با ابزارهای خطرناک است و کوچکترین غفلت میتواند عواقبی جدی به همراه داشته باشد. پس باید به قوانین احترام بگذاریم تا تجربه کاریمان ارتقا یابد. درآمد بالاست اما ورودی در این شرایط اقتصادی کم است، بنابراین با درک متقابل و انصاف، بتوانیم این محیط را بزرگتر و بهتر کنیم. سربلند باشید. به طور کلی، چه اینجا و چه هر جای دیگر، تا خودمان نخواهیم پیشرفت نمیکنیم و باید صبر کنیم تا به هدف برسیم. کاش اگر کسی دغدغهای داشت، به جای کلیگویی به واقعیتها بپردازد تا فضای کار بهتر شود.
در این شرکت هیچ پیگیری منظمی وجود ندارد و همیشه مشخص نیست چه کسی مسئول پیگیری وظایف است. یک سال آخر، پنج بار تغییر مسئول دفتر اتفاق افتاد و هیچ توضیح روشن و مستندی درباره چرایی این تغییرات ارائه نشد. به نظر میرسد مشکل از افراد نیست بلکه ساختار منابع انسانی شرکت است که به دلیل رویکرد پارتیبازی، کارمندان جدید با دلایل سطحی اخراج میشوند و قراردادها هم بهطور ناگهانی پایان مییابد. به محض پایان یافتن قرارداد، در روز آخر به شیوهای سریع تماس گرفته میشود و اعلام میکنند که از فردا به حضور در کارخانه نیازی نیست. این فضا واقعا ناراحتکننده و غیرمنصفانه است. روز اول کار با پرسشهایی مثل اینکه چه زمانی آمدهای و آیا سابقهای از کارخانه یا شرکتهای دیگر داری روبهرو میشویی و اگر پاسخ مثبت نباشد، برخوردها تغییر میکند. در این کارخانه، هفت نفر مسئول دفتر وجود دارند که به نظر میرسد تنها نقش ظاهری داشته باشند؛ افرادی بدون تحصیلات کافی در اطراف تهران استخدام میشوند و سپس به عنوان مدیر، سرپرست یا با عناوینی مشابه معرفی میشوند و با مقادیر کم تجربه، با سختی کار را پیش میبرند. این ترکیب مدیریتی باعث میشود فضای کار به شدت غیرحرفهای شود و با ادب کمتری برخورد شود.
در اینجا تجربه من از شرکت بهران آسانبر را به زبان خودم بازنویسی میکنم، با حفظ نکات کلیدی اما به شکل تازه و طبیعی. وضعیت مزایا به هیچوجه با آنچه تبلیغ میشود مطابقت ندارد و از همان ابتدا حس ناامیدی از وجود تعهدات شرکت به کارگران داشتم. به عبارت دقیقتر، امکاناتی که در آگهیها وعده داده شده بود، اینجا وجود نداشت یا کمبود داشت. پنجشنبهها اینجا تعطیل نبود و تعادل مناسب بین کار و زندگی برقرار نمیشد. سرویس نهار رایگان هم ارائه نمیشد که به واقع برای من تجربهای ناخوشایند ایجاد کرد. تاخیرهای مداوم در پرداخت حقوق هم برایم خاطره ناخوشایندی داشت و به موقع انجام نمیشد. در کل احساس کردم این کارخانه کیفیت لازم را ندارد. نتیجهگیری من این است که اینجا کار نکنم.
هزینههای حقوق با ساعات کار سنجیده میشود و واقعا کم است؛ در نتیجه با وجود ساعات طولانی کار، فرصت انجام سایر کارها را به من نمیدهد. شرکت در محلهای نسبتا دور از شهر و در داخل شهرک صنعتی پرنده واقع شده است. فقط نام آن را مشخص کردهام.
در این شرکت دسترسی به حقوق منظم و مزایا وجود ندارد و حتی حقوقها دیر پرداخت میشود. در یکی از کارگاهها با بخشهایی مثل فرزکاری سیانسی روبهرو هستم و فضای کار مثل پادگان است، همچنین نمیتوان گوشی همراه آورد. سرویس رفتوآمد هم جای کمی دارد و باید تا خود شرکت بایستی ایستاده باشید. تغذیه در اول کار بدون توضیح هزینهای دارد؛ پس از استخدام مشخص میشود که هر روز برای غذا حدود سی تومان باید پرداخت کنید و اگر در مرخصی بروید یا به موقع مراتب را اطلاع ندهید، با جریمهای مانند بیست و پنج تومان یا در برخی موارد هشتاد تومان مواجه میشوید و هزینه غذاتان هم کاهش مییابد. ساعات کاری طولانی است و پنجشنبهها ظاهرا تعطیل است اما از شما میخواهند بیایید؛ اگر قصد دارید اینجا شرکت کنید، به حرفهای من اعتماد نکنید.