برنامه نویس بک اند
تجربه کاری برنامه نویس بک اند در تهران اینترنت (هف هشتاد) *780#
امتیاز ۱.۰ از ۵ (خرداد ۱۴۰۱ تا خرداد ۱۴۰۲).
در این شرکت کار میکردم و با صداقت میگویم هیچ ترسی از بازگو کردن واقعیت ندارم، حتی اگر عواقب ناخوشایند داشته باشد؛ چون به نظر من انجام کار درست مهمتر است. یا هف هشتاد خودش را اصلاح میکند یا من برای رفتن سایر همکاران و تجربهاندوزی به این شرکت را به عنوان تجربهای تلخ معرفی میکنم؛ در هر دو حالت، نتیجهای حاصل میشود. شرکت را از بدترین جایگاهها در کار در ایران میدانم و به هیچ وجه چیزی که در اینجا میگذارند را باور نکنید. رفتار آنان گاه دروغپردازی و بیاخلاقی را به همراه دارد؛ شرکت بهنوعی خانوادگی به نظر میرسد که از افراد برای رسیدن به اهداف خودش استفاده میکند. اگر به اندازه کافی کار کنید و حقوق کم بخواهید و تو سر بروید، بهترین نیرو برای کار کردن در این مجموعه خواهید بود. وضعیت این شرکت آنقدر وخیم است که هنگام خروج از شما تعهد میگیرند که درباره آن در شبکههای اجتماعی چیزی نیاورید. وقتی وارد میشوید، همتیمیهایتان تنها یک ماه پیش استخدام شدهاند و باقی افراد رفتهاند؛ حتی تاریخ خروج شما هم مشخص نیست. گاهی به شما میگویند دو هفته بیشتر نیستید. سنوات و اضافهکاری در اینجا معنایی ندارد؛ به شما میگویند باید نه ساعته کار کنید؛ اگر کم کار کنید با شما برخورد میشود. اگر بخواهید پس از نه ساعت از شرکت خارج شوید، اغلب اجازه نمیدهند. در عین حال بابت کار اضافه هم پولی پرداخت نمیشود. اگر جزو کسانی باشید که از دستورهای وقیحانه سرپیچی میکنید و دنبال گرفتن حقوقتان هستید، خیلی زود با شما خداحافظی میکنند. این شرکت به شدت به دنبال جذب دختران است و مدیران بیفرهنگ و بیادب آنان دخترها را نیروهای ارزان و تو سریخور میدانند. روز زن برای دختران شرکت خرج کردند، اما روز مرد و حتی تبریک گفتن به امام علی نداشتند؛ مردان هم در عمل کنار گذاشته میشوند. فلوها در این شرکت غیرقدرتمند و childish هستند. برای نمونهای، یکی از پروایدرهای پرواز داخلی پس از آمادهسازی برای محیط پروداکشن به دلیل بیتوجهی به امنیت، سرویس را در اختیار کاربران گذاشت و سه روز بعد فهمیدند که کاربران از این سرویس استفاده میکنند. مسئولان تازه بیدار شدند و قصد تست و بازگشایی سرویس را داشتند که دیدند کاربران سه روز است سرویس را استفاده میکنند. این شرکت یک CTO با رفتار بد، بیاحترامی، دروغگویی و غرور دارد که همه نقصهای شرکت را به گردن میکشد و کارهای عجیبی انجام میدهد. مدام میبینید که یا دیتابیس کل هف هشتاد پاک میشود یا به مدت دو ساعت در دسترس نیست؛ چون مدیر فنی پیشنیازهای قدیمی را برای بازگردانی دیتاها کنار میگذارد و یک نیروی تازهوارد بیخبر را مسئول این کار میکند. قبل از هر خرابکاری هم خیلی شانسی پیدا میشود که از قبل بکآپ گرفتند؛ تیم DEV به این رفتارها مشکوک است و درباره بازیها و شعبدههای مدیر فنی حتما باید پرسوجو کرد. اول هر فصل وعده پاداش میدهند اگر خوب کار کنید، اما پس از فصل با وجود تعدادی ایراد، شما حق دریافت پاداش را ندارید یا بهانهای میآورند که حقوق شما را پرداخت نمیکنند. با وجود تلاش بالای تیم، رسیدن به اهداف بسیار سخت میشود و معمولا یک ماه دیگر برای پرداخت پاداش اعلام میگردد. بعد از یک ماه هم میگویند دوباره تا ماهی دیگر پرداخت میشود و این چرخه آنقدر تکرار میشود که یا فراموش میکنید
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من به دلیل سقوط از داربست دچار آسیب شدیدی شدم و حالا هیچ بیمهای ندارم تا داروهایم را بتونم بخرم. برای مخارج درمان و دارو به کمک نیاز دارم و در واقع تنها پشتیبان کناری من فاطمه زهرا است که با ماندن در خانهی مستاجری و کمک دوچرخه زندگیام را کمی سر و سامان داده است. برای دو نان که به آن نیاز دارم به کمک یک فرد با صدقه احتیاج دارم تا بتوانم از پس هزینهها بر بیایم. به صدای نیت و جدیتی که دارم اطمینان بدهید و به داد بچههایم برسید. هیچ چیز غیرواقعی نیست و حقیقتا با مشکلاتی روبهرو هستم. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۸۸۹۰۲۴۸ متعلق به من است. من با شجاعیزاده ارتباط دارم و هدفم تنها تامین مخارج زندگیم و داروهایم است.
تو این شرکت بیش از پنج سال کار کردم و حالا تجربهام رو به اشتراک میذارم. طی مدت حضورم متوجه شدم که ارتباطات خانوادگی و فامیلی بیش از توان مشخص بودن عملکرد تأثیرگذار است و حتی برخی افراد بدون فرایند مصاحبه تخصصی وارد میشوند، چون مدیران به نظر از دنیا عقباند. این فضای فامیلی باعث میشود که افراد کاربلد در بخشهای مختلف به اندازه کافی حضور نداشته باشند و قدرت تصمیمگیریها در دست افرادی باشد که دانش مناسبی ندارند. استراتژی شرکت گاهی به سمت آوردن افراد بسیار نامربوط به پوزیشنشان میرود تا حقوق کمتری بدهد و از این طریق به یادگیری از سایرین انگیزه بدهد. در این محیط قدردانی و تشویقی وجود ندارد و اغلب با چاپلوسی میشود به مقامات و حقوق بیشتر رسید یا وامهای با مبلغ بالا گرفت. امیدوارم هیچکس به این فضای ناسالم ورود نکند.
در این شرکت شغلم رو به عنوان بکاند دولوپر شروع کردم و حدود دو سال هم همونجا کار کردم. هر جایی عیبی داره و هیچ سازمانی بیعیب نیست، اما واقعیت اینه که فضای کاری اینجا کلی مثبت بود. تا الان با شرکتهای بزرگ و کوچک زیادی مواجه شدم، اما کمتر جایی دیدم که چنین توجهی به نیروها بشه. هر سه ماه یکبار جلسات بازخورد برای تکتک اعضا برگزار میشود و در حضور مدیران مربوطه درباره مشکلات و مسائلمون صحبت میکنیم؛ کاری که خیلی از شرکتها انجام نمیدهند. اینجا سلسلهمراتب خیلی خشک نیست و میتونم به راحتی مشکلاتم رو مطرح کنم. اضافهکاری و پاداش بهطور مشخص وجود نداره، اما برای مناسبتهای مختلف هدیه میگیرم؛ کارت هدیه روز مرد و روز زن، پک شب یلدا، پکهای عیدانه و چیزهای مشابه. با این هدایا، با وجود مقدار ناچیز نقدی، حس ارزشمند بودن منتقل میشود. ساعتهای کاری شناور است و از روز اول به بیمه تکمیلی دسترسی پیدا میکنم. شرکت به بازیهای تیمی اهمیت میدهد و برای تیم امکانات بازی و دستگاههای مختلف رو فراهم کرده است. از نظر تکنولوژی در بخش بکاند آزادی عمل زیادی دارم و همیشه سعی شده تا از جدیدترین فناوریهای موجود استفاده شود؛ در نتیجه پتانسیلهای رشد و پیشرفت وجود دارد.
در این شرکت فضا به نحوی بود که گمان میکردم اعتبار همکاران به هر حرفی کشیده میشود و آرامش کاری نابود میشود. روزهای اول وقتی مدیر فناوری اطلاعات شرکت به صورت موقت خوشاخلاق و مهربان به نظر میرسید، اما در سایر مواقع رفتار او افت شناختی داشت و راستگویی با شدت کمبود داشت. در یکی از روزها، یک نفر برای نقش استاندار اسکرام معرفی شد و آن روز، رابطهای پنهانی بین او و مدیر اجرایی شکل گرفت. از این بخش به بعد اتفاقات به شدت حساس میشد. در جلسات مختلف—خصوصی یا عمومی—این فرد با ترفندهای مختلف برای جمعآوری اطلاعات نسبت به همکاران اقدام میکرد، با ضبط گفتوگوها یا استفاده از گوشی در حالت شنود برای درک دقیق صحبتها و انتقادات. وقتی بحث به اطلاعرسانی به مدیران رسید، کارمند مربوطه از کار خود کنار گذاشته میشد. سوال این است که چه کسانی از شرکت جدا شدهاند و اکنون در کجا مشغول به کار هستند؟ به خاطر این رفتارها، بسیاری از افراد از تیم جدا شدهاند و این افراد در شرکتهای معتبر دیگری استخدام هستند. به نظر میرسد فضا برای نخبگان حرفهای چندان مناسب نبوده و گاهی شایعه میشود که عملکرد کارکنان آنطور که ادعا میشود نیست. اگر کسی از نیروها سخن از بیکیفیتی میگوید، شاید منظور فردی باشد که با پیمایش کارها و جاسوسی شبانه در خانه مدیران، تفکرات مخفی خود را پیگیری میکند.
تجربهای که داشتم به عنوان برنامهنویس بکاند با یک فضای کار عجیبی روبهرو شدم، جایی که برخی از همکاران حتی از یک متر فاصله با من درباره من جلسه میگذاشتند و رفتارها غیرعادی بود. محیطی که گاهی تصورش هم سخت است: تعداد افرادی که سیگار میکشند سه برابر کسانی است که نمیکنند و این فضا یادآور برخی دانشگاههاست. اگر کار را صرفا به عنوان منبع درآمد ببینید، شاید آیندهی شغلیتان اهمیت چندانی برایتان نداشته باشد. مدیران تیم واقعا با وجود فشارها سعی میکنند جو شرکت را سالم نگه دارند، اما من گاهی حس میکردم همهی تلاشها به سمت این میرود که محیطی سالم بسازند اما نتیجه همیشه مطابق انتظار نبود. به نظر من اگر گروه مدیریتی هف۸۰ نبود، کار کردن در اینجا خیلی دشوار میشد؛ صحبتهای مربوط به محیط دوستانه هم برای من تحقق پیدا نکرد و نتوانستم ارتباطی مؤثر برقرار کنم. از لحاظ فنی نیز مشکلاتی مانند هک شدن به چشم آمد و دیگر درباره آن صحبت خاصی نمیخواهم داشت. نکتههایی که به نظر من در تجربه کار در شرکتی مثل این مهم است، اینها هستند: حتما از شما تست سلامت، تست اعتیاد و عدم سوپیشینه را بهعنوان پیشفرض بخواهند؛ و مبلغ سفتهای که باید پرداخت کنید بالاست. در اکثر دورهای که اینجا کار میکردم مدیران مجموعه افراد بااخلاقی بودند، اما نیروهای اجرایی ممکن بود حاشیهآفرینی کنند. وجود یا نبود هر یک از این پیشفرضها میتواند بهطرز چشمگیری محیط کار را تفاوت دهد؛ اگر محیط فیلترشدهای بیشتری داشته باشد، همان فیلترها هم در دیگران ایجاد میشود. این تجربه پیامی برای کسانی است که از این شرکت بازدید میکنند: هرچقدر انتقادها بیشتر باشد، از بسیاری شرکتهای دیگر بالاتر هستید و هدف، نقد ساختن است نه ستایش کردن. اگر تصویری از شرکت وجود داشت، با تمام نکاتی که گفتم، این تصویر هنوز هم مبهم است؛ شرکتی که بتواند به شما نزدیک شود از نظر من در جایگاه کاری، مدیرانش واقعا قابل توجه هستند.
هفشتاد برای من محیطی نسبتا دوستانه بود و همین نکته در ابتدای کار باعث شد نسبت به ادامه حضورم احساس امنیت کنم. فضای کاری خیلی صمیمی و خانوادگی است و با وجود اینکه این خصوصیت به شخصیت هر فرد برمیگردد، نمیشود نقش شرکت در این فضا را نادیده گرفت. برگزار کردن رویدادهای تفریحی و فرایند آنبورد، به من و سایر همکاران کمک میکرد تا هرچه راحتتر با محیط سازگار شویم. همچنین وقتی از فناوریهای مختلف استفاده میکنیم، عملکرد تیمها تشویق میشود تا پیشنهادهای تکنیکال خودشان را مطرح و در صورت امکان اجرایی کنند. ساعات کار هم در قالبی باز و شناور ارائه میشود. مزایا شامل بیمه تکمیلی، نوشیدنی و میانوعدههای گرم، امکانات سرگرمی و ورزش گهگاه، و رویدادهای خارج از شرکت بود. اما از سوی دیگر، مدیر ارشد فناوری میتواند با توجه به شرایط، کنترل نسبتا سختی روی فرایند استخدام تا خروج کارکنان داشته باشد و گاه بین بخشهای مختلف هماهنگی وجود ندارد که این موضوع کار را به کندی پیش میبرد و از نظر من انرژی و زمان زیادی هدر میرفت. موضوع کسر کار مطرح است اما اضافهکار به چشم نمیآید. پاداشها یا تشویقهای مالی قابل توجهی وجود ندارد و سطح حقوق به صورت نسبتا متوسطی است. شرکت به صورت باز با فضای باز اداری طراحی شده و تراکم بالای جمعیت و صدای زیادی که دائما وجود دارد، تمرکز برای کار را کم میکند. ضعف در مدیریت و سلیقهمحوری بدون داشتن معیارهای مشخص، محیط کار را تضعیف کرده است و بیثباتی در اجرای برنامهها هم کارکنان را از کارکردن در هفشتاد دلسرد میکند. در مجموع، اگر دنبال فضایی نسبتا امن و دوستانه هستید، هفشتاد میتواند گزینه مناسبی باشد؛ اما ممکن است با موقعیتی روبهرو شوید که مورد غضب CTO قرار بگیرید و در این صورت بسیاری از پروژهها متوقف میشود.