مصاحبهای عجیب با سوالای بیربط
تجربه مصاحبه مدیر دیجیتال مارکتینگ در تولیدی قطعه کاران
عدم پذیرش.
من برای فرصت شغلی مدیر دیجیتال مارکتینگ به شرکتی فرستاده شدم که اصلاً همون چیزی نبود که انتظار داشتم. جلسهٔ اول بیشتر حول نحوهٔ کار من در شرکت قبلیم میگذشت که البته رقیب همین مجموعه محسوب میشد. سعی کردم محرمانگی را حفظ کنم و پاسخ دهم، و در پایان گفتند از صحبتهای من راضیاند و خیلی سریع ازم خواستند حضوری بیام. آدینهٔ صبح تماس گرفتند و گفتند همان عصر ساعت سه بیام. من گفتم ساعت چهار بهتر است، اما گفتند امکان ندارد. خودم رسیدم و تا ساعت چهار در لابی دفتر شرکت منتظر بودم تا با یکی از مدیران ارشد مصاحبه کنم. سؤالات بهشدت غیر معمول و بیربط بودند: آشپزی میدانی؟ سبزیهای مخصوصی که برای ماهی شکمپر استفاده میشود را میشناسی؟ اگر فردا در تصادف جان بدهی، به خانوادهات خواهی گفت یا نه؟ به روح و باورهایت اعتقادی داری؟ بعد از آن مصاحبهٔ عجیب گفتند صبر کن تا با مدیر منابع انسانی هم صحبت کنم. بیست دقیقه طول کشید تا آمدند و گفتند برای جلسهای فوری ضرور است و باید بروی و بعداً تماس میگیریم. دیگر هیچوقت تماس نگرفتند. حتى نفهمیدم آیا بهخاطر بلد نبودنِ سبزیهای ماهی شکمپر رد شدم یا بهخاطر سوالات دربارهٔ مرگ و روح.