برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در (توسن (شرکت توسعه سامانههای نرم افزاری نگین
امتیاز ۳.۰ از ۵.
سلام دوستان وقت بخیر در مورد شرکت توسن باید بگم این شرکت خیلی خوب و خیلی بد هست. اول می خوام در مورد ویژگی های مثبت بگم داشتن دورکاری حقوق به موقع وهم تیمی های خوب اما باید اینو بگم تمام این موارد زمانی خوب هستن که شما سرپرستت خوب باشه. اگر سرپرستتون بد باشه و مثل من رفتار بچه گانه داشته باشه خیلی جای خوبی نیست. من می خواستم نیروی انسانی شرکت را جز ویژگی های خوب این شرکت بیارم اما اتفاقاتی افتاد که در ادامه می گم باعث شد از این کار صرف نظر کنم. من روی محصولی کار می کردم که به بانک صنعت و معدن فروخته شده بود. این محصول اینقدر بی کیفیت بود که صدای بانک را درآورده بود. خلاصه توسعه محصول تقریبا متوقف شده اما ما یک محصول مشابه داشتیم که با دات نت نوشته شده بود. حالا نکته جالب اینجاست که من به عنوان برنامه نویس جاوا وارد شرکت شده بودم. بدون هیچ اعلام قبلی من را وارد تیم دات نت کردن و برای من جالب بود که منی به عنوان برنامه نویس جاوا وارد شرکت شده بودم حالا باید بشینم و دات نت یاد بگیرم. منابع انسانی نه تنها دخالتی نکرد بلکه با مدیران تیم همدست شد. اینجاست که اون نمایش های اولیه که منابع انسانی براتون می زاره و براتون اسلاید نمایش می ده , همه رنگ می بازه. نکته منفی بعدی اینه که محصولاتی که توسن می سازه اصلا کیفیت نداره. من به عنوان یه توسعه دهنده می گم اصلا برای مدیران کیفیت محصول مهم نیست. براشون فقط Done شدن تسک مهم هست. سرپرستم خودش به من گفت تسکی که انجام دادی اگر یه حالت رو پوشش می ده کافیه . تسک رو ببند بقیه اش رو تست باگ میزنه بنابراین تیم ها همه اش در حال انداختن توپ توی زمین یکدیگن. این رو هم همین جا اضافه کنم پس از هک شدن شرکت, شرکت به شدت به مسائل امنیتی اهمیت می ده و یکسری دسترسی ها رو گرفته. مثلا می خوای یک سری نرم افزار نصب کنی یهو مشکل امنیتی پیش میاد. اینجاست که تو به نرم افزار احتیاج داری ولی نمی تونی نصب کنی. بعد اصلا هیچگونه حمایتی از طرف مدیرت دریافت نمی کنی. باید خودت بیفتی دنبال کارت بری با تیم امنیت صحبت کنی آخرشم هیچی بعدش مدیرت فقط دنبال تسکشه . پس حواستون به این قضیه باشه که توانایی انداختن توپ توی زمین تیم های دیگه رو داشته باشید و البته دریافت. این برای همه تیم ها صادقه مثلا تحلیل توپ رو میندازه توی تیم تولید, تولید میندازه تو تست و همینجوری ادامه داره. نکته منفی بعدی شما به هیچ وجه نمی تونی روی حرف های منابع انسانی حسابی باز کنی. این شرکت دارای چند ساختمان هست. مثلا شما رفتی مصاحبه خیابان گاندی. بعد چند سال هم اونجا کار کردی بعد یهو میان می گن برو فلان ساختمان. کلا ساختمان جایی که کار می کنی رو تغییر میدن. تمام برنامه ریزی های زندگیت تغییر می کنه و اصلا برای شرکت مهم نیست. نکته منفی بعدی بحث ارتقا هست. دوستان شما توی این شرکت هر چند وقت یکبار مورد ارزیابی قرار می گیرید و ارتقا شغلی می گیرید. حالا شاید بگید این که خوبه ! نه ! کافیه توی این شرکت ارتقا بگیری. دیگه کوچکترین اتفاقی می افته سرپرستت همه اش اینو می کوبه توی سرت. جواب سوال های فنی تو نمی ده و یه دست آویزی می شه برای کوبیدنت. خلاصه سرتون رو درد نیارم همه چی به سرپرست و مدیر تیم ربط داره. اگر یه سرپرست حامی داشته باشید تا حدودی مشکلات شما کمتر می شه. سرپرست خود من توی هیچی حامی بچه ها نبود و فقط به فکر خودش بود. ازش سوال هم می پرسیدی توی چشمات نگاه می کرد و جوابی نمی داد. به هر حال شرکت خانوادگی هست و خود شرکت زیاد دنبال این نیست بچه ها با هم خوب باشن. دنبال یکسری سرپرست و مدیر فرمانبر هست. حالا خیلی ها این موضوع رو فهمیدن و شرکت با قرارداد امثال ما, یه قرار داد جدید عدم افشا اطلاعات امضا کرد. یکی از بندهای این قرار این بود که تو شبکه های اجتماعی بده مدیران شرکت را نباید بگیم و اگر نه شرکت می تونه از ما شکایت کنه و صد میلیون تومان وجه التزام (جریمه) بگیره. حالا شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. طلا که پاک چه منتش به خاکه! من خودم اول به توسن خیلی دید مثبتی داشتم. اما با گذشت زمان دیدم مشکلاتی که در شرکت های دیگه داشتم اینجا هم هست. فقط یه مقدار رنک ولعاب به ظاهر شرکت اضافه شده و این مسائل رقیق شده. حالا یه سری دوستان میان می گن بی انصاف نباشید. کاری نداره. اگر خواستید بیاید این شرکت حتما بگید توی قراردادتون نوع زبان نویسی که باهاش کار می کنید و ساختمانی که قرار هست کار کنید ذکر بشه. اون وقت مشخص می شه که شرکت و نیروی انسانیش چند چند هستن و من بی انصاف هستم یا نه.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
زیر بار این شرکت کار میکنم و تجربهام را اینطور بازگو میکنم: آگهیهای استخدامیشان را بهطور منظم میبینم؛ هر روز بین بیست تا سی آگهی منتشر میکنند، و از این موضوع بچشم میخورد که مدت دوام نیروها در شرکت خیلی کم است و اکثر همکاران به سرعت از جایگاهشان جدا میشوند. از لحاظ فنی شرایط جالب نیست؛ به رغم اینکه چیزی که یاد میگیریم معمولا فراموش میشود و هر چه هم که بلد باشی، انگار خسته میشوی از فراموشی. فضای کاری چندان پیشرو نیست و فضا نسبتا سمی است. مزایا نسبتا کماند و در عین حال نکات منفی بیشتری دارند و حتی مزایا هم در حال کوچکتر شدن است. امیدوارم شرکت توسN به خودش بیاید و مسائل فنی و کار را بهتر مدیریت کند.
برای مدتها شرکت توسن را بهعنوان محلی نسبتا خوب میشناختم، اما اکنون به نظر میرسد فرایند منابع انسانی با مشکلات جدی روبهروست. تیم منابع انسانی را تصور میکنم که حرفهای بودن را از دست داده و بهطور منظم رزومهها را در وضعیت بررسی نگه میدارد و تا زمان آزاد بودن پوزیشن شغلی، نه رد میکند و نه تأیید. بهنظر میرسد دقیقا بررسی نمیشود و کار این تیم روشن نیست در چه راستایی پیش میرود. بارها دیدم که همان شغلها دوباره آگهی میشوند و رزومههای مرتبط همچنان بدون پاسخ میمانند، اینکه آیا بررسی میشوند یا نه، مشخص نیست و کسی رسیدگی نمیکند. بهنظر میرسد هیچ نهاد یا فردی مسئول پیگیری نیست. گاهی تنها با تغییر نام مدیرعامل، نتیجهای از ارسال دوباره رزومهها حاصل میشود تا ببینم چطور چنین روندی ادامه مییابد.
شرکت توسـن را از نگاه خودم بهصورتی صادقانه توصیف میکنم و تلاش میکنم با بیانی تازه و روان بنویسم تا پیام اصلی حفظ شود اما شکل بیان تغییر کند. بطور معمول فضای طبقهها با سروصدا و برخوردهای نامناسب همراه است و برخی همکاران با گفتار رکیک و الفاظ غیرمناسب مزاحم دیگران میشوند؛ بهویژه وضع در طبقه سوم شرایط دشواری دارد و گاهی مدیران هم به نظر میرسد تمرکز کافی ندارند. از نظر سختافزار و میز و صندلی هم اوضاع مطلوب نیست و تجهیزات تازهای ارائه نمیشود؛ ارزش لازم برای فراهم کردن امکانات بهخوبی دیده نمیشود. فضای کاری بهشدت جمعی است و میزها به هم چسبیدهاند؛ حریم خصوصی وجود ندارد و باید بهطور دم به دم با همتیمیها همنشین باشی. از منظر فنی شرکت فاقد طرح منسجم و روال مشخص است و پروژهها بهصورت کم و بیش مدیریتی هیئتی دنبال میشوند و برگشت کار یا برنامهریزی زمانبندی بهطور قابل قبول وجود ندارد. ممکن است چند ماه یا حتی سالی در مجموعه بمانی، اما به توانمندیهای فنیات به اندازه کافی توجه نمیشود. در نتیجه، این مشکلات بنیانی بهنظر میرسند و اگر رفع نشوند، خروج نیروهای موجود و روند کاهش تعادل در تیم تداوم خواهد داشت. به نظرم حضور بخش منابع انسانی برای شناسایی رفتارهای ناسالم و برخورد مناسب با آنها ضروری است تا جو کار آرامتر و قابل اعتمادتر شود.
من در شرکت توسـن، تیم توسعه سامانههای نرمافزاری نگین، تجربهای از مصاحبه جاوا داشتم. کل صحبتها نشان میدهد که آنجا روی مباحث پایهای جاوا تأکید میکنند و اکثر سوالها تئوری بود؛ حتی وقتی مصاحبه یک ساعت طول کشید و من از multithreading، collections، oop، JavaEE خوشだったم، به بحث Hibernate رسیدم که بلد نبودم. بعضی از سوالاتی که یادم میآید اینطور بودند: تفاوت string builder و string buffer، آیا میشود یک نمونه از کلاس پدر را به عنوان آرگومان به روش فرزند داد، چگونه ArrayList در ذخیرهسازی دادهها عمل میکند. در پایان مصاحبه ازم پرسیدند آیا از Spring، Docker، Angular یا Elasticsearch هم استفاده میکنید که پاسخ غیرمستقیم این بود که نه. پس از گذشت تقریبا یک ماه پیگیر منابع انسانی شرکت فهمیدم سطح من به عنوان level -5 در نظر گرفته شده و تیم مربوطه اکنون نیرویی با این سطح را نمیخواست. در نهایت من خودم هم در همان مدت جای دیگری استخدام شدم. دوستان من که برای جاوا به توسـن رزومه داده بودند، در همان بازه زمانی توانستند در شرکتهای مشابه مثل داتین جذب شوند و توسـن یا من یا همگی را رد کرد. پیش از مصاحبه با یکی از مدیران تولید توسـن هم صحبت کرده بودم و گفته بودم بیشتر Spring و Angular بلد هستم؛ گفتند که قطعا به کار میآید، اما در نهایت سرپرست تیم مصاحبهکننده به طور غیرمستقیم گفت که نه. به طور کلی این را میفهمم که برای تیمهای جاوا توسـن یا داتین کار روی کدهای جاوا و فریمورک Java EE است و کمتر با فناوریها و چالشهای فنی عمیق روبهرو میشوند؛ اغلب چالشها الگوریتمی و مربوط به ساختمان دادههاست. من دوست داشتم توسـن قبولم کند، اما وقتی همان زمان در شرکت دیگری با حقوق بالاتر کار جاوا میکردم، حالا هم در شرکت دیگری برنامهنویسی میکنم، و اینکه توسـن ردم کرد برایم جذابیت بیشتری داشت تا روزی بتوانم در آنجا مشغول به کار شوم. باید بپذیرم که توسـن از Spring، Angular، Elasticsearch، Apache Kafka، Spark و Docker خبری ندارد و حتی اگر به معماری میکروز خدمات علاقه داشته باشید هم مناسب نیست. جاوا به شدت محور است. البته شرکتهای دیگری هم وجود دارند مانند سحاب، شاپرک، همراه اول، اسنپ و خدمات انفورماتیک که به طور گسترده روی مباحث مذکور کار میکنند و کار در آنها به طور فزایندهای جذاب و چالشیتر است. در نهایت با گذشت سالها میدانم که امکان ورود به تیمهایی وجود دارد که تمام مباحثی را که گفتم پوشش میدهند، اما اگر به دنبال نتیجه سریعتری باشید، نه خیلی سریع. نکته این است که باید واقعا به جاوا تسلط کافی داشت و برای آمادهسازی قبل از کمیته جذب و مصاحبههای توسـن، منابعی مانند جافاپوینت و Tutorialspoint میتوانند کمککننده باشند. Hibernate و JavaEE هم در استخدام مفید هستند. درباره حقوق پیشنهادی هم که ارائه کردم، دقیقا همانی است که در شرکت فعلیم میگیرم، ولی توسـن به من نگفت که حقوق استخدامی چه مقداری است؛ اما گمان میکنم از ۸ میلیون به بالا شروع میشود.
در مصاحبه آغازین با ترابی حدود یک ساعت زمان صرف شد و به خاطر بینظمی منابع انسانی، حدود نیم ساعت معطل شدم که ایشان بابت این تأخیر عذرخواهی کردند. برخوردشان محترمانه بود و در کل فضای مصاحبه خوب و مثبت پیش رفت.
فردای وقتی که فرم درخواست را در سایت شرکت پر کردم با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را تنظیم کنند. به نظرم تیم منابع انسانی توسن واقعا حرفهای و منظم بود و در کل فرایند مصاحبه هیچ نقصی از آنها ندیدم. جلسه اول درباره کارهایی که در گذشته انجام داده بودم صحبت کردیم و کمی روی آنها بحث شد. بعد بیشتر به جاوا core پرداختند و تقریبا تمامی مفاهیم مهم جاوا را از من پرسیدند و روی کاغذ مسئلهای مطرح کردند تا طراحی کنم. کمتر از یک هفته بعد با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم که همان کمیته جذب است باید بیایم. به دلیل شیوع کرونا این جلسه با تاخیر به بعد از عید افتاد و اگر نبود این تأخیر، کل فرایند مصاحبهشان سه تا چهار هفته طول میکشید. تقریبا یک و نیم ماه بعد از طریق راه دور با سه نفر مصاحبه انجام شد که دو نفرشان مدیر فنی بودند و یکی از منابع انسانی بود. آنها هم از جاوا پرسشهای زیادی داشتند و درباره مدیریت تراکنشها در اسپرینگ و جاوا، و کمی هم در رابطه با دیتابیس و کوئری نوشتن. مفاهیم برای آنها اهمیت داشت ولی خیلی سختگیر و بدقول نبودند؛ افراد بااخلاق و خوشبرد نبودند. مدیر منابع انسانی هم سوالات معمولی مانند نقاط قوت و ضعف خودت را پرسید. در جلسه مشخص شد که سطح شغلی من تعیین میشود. روز بعد از طرف منابع انسانی گفتند اوکی هستی و برای دو روز بعد جلسه حقوق و مزایا را برایم تنظیم کردند تا درباره پیشنهاد شرکت صحبت کنیم. جلسه سوم تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید؛ نیم ساعت درباره مسائل منابع انسانی و یک ساعت هم درباره نحوه محاسبه حقوق و سطحبندی کارمندان و مزایا توضیح دادند. واقعا مفصل و دقیق همه چیز را روی وایتبرد نشان دادند و من فهمیدم در چه سطحی از شغل قرار دارم. راستش حقوق و مزایا خیلی جذاب نبود و گفتند معمولا هر کس حدود بیست ساعت اضافهکار در ماه انجام میدهد (ساعتهای کاری از هشت و سی تا پنج بود با نیم یا یک ساعت شناوری). همچنین رفتن به مقطع تبدیل یا ترفیع برای من زمانبر بود. از طرفی با پنج سال سابقه کاری برایم با توجه به حقوق، مناسب نبود و ترجیحا دوست داشتم حقوقم بهطور نقدی پرداخت شود تا افزایش تدریجی در طول زمان. در مجموع با تحقیقاتی که انجام داده بودم جای خوبی به نظر میرسید اما با فاصلهای که تا محل کار داشتم، انگیزهام برای کارکردن در آنجا کمتر شد. برای افراد تازهکار هم خیلی مناسب است چون فرصت یادگیری زیادی وجود دارد و برای کسانی که سالها آنجا هستند، مزایای خوبی ارائه میدهند. سطح جاوا را کامل باید بلد باشند تا بتوانند بقیه چیزها را یاد بگیرند؛ اگر در جاوا مشکلی باشد، اینجا جای یادگیری نیست. البته شرکت با استعدادهای بالا هم جذب میکند که با پایینترین سطح آغاز به کار میکنند. ویژگیهایی که برای آنها مهم بود هم به اندازه سایرجاها عمومی بود؛ اینکه بتوانی با تیم همکاری کنی.