توسعهدهندهی نرمافزار
تجربه کاری توسعهدهندهی نرمافزار در حامی سیستم شریف
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من مشابه این تجربه رو در جابگای خدابیامرز نوشته بودم، ولی دیدم اینجا نیست، با خودم گفتم اینجا هم اضافهاش کنم؛ البته این تجربهی من برای چند سال پیش هست ولی شاید برای کسی مفید باشه و توی تصمیمگیری کمکش کنه. کمی طولانی مینویسم که مفیدتر باشه... نحوهی آشنایی من با حامی سیستم در لینکدین اتفاق افتاد، روال کار به این صورت است که افراد منابع انسانی شرکت اقدام به ارسال فلهای پیام «دعوت به همکاری» به افراد زیادی در لینکدین میکنند؛ به من هم پیام ارسال شد و اومدم برای مصاحبه فنی؛ مصاحبه نسبتا راحتی بود و من قبلا براش چیزی نخونده بودم. بعد از چند روز زنگ زدن که قبول شدی بیا مصاحبه منابع انسانی؛ رفتم و مدیر منابع انسانیش یه سری سوال پرسید و بعد هم درمورد حقوق «خالص» دریافتی حرف زد و گفت از روز اولی که میای شرکت بیمه هستی، همچنین گفت باید به اندازه یه سال حقوقت سفته بدی به شرکت. من اون موقع تجربهی زیادی نداشتم، ولی ترجمه این موارد رو عرض میکنم: حقوق خالص یعنی اینکه برات بیمه پایه رد میشه، سابقهی کاریات خراب میشه و تو که یه متخصص حساب میشی سابقهی کاری برابر با یک کارگر خواهی داشت (جسارت به کارگران عزیز نمیکنم، ولی بیمه و مزایای یک متخصص با یک غیرمتخصص به نظرم باید تفاوت داشته باشه). سفتهای که هم ازت میگیرن سفید امضا هست! اجازه نوشتن چیزی مثل بابت حسن انجام کار و چیز دیگه بهت نمیدن. خب وقتی هم رفتم شرکت، اوایل همه چیز خوب به نظر میاومد، ولی یه چیزی برام سوال بود؛ اینکه چرا آدمای زیادی دارن از شرکت خداحافظی میکنن؟ هر ماه تقریبا چند نفری خداحافظی میکردن (کل دولوپرا 30-40 نفر بود). بعد که بیشتر آشنا شدم دلیلش رو (حداقل از نظر خودم) فهمیدم، وسط پروژه، عملا شما تنها گذاشته میشی، همه میشن طلبکار از شما، از مشتری بگیر تا PO و خود مدیر عامل. مشکلی پیش بیاد کسی برای کمک کنارت نیست، در عوض خیلی راحت تقصیر به گردنت انداخته میشه، انگار مدیرای شرکت منتظرن تا اتفاق بدی بیافته و حمله کنن بهت، (شاید با این حمله خودشونو آروم میکنن که معلوم نشه که مشکل اصلی خودشون هستن که چیزی به عنوان مدیریت بلد نیستن). تحمل این این شرایط برای خیلیها سخته و اکثر افراد از یه جایی به بعد دیگه ول میکنن این چرخهی ناقص رو... به نظر من در این شرکت شما هستید و در مقابل شما مدیرعامل قرار داره، همهی افراد از مدیرفنی، صاحبمحصول، منابع انسانی و... درواقع زبان ایشون هستند و از خودشون اختیاری ندارن؛ این رو من به طور کامل درک کردم و بزرگنمایی نمیکنم. وظایف شما دربرابر شرکت بسیار زیاده از فداکاری، ازخودگذشتگی، اضافهکاری در خارج از ساعت اداری و حتی روز تعطیل، داشتن نقش دولوپر و سخنگوی شرکت در مواجهه با مشتری به صورت همزمان، کار کردن روی چندتا پروژه که ربطی بهم ندارند و چیزهای دیگه. در مقابل وظایف شرکت خلاصه میشه در حقوق و بیمه پایه، به شخصه نه پاداشی دیدم، نه وامی، نه صندوقی، نه سنواتی و نه هیچ چیز دیگه! فقط علاوه بر حقوق و بیمهی پایه، یه ماگ هم در روز تولدم بهم هدیه دادن. درخصوص حقوق هم اگه مشتری سر ماه چک نده، حقوق شما تا وصول اون پول عقب میافته (حتی 30 روز) بدون هیچ تعارفی. ختم کلام: به نظر من این شرکت برای کاری مثل دولوپ اصلا جای خوبی نیست؛ شاید پیش خودتون بگید شرکتهای زیادی هستن که روالی مشابه این شرکت دارند، ولی این دلیل نمیشه که تن بدیم به همچین شرایط بردهداری مدرنی؛ شرکتهایی با این روال و فرهنگ مریض، اگه نباشن توی صنعت IT این کشور، به جایی برنمیخوره.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
قصد داشتم برای مصاحبه کار به این شرکت بروم اما مسیر مأموریت کمی پیچیده شد؛ آنان آدرس دقیق را نمیدادند و فقط گفتند که محل شرکت کمی بالاتر از پل رومی است. فاصله تا آن نقطه زیاد بود و اگر بخواهی با پیادهروی دنبال آدرس بگردی واقعا خسته میشوی. بهطور کلی جایگاه شرکت بالاتر از آموزشگاه زبان سفیر قرار دارد.
به عنوان کارمند این شرکت، مدت زمانی که در تیم دولوپ بهطور تماموقت فعالیت میکردم بین یک تا سه سال بود و آخرین سال حضور من سال هزار و سیصد و نود و هشت شمسی را شامل میشود. این تجربه را بهگونهای که تصویر منصفانهای از فضای کار ارائه دهد، بازنویسی میکنم تا لحن و معنا حفظ شود اما ترکیب جملات و واژگان بهطور کامل نو باشد. לצ
تصمیم گرفتم تجربهمصاحبهام برای مدیر محصول در این شرکت را به زبانی تازه و طبیعی بازگو کنم. ورود به دفتر با پر کردن فرم منابع انسانی آغاز شد و بعد به اتاق مصاحبه رفتم. مصاحبه کننده با بیان کوتاهی از خود، ساختار شرکت و محصولاتش، توضیح داد که این مصاحبه برای یکی از دو سمت PM یا PO است که بستگی به توانایی من دارد. او لبخند زد و برگهای سوال کنار دستش گذاشت و گفت که همه سوالات را از من نخواهم پرسید. به طور کلی جلسه از نظر کیفیت بسیار خوب بود و آرامش جلسه بهطور چشمگیری حفظ میشد تا استرسی وجود نداشته باشد. طول جلسه دو ساعت بود و در طول مصاحبه برایم دو بار چای و قهوه آوردند. بارزترین سوال جلسه این بود که نام یک محصول که در چند روز اخیر از آن استفاده کردهام را بگویم و بعد مجموعهای سوالات ارزیابی از آن محصول مطرح شد؛ بودجهبندی، فرایند تولید، شاخصها، KPI، UI، ویژگی جدید، نحوه تعامل، مسائل کسبوکار، تحلیل، بهبود، اعضای تیم و مارکتینگ درباره آن محصول مطرح شد. نحوه پرسشها طوری بود که گویی جلسهای ایدهپردازی و پاسخگویی همزمان است. سوالاتی هم درباره چارت سازمانی و روشهای مدیریتی مانند اجایل و اسکرام پرسیده شد، و اینکه با چه نرمافزارهایی کار میکنم و تسلط دارم. در مورد انواع جلسات اسکرام مانند استندآپ میتینگ و برنامهریزی اسپرینت هم پرسش مطرح شد. یکی از سوالهای سخت این بود که دو ویژگی جدید برای محصول بخواهیم اضافه کنیم؛ چگونه انتخاب و ارزیابی میکنیم و چه کسی تصمیم میگیرد کدام ویژگی اول توسعه یابد؛ بهطور کلی پاسخ به این بخش خیلی به تجربه عملی وابسته بود. از هوش هم سوالی مطرح شد. در کل اکثر جلسات خوب بود و تنها زمانی که در آخر درباره شرایط شرکت پرسیدم، اطلاعات مشخصی از سوی شرکت ارائه نشد و به نظر میرسید بسیاری از مزایا خیلی کم مطرح شد. بهطور کلی مصاحبه از نظر حرفهای بودن خوب بود و اگر تجربه عملی قوی دارید، پاسخگویی به سوالات سخت بهنظر غیرممکن نمیرسد. انتظار سوالات روتین را نداشته باشید و برای غافلگیری آماده باشید.
در مصاحبه برای نقش توسعهدهنده اندروید با تمرکز بر طراحی پترنها و معماریها شروع شد و درباره برنامهنویسی واکنشگرا و ابزارهای رایج سوالات زیادی مطرح شد. پس از چند سوال درباره امنیت و روشهایی که از قبل میشناختم و بهکار گرفته بودم، همان روز اعلام کردند که قبول شدم. birkaç روز بعد مصاحبهای با منابع انسانی داشتم که هدف اصلی آنها ارزیابی نحوهی واکنش و مدیریت من در انواع موقعیتها بود.
جلسه اول با منابع انسانی بود که یک خانم خوش برخورد باهام صحبت کردن و یکسری سوال درباره سوابقم پرسیدن. جلسه دوم با یکی از افراد شرکت بود که یسری سوالای اینترنتی پرسید منظورم اینه که مشخص بود تو گوگل سرچ کرده “سوالات مصاحبه ux”. اخرش گفتن خبر میدن. جلسه سوم با مدیر منابع انسانی و موارد مربوط به قرارداد بود که در کل همون توضیحاتی که شرکتهای دیگه میدن رو داد که من قبول کردم و رفتم من قبول شدم و حدود یک ماه اونجا بودم مشکلی که داشت این بود که ازم خواستن یه اندازه یک سال سفته بهشون بدم اونم سفید امضا!! نمیدونم دلیلش چی بود ولی من زیر بار نرفتم و اخرش گفتن نمیتونیم باهات همکاری کنیم مورد دیگه ۲ دفتره بودنشون بود و بیمه پایه رد میشد و تمام مزایا هم بر پایه همون پایه حقوق بود یعنی سنوات و غیره یه مورد دیگه هم دیدم به جالب بود اخر ماهی که توش بودم از بچه های تیم اپ یه نظرسنجی در مورد خودشون کردن و دو نفری که از همه نمره پایین تر داشتن رو اخراج کردن! کلا روحیه تیم داغون شد. نمیدونم چرا اینجوری تعدیل میکردن
درود و احترام، تجربه اقدام به گذراندن امریه من در این سازمان: سفته سفید امضا 12 برابر دریافتی شما دوره آزمایشی نا معلوم بیان شرایط سفته بعد از گذروندن 3 مرحله مصاحبه منابع انسانی، فنی، لایو کد عدم مشخص بودن اینکه ساختار امریشون روال قانونی رسمی داره یا نه دید بالا به پایین مدیر عامل سیاست این شرکت به جای رشد، پیشرفت و ارزش آفرینی از فعالیت به استفاده که چه عرض کن سو استفاده از منابع انسانی به ویژه سربازان هست ممنون از کسایی که نظر گذاشتن و باعث آگاهی شدن. در آخر آروزی موفقیت برای همه.