برنامه نویس ارشد
تجربه کاری برنامه نویس ارشد در تامین خدمات سیستم های کاربردی کاسپین
امتیاز ۱.۰ از ۵.
به دلیل کمبود منابع انسانی و فشار زیاد کاری، همکاران با اضافهکاری اجباری حتی در روزهای تعطیل مواجهاند و با درخواست مرخصی هم به طور مناسب برخورد نمیشود. در پروژهها و تیمها ناتوانی فنی دیده میشود و این عدم هماهنگی به وضوح نمود پیدا میکند. مدیران فنی فاقد درک کافی از سیستمهای بانکی بزرگ هستند و تمرکز اصلی روی حذف نیروهای با تجربه و جایگزینی با افرادی است که به آنها وابستهاند. هیچ برنامهای برای رشد و ارتقای فنی یا ارتقای جایگاه سازمانی نیروها وجود ندارد و همه چیز به هم ریخته به نظر میرسد. به دلیل ضعف فنی، ارزیابی نیروهای فنی بیشتر بر پایه زمان حضور و خروج آنها استوار است. علاوه بر از دست رفتن توان فنی، به نظر میرسد شخصیت کارکنان هم هدف حذف باشد تا تنها نیروهای همسو و مطیع اطراف مدیران باقی بمانند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در محیط کار، مدیر تیم بانکداری مدرن با نگرش و رفتار نامناسبی کار میکرد و حضورش به هیجانات منفی در تیم دامن میزد. به جای تمرکز بر کار، بیشتر وقتش را به پیگیری حرفها و شنیدهها اختصاص میداد و این رفتار باعث ایجاد فضای پرتنشی میان اعضا میشد. خیلی از همکاران، بهخصوص خانمها، تجربههای ناخوشایندی از برخوردهای او داشتند و برخوردهایش به حاشیهسازی و تشدید اختلافات میانجامید. در نتیجه، جو تیمی به هم ریخته بود و کارایی و انگیزهی تیم تحت تاثیر قرار میگرفت.
به نظر من خیلی از افراد به خاطر حقوق پایینتر از میزان انتظارشان از شرکت جدا میشوند، نه اینکه واقعا تمایل به ترک کارشان نداشته باشند. اما رفتار نا مناسب با کارمندان و مدیریتی که به اندازه کافی از مجموعه حمایت نمیکند، خیلی زود تصمیم به ترک را به ذهن میآورد. درست همان تجربه در اینجا اتفاق میافتد: منابع انسانی کمکم نابود میشود و گویی دو تا سه نفر بیشتر نیستند که به جای همدلی و هماهنگی، به حریمها و رفتارهای ناقص و نامناسب میپردازند؛ به طور خاص فردی با نام م.ز رزومه را بدون دقت ارسال میکند و برای واحدی نامناسب میفرستد. این سطح از بیمسؤولیتی گاه تا حدی بیسوادی در فرآیندها جلوه میکند که لازم است برای هر درخواست، جداگانه توضیح داده شود. شرکت بسیار پرمخاطرهای است، فضای کار بههمریخته و روابط ناسالم در میان همکاران زیاد دیده میشود؛ به همین دلیل در برخی بخشها دوربینها چندان مشخص نیستند. وقتی وارد شرکت میشوی، پوشش برخی از همکاران به شدت نامناسب است و لحظهای به اشتباه وارد مجموعهای که تصور میکنی در بانک میباشی میافتی.
در یک شرکت رو به ورشکستی که روند استخدامش طولانی و اغلب بیهدف به نظر میرسید، وارد شدم. ساختمان قدیمی و فرسودهای در اختیارشان بود و با وجود قولهای زیاد مبنی بر توانمندی، زیرساختها همچنان دچار مشکل بود؛ از جمله آسانسورهای معیوب و دستشوییهایی که در وضعیت نامطلوبی قرار داشتند. منابع انسانی شرکت کاملا ضعیف بود و به نظر میرسید در این حوزه کیفیت لازم وجود ندارد. حاشیههای کاری در شرکت به یک روال عادی تبدیل شده بود و فضای کار به جای تمرکز روی وظایف، پر از بحث و روابط غیرکاری بود. بعضی از کارکنان به درون شرکت پایدار مانده بودند و بخش اعظم دیگران همچنان در رفت و آمد بودند و ثبات خاصی نداشتند. برقراری ارتباط از طریق پارتی تاثیر زیادی میگذاشت: اگر از طریق آشنایی و روابط وارد میشدی، بیشترین تلاش برای نگهداشتن و ارتقای جایگاه تو انجام میشد؛ اما در فرایند مصاحبه، به نظر میرسید که تمرکز اصلی بر تقلب و زیرآب زدن است. برخی از افراد با دیدگاهی عقدهای مسئولیت میپذیرفتند و رفتارهایی از قبیل عربدهکشیدن و داد و بیداد را بهعنوان روشی برای پیشبرد کار میدیدند.