مصاحبه مدیر پروژه فنی
تجربه کاری مصاحبه مدیر پروژه فنی در تپسی
امتیاز ۱.۰ از ۵.
مجموعا ۴ مصاحبه فنی داشت پروسه که به دلیل اپیدمی کرونا سه تای اول روی اسکایپ برگزار شد و فقط آخری حضوری بود. تمام مصاحبه ها فنی بودند و بیشتر تمرکز مصاحبه کنندگان روی بررسی تجربیات قبلی من بود و کمتر جزئیاتی از این نقش در کل مصاحبه ها مطرح شد. تکیه مصاحبه کنندگان در این مصاحبه ها بیشتر بر فریم ورک های چابک و نقش هایی که در آنها داشته ام بود و در حین پروسه مشخص شد که تجربه ناموفقی که در کار کردن با agile coach قبلی داشته اند آنها را تشویق کرده به سمت مدیریت پروژه کلاسیک بروند با این فرق که یک فرد با پیشینه فنی را پای کار بگذارند تا از مدیران محصول و تیم های فنی بتواند حساب کشی انجام بدهد. متاسفانه هر چه به انتهای پروسه نزدیکتر شدیم تمایلم برای قبول شغل کمتر شد چون بر خلاف انتظارم تپ سی را یک استارتاپ در حال حرکت به سمت شرکت های ساختاریافته کلاسیک درک کردم. در یکی از مراحل که در قسمت خودم اجازه طرح سئوال داشتم در خصوص فلسفه تعریف این نقش صحبت کردم و معلوم شد که دوستان به دلیل تجربه ناموفق همکاری با یک agile coach تصمیم گرفته اند به سمت کنترل پروژه کلاسیک و اینها بروند. در مصاحبه آخر هم که با ارشدترین فرد در حوزه محصولات تپ سی برگزار شد من سعی کردم بفهمم که openness ای برای بهبود فرایند در این نقش وجود دارد که مشخصا mind set مصاحبه کننده که در واقع قرار بود رئیس مستقیم من هم باشد اساسا با این مقولات بیگانه به نظر میرسید. به نظرم قبل از اقدام برای شغل مشخصی قبلا از کسانی که در آنجا کار کرده اند و یا مشغول به کارند پرس و جو داشته باشید و اگر دنبال کسب تجربه های شگفت انگیز در دنیای چابک هستید با اپلای کردن برای این تیم مدیریتی وقت تان را تلف نکنید ویژگیهایی که براشون مهم بود: گوش به فرمان بودن ـ تنها چیزی که من از نوع هدایت فرایند احساس کردم که پاشنه آشیل درخواست همکاری ام هم شد
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در مصاحبهای که برای شرکت تپسی رفتم، سه مرحله به نظر میرسید ولی من فقط به فاز اول رسیدم. در آن جلسه، یک سوال الگوریتمی به من داده شد و از من خواسته شد پاسخش را ارائه دهم؛ واقعا سوال دشواری بود و بهطور قطع از کسی که تجربهی حل مسئله با رویکرد ACM ندارد انتظار موفقیت نمیرفت، اما من با راهنمایی مصاحبهگر گام به گام پیش رفتم و از دید خودم عملکرد خوبی داشتم. این مرحله حدودا یک ساعت و نیم طول کشید؛ در آغاز، با گپی کوتاه درباره رزومه و پروژههایی که انجام دادهام آغاز شد، درباره تپسی توضیحاتی داده شد و بحثهایی مشابه آن مطرح شد، از جمله مسائل حقوقی و مزایا. تصمیم بر این بود که ظرف دو تا سه روز آینده نتایج را اعلام کنند، اما مدتی طولانی است که خبری نشده است و هنوز تماس نگرفتهاند. اگر تجربهای در سیستمهای با بار بالا و کار در کسبوکارهای B۲C ندارید، ممکن است خیلی سریع با طرح یک سوال الگوریتمی شما را رد کنند؛ برای من چنین اتفاقی افتاد. کل پلتفرمشان بر پایه node.js است و طبیعی است که کسی که با این پلتفرم یا پلتفرمهای مشابه کار نکرده باشد، شانسی برای موفقیت چندانی نداشته باشد.
به نظرم برای مأموریت فروش این شرکت مناسب نیست که با سابقههای مختلف به فردی پیشنهاد بدهند، چون تجربه مصاحبه به شکل اتفاقی و بیبرنامه بود و تمرکز کمی روی ویژگیهای واقعی لازم داشت. مصاحبه تنها با معرفی یکی از همکاران آغاز شد و در ادامه هم همان فرد بهطور جداگانه خودش را معرفی کرد و از سوابق کاریاش صحبت کرد. در حالی که این سوابق در رزومهها وجود داشتند، هیچ توجهی به آنها نشد و روند جلسه کسلکننده به نظر میرسید. شدت گرما در سالن بیتهویه بود و فضای نشستن مناسبی وجود نداشت و حتی درب ورودی شرکت هم به اندازه کافی تراکم داشت. حضور در یک مصاحبه گروهی به جای تکبهتک بودن، من را غافلگیر کرد. برای این شغل، به شخصی با تجربه کاری مناسب پیشنهاد نمیکنم و مناسب کسانی است که میخواهند کار خود را در حیطه فروش آغاز کنند. دادن پیشنهاد چنین کار خیابانی بدون توجه به سابقه فرد درست نیست؛ با همه اینها، فرایند حدودا یک ساعته معطلی و مصاحبه دستهجمعی هیچگونه نتیجهای پیشنهاد نمیداد. ویژگیهای مهم برایشان مشخص نبود: چیزی مشخص نشده بود.
توی مصاحبه، ابتدا متوجه شدم زمانبندی بههم خورده بود و قرار بود کار interview را انجام بدهیم اما بیش از چهل دقیقه معطل شدم تا یکی از مدیران برای مصاحبه حاضر شد. برخوردش خیلی سرد و خشک بود و هیچچیز گرمایی از طرف او دیده نمیشد. هرچقدر هم سعی کردم فضا را کمی دوستانه کنم، حس سردی او تغییری نکرد. پرسشها به صورت تخصصی در حوزهای که مدنظرشان بود مطرح شد و نزدیک به نیم ساعت بحث تخصصی در جریان بود. در پایان گفتند که به این موضوع مسلطام و برویم سراغ کیس. سؤالی مطرح شد و حدود یک ربع فرصت داده شد تا من بررسی کنم و نظرم را بدهم. نظرمو گفتم و باورم این بود که درست است؛ با چند نفر دیگر هم صحبت کردم تا صحتش را بسنجند و تأیید کردند. نهایتا تصمیم بر این شد که مرحله بعد مصاحبه با زبان انگلیسی و با یک مدل رفتار سطح سه/سیلول هندى انجام شود، اما این اتفاق نیفتاد و خبری به من ندادند. رفتار بهظاهر غیرمنصفانه و بیاحترامی که دیدم واقعا ناراحتکننده بود. هنوز هم یاد سردی و خشکی بیجا و شدید اون برخورد میافتم و حس بدی نسبت به تجربه داشتم.
در نخستین بخش فنی مصاحبه با یکی از برنامهنویسان ارشد شرکت روبهرو شدم. رفتار او جدی اما کاملا محترمانه بود. ابتدا درباره تواناییهای برنامهنویسیم و وقتهایی که برای هر مهارت صرف کرده بودم سوال شد و روش یادگیریام را و میزان کار حرفهای انجامشده با هر مهارت توضیح دادم. سپس به مباحث مهندسی اینترنت و مفاهیم بنیادین آن پرداختیم و اگر نکتهای را بلد نبودم، آن را برایم توضیح میدادند. سوالات تخصصیتر شدند و طبعا دشوارتر میشدند؛ منطق برنامهنویسی از من پرسیده میشد اما درباره سینتکس کدنویسی چیزی نگفتند، هرچند تأکید داشتند که برای این موقعیت باید به JavaScript مسلط باشم. پس از مصاحبه فنی، نوبت به گفتگو با مسئول منابع انسانی رسید. ایشان با گرمی و اخلاق مناسب صحبت را آغاز کردند. درباره مدرسه و دانشگاهی که خواندهام، رشتهای که تحصیل کردهام و اینکه چرا زمینهای که دنبال میکنم ارتباطی با رشتهام ندارد، با من صحبت کردند. یک آشنایی کوتاه از دوستی مشترک سبب شد فضا کمی صمیمیتر شود. سپس درباره آینده شغلیام سوال شد و اینکه در پنج تا ده سال آینده خودم را کجا میبینم. یک مسأله ریاضی-منطقی روی تخته مطرح شد و من شروع به حل آن کردم؛ در حین کار ایشان راهنمایی میکردند. پایان مصاحبه با خداحافظی گرم همراه بود و قرار شد از طریق دوستی که من را معرفی کرده بود، نتیجه مصاحبه به من اطلاع داده شود. برای موفقیت در مصاحبه فنی، باید در حوزهای که درخواست دادهاید قوی باشید و اصول پایه آن حوزه را نیز به خوبی مسلط باشید. در جلسه مصاحبه آرامش خود را حفظ کنید؛ ممکن است از شما بخواهند سوالات را به صورت تشریحی روی تخته حل کنید تا سطح دانش، منطق و توان مدیریت زمان و بحران شما اندازهگیری شود. چون فرصت آنچنانی برای حل مسئله وجود ندارد و ممکن است با استرس بسیاری از نکات فراموش شوند. با ذهن باز و آرام به سوالات نگاه کنید؛ مصاحبهکننده همراه شماست تا با طرز تفکر و روش فکر کردن شما آشنا شود. علیرغم تلاش، به دلیل اینکه مهارتهای لازم را به طور کامل نداشتم، پذیرفته نشدم؛ ضمن اینکه سابقه بیماری شدید نیز وجود داشت که به اطلاعشان رساندم و شاید در تصمیمگیری نهایی برای پذیرش تاثیرگذار بوده باشد، هرچند گفتند در صورت بهبود وضعیت و ارتقای مهارتها، در صورت تمایل دوباره بررسی خواهم شد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند شامل زمانشناسی بود. به حدی که هنگام ورود با راهنمایی از من خواستند در راهرو منتظر بمانم. مصاحبهکننده با کمی تاخیر رسید و گفت گمان کردهاند تأخیر از جانب من بوده است. توضیح دادم که زودتر رسیدهام و قبل از جلسه در راهرو نشسته بودم؛ گفتند اطلاع میدهند و منتظر بمانم، شمارهام را داشتم اما تماس نگرفتم. سپس با حراست تماس گرفته شد و نسبت به این موضوع به شدت اعتراض شد. در نهایت با عذرخواهی و جدیت من را به اتاق مصاحبه دعوت کردند.
در ابتدای مصاحبه با منابع انسانی با رفتاری احترامآمیز روبهرو شدم و این رویه تا پایان جلسه حفظ شد. شرکت تپسی مصاحبه را بهطور فنی و تخصصی برگزار میکند. ساعات کاری نامشخص بود و به گفته آنها معمولا تا ساعت هشت شب ادامه داشت، و از نظر حقوقی هم با مشکلاتی روبهرو بودم.
در مصاحبه مرکز تماس کال سنتر، مرحله نخست بیشتر بر سوابق شغلی و تحصیلی و شرایط کاری تمرکز داشت و پاسخهایم خوب بود.