فرانت اند
تجربه کاری فرانت اند در تهران اینترنت (هف هشتاد) *780#
امتیاز ۱.۰ از ۵ (خرداد ۱۴۰۰ تا خرداد ۱۴۰۱).
این هفته برای من پایان یافتن کار توی تهران اینترنت یا همون ۷۸۰# و تصمیم اونجا برای اخراج من بود. اول فکر کردم باید حس اعتراض یا ناراحتی کنم، اما با گذشت یک روز فهمیدم چه قدر بیرون رفتن از اونجا به من انرژی مثبت داده و حال من به شدت بهتر شد. من تنها تجربهی بدی نبودم که با رفتنم از شرکت فهمیدم این رفتارها تکراریاند و قطعا آخرین نفری هم نیستم که با چنین رفتاری روبهرو میشم. یکی از دوستانم جملهای گفت که خیلی بهدلم نشست: اجازه نده انرژیات را دیگران تخلیه کنند؛ تو منبع زندگیت هستی. او راست میگفت. تا حالا دو تا شرکت در حوزهی فناوری اطلاعات داشتم و در این سه سال، نکات مشترکی دیدم که میخواهم با شما به اشتراک بگذارم. ۱) اغلب مدیران در این حوزه نه تنها توانایی لازم را ندارند بلکه لیاقتش را هم ندارد. در این مدت دیدم که چگونه تصمیمهای نادرست مدیران باعث بههمخوردن نتایج میشود و سپس با فرار از مسؤولیت، بر تیمشان انگشت میگذارند و اعضا را مقصر معرفی میکنند. انگار افراد با استعداد را به حاشیه رانده و در نهایت کنار گذاشته میشوند. این واقعیت وقتی پررنگ میشود که پلتفرمهایی مثل جابگای بسته میشود تا نشان بدهد با چه چالشهایی روبهرو هستیم. ۲) آدمهای منفعل. کسانی که به خاطر ترس از از دست دادن جایگاه امن یا منافع شخصیشان، وقتی اشتباهی اتفاق میافتد بهراحتی آن را نادیده میگیرند و همواره تکرار میکنند که «همهجا اینطور است». این جملات را واقعا دوست ندارم، چون فکر میکنم باعث میشود خیلی از فرصتهای پیشرفت از دست برود و به شرایط موجود بسنده کنیم. ۳) همه دوستان نیستند. باور دارم که تجربههای زندگی معمولا به یک نتیجه ختم میشود: پیدا کردن رفقایی که مسیرمان را تداوم ببخشند. اولین روزهای ورود به ۷۸۰ برای من با شور گفتن سلام و پیدا کردن دوست همراه شد؛ خیلی از افراد اکنون وجود دارند که حاضر نیستم حضورشان را هم از دست بدهم. اما این جو خوب زود به هم خورد و با تصمیمات مدیریتی تعدادی از همکامیابان از بین رفت. کسانی هم بودند که فکر میکردم رفیقاند و عشقشان را به من نشان میدادند؛ اما رفتارشان خیلی سریع تغییر کرد و دیگر نتوانم آنها را بشناسم. من اینها را نگفتم تا بگوییم من بیگناه بودم و هیچ اشتباهی نکردم؛ مسلما من هم در این مدت اشتباهاتی داشتم. هدف از بازگویی این موارد این است که نشان بدهم مسائلی که در شرکتها با آن روبهرو میشویم، عملا به شکلهای کوچک در کل جامعهمان هم مشابه هستند: مدیران ناکارآمد، آدمهای منفعل و کسانی که پشتتو خالی میکنند. نمیدانم دقیقا وظیفهام در این شرایط چیست و چه کاری باید انجام بدهم، اما مطمئنم این که با نادیده گرفتن مشکلات نمیشود کاری کرد. در نقطهای که لازم است، باید با همدیگر همدست شویم تا برای این شرایط ایرانی که در آن زندگی میکنیم، اقدامی انجام دهیم و روز به روز چشمانداز بهتری بسازیم. تا آن روز.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من به دلیل سقوط از داربست دچار آسیب شدیدی شدم و حالا هیچ بیمهای ندارم تا داروهایم را بتونم بخرم. برای مخارج درمان و دارو به کمک نیاز دارم و در واقع تنها پشتیبان کناری من فاطمه زهرا است که با ماندن در خانهی مستاجری و کمک دوچرخه زندگیام را کمی سر و سامان داده است. برای دو نان که به آن نیاز دارم به کمک یک فرد با صدقه احتیاج دارم تا بتوانم از پس هزینهها بر بیایم. به صدای نیت و جدیتی که دارم اطمینان بدهید و به داد بچههایم برسید. هیچ چیز غیرواقعی نیست و حقیقتا با مشکلاتی روبهرو هستم. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۸۸۹۰۲۴۸ متعلق به من است. من با شجاعیزاده ارتباط دارم و هدفم تنها تامین مخارج زندگیم و داروهایم است.
تو این شرکت بیش از پنج سال کار کردم و حالا تجربهام رو به اشتراک میذارم. طی مدت حضورم متوجه شدم که ارتباطات خانوادگی و فامیلی بیش از توان مشخص بودن عملکرد تأثیرگذار است و حتی برخی افراد بدون فرایند مصاحبه تخصصی وارد میشوند، چون مدیران به نظر از دنیا عقباند. این فضای فامیلی باعث میشود که افراد کاربلد در بخشهای مختلف به اندازه کافی حضور نداشته باشند و قدرت تصمیمگیریها در دست افرادی باشد که دانش مناسبی ندارند. استراتژی شرکت گاهی به سمت آوردن افراد بسیار نامربوط به پوزیشنشان میرود تا حقوق کمتری بدهد و از این طریق به یادگیری از سایرین انگیزه بدهد. در این محیط قدردانی و تشویقی وجود ندارد و اغلب با چاپلوسی میشود به مقامات و حقوق بیشتر رسید یا وامهای با مبلغ بالا گرفت. امیدوارم هیچکس به این فضای ناسالم ورود نکند.
در این شرکت شغلم رو به عنوان بکاند دولوپر شروع کردم و حدود دو سال هم همونجا کار کردم. هر جایی عیبی داره و هیچ سازمانی بیعیب نیست، اما واقعیت اینه که فضای کاری اینجا کلی مثبت بود. تا الان با شرکتهای بزرگ و کوچک زیادی مواجه شدم، اما کمتر جایی دیدم که چنین توجهی به نیروها بشه. هر سه ماه یکبار جلسات بازخورد برای تکتک اعضا برگزار میشود و در حضور مدیران مربوطه درباره مشکلات و مسائلمون صحبت میکنیم؛ کاری که خیلی از شرکتها انجام نمیدهند. اینجا سلسلهمراتب خیلی خشک نیست و میتونم به راحتی مشکلاتم رو مطرح کنم. اضافهکاری و پاداش بهطور مشخص وجود نداره، اما برای مناسبتهای مختلف هدیه میگیرم؛ کارت هدیه روز مرد و روز زن، پک شب یلدا، پکهای عیدانه و چیزهای مشابه. با این هدایا، با وجود مقدار ناچیز نقدی، حس ارزشمند بودن منتقل میشود. ساعتهای کاری شناور است و از روز اول به بیمه تکمیلی دسترسی پیدا میکنم. شرکت به بازیهای تیمی اهمیت میدهد و برای تیم امکانات بازی و دستگاههای مختلف رو فراهم کرده است. از نظر تکنولوژی در بخش بکاند آزادی عمل زیادی دارم و همیشه سعی شده تا از جدیدترین فناوریهای موجود استفاده شود؛ در نتیجه پتانسیلهای رشد و پیشرفت وجود دارد.
در این شرکت فضا به نحوی بود که گمان میکردم اعتبار همکاران به هر حرفی کشیده میشود و آرامش کاری نابود میشود. روزهای اول وقتی مدیر فناوری اطلاعات شرکت به صورت موقت خوشاخلاق و مهربان به نظر میرسید، اما در سایر مواقع رفتار او افت شناختی داشت و راستگویی با شدت کمبود داشت. در یکی از روزها، یک نفر برای نقش استاندار اسکرام معرفی شد و آن روز، رابطهای پنهانی بین او و مدیر اجرایی شکل گرفت. از این بخش به بعد اتفاقات به شدت حساس میشد. در جلسات مختلف—خصوصی یا عمومی—این فرد با ترفندهای مختلف برای جمعآوری اطلاعات نسبت به همکاران اقدام میکرد، با ضبط گفتوگوها یا استفاده از گوشی در حالت شنود برای درک دقیق صحبتها و انتقادات. وقتی بحث به اطلاعرسانی به مدیران رسید، کارمند مربوطه از کار خود کنار گذاشته میشد. سوال این است که چه کسانی از شرکت جدا شدهاند و اکنون در کجا مشغول به کار هستند؟ به خاطر این رفتارها، بسیاری از افراد از تیم جدا شدهاند و این افراد در شرکتهای معتبر دیگری استخدام هستند. به نظر میرسد فضا برای نخبگان حرفهای چندان مناسب نبوده و گاهی شایعه میشود که عملکرد کارکنان آنطور که ادعا میشود نیست. اگر کسی از نیروها سخن از بیکیفیتی میگوید، شاید منظور فردی باشد که با پیمایش کارها و جاسوسی شبانه در خانه مدیران، تفکرات مخفی خود را پیگیری میکند.
تجربهای که داشتم به عنوان برنامهنویس بکاند با یک فضای کار عجیبی روبهرو شدم، جایی که برخی از همکاران حتی از یک متر فاصله با من درباره من جلسه میگذاشتند و رفتارها غیرعادی بود. محیطی که گاهی تصورش هم سخت است: تعداد افرادی که سیگار میکشند سه برابر کسانی است که نمیکنند و این فضا یادآور برخی دانشگاههاست. اگر کار را صرفا به عنوان منبع درآمد ببینید، شاید آیندهی شغلیتان اهمیت چندانی برایتان نداشته باشد. مدیران تیم واقعا با وجود فشارها سعی میکنند جو شرکت را سالم نگه دارند، اما من گاهی حس میکردم همهی تلاشها به سمت این میرود که محیطی سالم بسازند اما نتیجه همیشه مطابق انتظار نبود. به نظر من اگر گروه مدیریتی هف۸۰ نبود، کار کردن در اینجا خیلی دشوار میشد؛ صحبتهای مربوط به محیط دوستانه هم برای من تحقق پیدا نکرد و نتوانستم ارتباطی مؤثر برقرار کنم. از لحاظ فنی نیز مشکلاتی مانند هک شدن به چشم آمد و دیگر درباره آن صحبت خاصی نمیخواهم داشت. نکتههایی که به نظر من در تجربه کار در شرکتی مثل این مهم است، اینها هستند: حتما از شما تست سلامت، تست اعتیاد و عدم سوپیشینه را بهعنوان پیشفرض بخواهند؛ و مبلغ سفتهای که باید پرداخت کنید بالاست. در اکثر دورهای که اینجا کار میکردم مدیران مجموعه افراد بااخلاقی بودند، اما نیروهای اجرایی ممکن بود حاشیهآفرینی کنند. وجود یا نبود هر یک از این پیشفرضها میتواند بهطرز چشمگیری محیط کار را تفاوت دهد؛ اگر محیط فیلترشدهای بیشتری داشته باشد، همان فیلترها هم در دیگران ایجاد میشود. این تجربه پیامی برای کسانی است که از این شرکت بازدید میکنند: هرچقدر انتقادها بیشتر باشد، از بسیاری شرکتهای دیگر بالاتر هستید و هدف، نقد ساختن است نه ستایش کردن. اگر تصویری از شرکت وجود داشت، با تمام نکاتی که گفتم، این تصویر هنوز هم مبهم است؛ شرکتی که بتواند به شما نزدیک شود از نظر من در جایگاه کاری، مدیرانش واقعا قابل توجه هستند.
هفشتاد برای من محیطی نسبتا دوستانه بود و همین نکته در ابتدای کار باعث شد نسبت به ادامه حضورم احساس امنیت کنم. فضای کاری خیلی صمیمی و خانوادگی است و با وجود اینکه این خصوصیت به شخصیت هر فرد برمیگردد، نمیشود نقش شرکت در این فضا را نادیده گرفت. برگزار کردن رویدادهای تفریحی و فرایند آنبورد، به من و سایر همکاران کمک میکرد تا هرچه راحتتر با محیط سازگار شویم. همچنین وقتی از فناوریهای مختلف استفاده میکنیم، عملکرد تیمها تشویق میشود تا پیشنهادهای تکنیکال خودشان را مطرح و در صورت امکان اجرایی کنند. ساعات کار هم در قالبی باز و شناور ارائه میشود. مزایا شامل بیمه تکمیلی، نوشیدنی و میانوعدههای گرم، امکانات سرگرمی و ورزش گهگاه، و رویدادهای خارج از شرکت بود. اما از سوی دیگر، مدیر ارشد فناوری میتواند با توجه به شرایط، کنترل نسبتا سختی روی فرایند استخدام تا خروج کارکنان داشته باشد و گاه بین بخشهای مختلف هماهنگی وجود ندارد که این موضوع کار را به کندی پیش میبرد و از نظر من انرژی و زمان زیادی هدر میرفت. موضوع کسر کار مطرح است اما اضافهکار به چشم نمیآید. پاداشها یا تشویقهای مالی قابل توجهی وجود ندارد و سطح حقوق به صورت نسبتا متوسطی است. شرکت به صورت باز با فضای باز اداری طراحی شده و تراکم بالای جمعیت و صدای زیادی که دائما وجود دارد، تمرکز برای کار را کم میکند. ضعف در مدیریت و سلیقهمحوری بدون داشتن معیارهای مشخص، محیط کار را تضعیف کرده است و بیثباتی در اجرای برنامهها هم کارکنان را از کارکردن در هفشتاد دلسرد میکند. در مجموع، اگر دنبال فضایی نسبتا امن و دوستانه هستید، هفشتاد میتواند گزینه مناسبی باشد؛ اما ممکن است با موقعیتی روبهرو شوید که مورد غضب CTO قرار بگیرید و در این صورت بسیاری از پروژهها متوقف میشود.