برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در حسابگر پرداز غرب (اینترنت تک نت)
امتیاز ۱.۰ از ۵ (فروردین ۱۴۰۰ تا فروردین ۱۴۰۱).
در جستوجوی محیطی حرفهای و سالم برای کار در زمینه نرمافزار بودم، اما واقعا محیط شرکت به شدت نامناسب و سمی بود و چیزی جز این احساس را به من منتقل نکرد. از نظر من این تجربه، بدترین تجربه کاریام بود و از شما میخواهم با دقت بیشتری انتخاب کنید. این شرکت را برای کار نرمافزار و برنامهنویسی به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به عنوان تجربهای صادقانه و با جملهبندی تازه، اینطور دیدم که شرکت حسابگر پرداز غرب به دلیل نقش واسطهای در ارائه خدمات و محصولات، ارزش افزوده زیادی نمیآورد و به همین خاطر هم قیمت بالاست و هم کیفیت خدمات پایین است. همین دو مسئله باعث میشد نتوانم به خوبی بفروشم، به هدفهایمان نرسم و در نهایت با این که پورسانت هم نمیگرفتم، دائم تهدید به اخراج شوم. فشار و استرسی که از سمت مدیرعامل و همسرش به کل تیم وارد میشد، واقعا قابل تحمل نبود و با مرور زمان فروپاشی روانی ایجاد میکرد. روزی چند بار با احتمال اینکه از کارم اخراج شوم، چنین وضعی حس میشد. برای مثال گاهی بیوقفه به کارمندان تذکر میدادند که چرا وقت صرف سیگار میکنیم؛ در حالی که ایمیلهای مربوط به این موضوع هم مرتب دریافت میکردیم. جزو شرکتهایی بود که در مسیر رشد مالی و شغلی، موفقیت ملموسی نداشت مگر اینکه با همشهریها یا افرادی که از آنها حمایت میشدند ارتباط داشتی یا تأیید میگرفتی.
در طول دوره کاریام با این شرکت، تجربهای ناخوشایند داشتم که بهعنوان بدترین کارگاه پذیرنده تجربهام جا میزند. مدیریت از نظر من بسیار ناکارآمد بود و رفتارها کاملا حرفهای نیستند. حقوقها بهطور مرتب پرداخت نمیشدند و این موضوع شامل پورسانت و حقوقی که توافقمان بود هم میشد. گاه درخواستهای مربوط به کار غیرمنطقی به چشم میخورد و تبلیغات شرکت هم گاهی با واقعیت همسو نبود. در نهایت، این تجربه را بهعنوان یکی از بدترین گزینهها برای کار میدیدم.
شرکت حسابگر پرداز غرب برای من تجربهی کاری مطلوبی بود؛ ساعات کاری مناسب و برخورد خوبی داشتند و تا حدی از رضایتمندی من برخوردار بودم. در مقایسه با شرکتهای دیگر، مشکلاتی را که معمولا با آنها روبهرو میشدم، اینجا تجربه نکردم. سیستم امنیتی مطلوبی داشتم و رضایت داشتم، بهویژه سرعت اینترنت که اهمیتی بالاتر از همه داشت و در اینجا مشکل خاصی بابت آن احساس نکردم.
در این شرکت، با همهی دشواریها و فشارهای کاری روبهرو میشدم و تلاش میکردم تا با حفظ عزت نفس به تصمیمهای درست برسیم. تجربهای بود که برای من درسهای زیادی داشت و به شکل قابل توجهی روی نحوهی برخورد شرکت با افراد و وظایفش اثرگذار بود. با وجود چالشهای موجود، احساس میکردم هر روز فرصتهایی برای یادگیری و بهبود وجود دارد، اما گاهی فشارهای غیرمنصفانه و فضاهای غیرسازنده آرامش من را تحت تأثیر قرار میداد. در مجموع، این تجربه باعث شد تا من اهمیت حمایت تیمی و فرهنگ کار سالم را بهتر درک کنم و به دنبال محیطی باشم که به ارزشهای حرفهای پایبند باشد.