کارشناس ارشد و متخصص فروش تجهیزات استودیو ، کارشناس ارشد و متخصص اکوستیک، کارشناس و فروشنده ساز هنگ درام ، تامین کننده کالا ، ایده پرداز ، مشاور ارشد مدیر عامل، تحلیلگر بازار، بازاریاب ارشد
تجربه کاری کارشناس ارشد و متخصص فروش تجهیزات استودیو ، کارشناس ارشد و متخصص اکوستیک، کارشناس و فروشنده ساز هنگ درام ، تامین کننده کالا ، ایده پرداز ، مشاور ارشد مدیر عامل، تحلیلگر بازار، بازاریاب ارشد در تهران ملودی
امتیاز ۱.۰ از ۵ (خرداد ۱۴۰۱ تا خرداد ۱۴۰۲).
تجربهای واقعی از تجربه کاریام با تهران ملودی را به صورت تازه و طبیعی بازگو میکنم. در آغاز همکاری با این مجموعه صرفا یک فروشگاه معمولی بودیم که در زمینه تجهیزات استودیویی فعالیت میکرد. با گذشت زمان و بزرگتر شدن شرکت، دامنه فعالیتها گسترده شد و در شاخههای مختلفی چون خرید و فروش سازها، تجهیزات اکوستیک، اجرای پروژه، تجهیزات دیجی و اجرای زنده فعالیت میکردند و به مرجعیت در خرید و فروش تجهیزات استودیو میرسیدند. برای من و گروهی معدود از همکاران، تهران ملودی خانهی دومی بود که با عشق و انرژی زیادی کار میکردیم و به مشتریها و اعتبار شرکت میبالیدیم. با این حال، هرچه تلاشrier کردیم، وعدههای دادهشده عملی نمیشد و روندهای کاری به سوی ناکامی میرفت. در نهایت ساختار سازمانی با کمرنگشدن نقشهای کلیدی و حضور مدیری واحد که مسئولیتهای متنوعی را بر عهده داشت، به شکل نامطلوبی تغییر کرد و فضای کار به نوعی محیطی ناسالم شد. تصمیمگیریها به صورت برداشتهای یکطرفه و وابسته به مسائل شخصی صورت میگرفت و به جای ارائهی مشاورهی حرفهای و مبتنی بر مشتریسالاری، به سمت مشاورههای کوتاهمدت و وابسته به برندهای خاص و سودده پیش رفت. این روند باعث شد بسیاری از همکاران با ارزش و متخصص از مجموعه جدا شوند و آن تعداد معدود باقیمانده نیز با وعدههای تکراری آیندهای درخشان نگه داشته شدند. وعدههایی که از سوی مدیران ارشد مطرح میشد اما بعدها به تحقق نرسیدند و در نهایت فروش کل مجموعه و برند تهران ملودی بهطور ناگهانی کلید خورد و باقیماندهها تسویه شدند و من چیزی جز یک پوسته خالی، یک نام و چند خاطره خوب از این دوره باقی نگرفتم. مشتریان وفادار هم در دوران طلایی و با اصول اخلاقی پایبند بودند، زمانی که نیروهای شایسته در جایگاه خود بودند و برای من و همکاران تجربهای ارزشمند ساخته بود. اکنون برای تهران ملودی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم از اشتباههای گذشته درس گرفته و بتواند اعتبار و تخصص از دست رفته را دوباره به دست آورد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من تجربهای از یک مصاحبه در تهران ملودی دارم که روندش خیلی غیرعادی بود و هیچ تخصصی در زمینه تجهیزات مطرحشده پیدا نکردم. آغاز کار روز مصاحبه با سوالاتی روبهرو شدم که درباره تجهیزاتی بود که تازه ده روزی بود وارد سایتشون کرده بودن و خود تیم هم اطلاعات دقیقی دربارهشون نداشت. به طور کلی حس کردم هدف اصلیشون از استخدام روشن نیست و صرفا بخشی از سایتشون مربوط به آگهیهای استخدام فعال است. رزومهام رو هم بررسی نکردن، یا شاید اصلا دانلود نکردن. سوالات مصاحبه به شدت غیرمنتظره و خارج از انتظار بود و برخورد کارشناسها سطحی و ظاهرا مهربان اما با هدفی غیرواقعی به نظر میرسید. انگار فقط حضور داشتن و نه ارزیابی جدی. در پایان هم پراداری و پارتیزنی در فضا مشهود بود. ویژگیهایی که برایشون مهم بود هیچکدوم از موارد معمول نبودند.
در شرکت تهران ملودی، محیط کار پر از روحیه هنری و صمیمی بود و مدیران با مهربانی و دوستی رفتار میکردند، هرچند ساعات کاری مناسبی وجود نداشت و تا ساعت شش شب ما را نگه میداشتند. حقوق بهموقع پرداخت میشد و به کارمندان وام بدون سود تعلق میگرفت و برای هر کدام تولدی اختصاصی برگزار میکردند. در نهایت به دلیل فاصله و طولانی بودن ساعات کاری، از شرکت کنار کشیدم، اما یادگار آن تجربه، خاطرات خوبی است که همچنان در ذهنم باقی میماند.
در این شرکت فضای کار به شدت مخرب بود و جو منفی حاکم بود. افراد بسیاری به جای تمرکز روی وظایف مالی و حسابداری، بیشتر به شایعهپردازی و تخریب همتیمیها میپرداختند و از مسیر درست دور میشدند. ارزش قائل شدن برای کارکنانی که واقعا تلاش میکردن کم بود و کسانی که فعال نبودن، فقط با تظاهر و حرفدرمیانگذاشتن خود را جلوه میدادند. به خاطر این رفتارها، محیط برای افراد پرتلاش ناامن و ناخوشایند بود. خوشبختانه پس از ترک آنجا، آرامش را دوباره در زندگیام حس کردم.
بعد از هشت سال همکاری با مجموعه، ناگهان تصمیم گرفته شد که کار را به فرد دیگری واگذار کنند و بدون اطلاعرسانی به پرسنل، این تغییر را اجرایی کردند. این روند باعث شد کارمندان باسابقه و کسانی که سالها کنار هم کار کرده بودند، ناچار شوند دچار بحرانی شوند و کارشان را از دست بدهند. حق و حقوقشان بهطور کامل رعایت نشد و برخی از بیمهها بهصورت ناقص یا غیرمنصفانه اعمال شد که نهایتا آسیب زیادی به وضعیت حرفهای و معیشتی آنها وارد کرد. این تجربه، نهایت بیرحمی نسبت به کارکنان و کمتوجهی به تعهدات شرکت را نشان داد.