کارمند
تجربه کاری کارمند در داده پردازی فن آوا
امتیاز ۳.۰ از ۵ (بهمن ۱۳۹۷ تا بهمن ۱۳۹۸).
دوستانه، مشخص است که نظم کاری در این شرکت به شدت زیر سوال است و به خاطر مدیریتهای متنوع و گاه نامناسب واحدها، زحمات کارکنان به نتیجه نمیرسد. به نظر من انتخاب مدیران اغلب بر پایه رابطه و رانت بوده و این موضوع کارایی لازم برای پیشبرد کارهای یک ISP را کاهش داده است. از witnessing منابع مالی که بهینه مصرف نمیشوند و زمان زیادی از مشتریها به دلیل تصمیمات غیرکارشناسی تلف میشود، متوجه میشدم که پروژهها هم به دلیل نبود نظارت فنی و سرمایهگذاری مناسب، نتیجه مطلوب را نمیگیرند. این مجموعه در تعامل با نیروهای انسانی هم دشواریهایی دارد و تعدیل نیروها به شکلی که انتظار میرود، رخ میدهد و برخی پرسنل با سالها تلاش به حاشیه رانده میشوند. پرداختیها همیشه با تاخیر رو به رو بوده و حقوق به طور منظم پرداخت نمیشد، گاهی دو یا سه ماه عقب میافتاد. مزایا و پاداش هم، از یاد میرود. در کل روابط در اینجا به شدت جایگزین ضوابط شده و کارکنان با تجربه به نحو مناسبی ارج نهاده نمیشوند و روالها سردرگم است. اگر قصد همکاری دارید، به نظر میرسد چیزی برای از دست دادن نباشد چون در پایان آنچه به دست میآورید، چندان ارزشمند نیست. امید دارم روزگار بهتری در مجموعههای قویتر و منظمتر بدون رانت و با فرصتهای سالم رشد پیش رو باشد؛ چرا که چنین توصیهای را گفتن، وقتها از زندگیام گرفته است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من در یک شرکت فناوری اطلاعات کار میکردم و تجربهام از آنجا چند نکتهی منفی را نشان میدهد. اصلیترین مشکل آن نبود ثبات مدیریتی بود، چون سهامدار اصلی شرکت یکی از ارگانهای نظامی است. پرسنل تحت نظارت دائمی قائممقام و مدیر عالی هستند و از دوربینهای مداربسته برای رصد استفاده میکنند. همچنین حواشی و شایعات در محیط به شدت رایج بود و فضا به گونهای بود که حس میکردم زیرآبزنی وجود دارد. به هیچوجه به دیگری توصیه نمیکنم چنین شرکتی را برای کار انتخاب کند.
من سالی و نیم در شرکت داده پردازی فن آوا کار میکردم و تنها هدفم از ماندن، کسب تجربه کاری بود؛ به همین دلیل هم اگر چه تجربهی تلخی بود، ترجیح دادم ادامه بدهم. شیفتهای طولانی و فشار کاری بالا داشتیم و بسیار کمکی از سوی مدیران احساس نمیکردم. وقتی مریض بودم و برای مرخصی استعلاجی نامه داشتم، با پرسشهای بیپاسخ روبهرو میشدم و حتی در برخی روزها به کار فرستاده میشدم در حالی که حالم بد بود. وضعیت مدیریت و نظارت هم چندان رضایتبخش نبود؛ فقط با تاخیرهای کوتاه، جریمهی طولانی میخوردی و رفتوآمدهای کارگاهی هم به سادگی اجازه داده نمیشد، در حالی که برای رفتن به سرویس، باید از پیش مجوز میگرفتیم و زمانهای استراحت هم بهشدت محدود بود؛ گویی همه چیز تنها با رعایت کپیکارانه و بازخورد سریع مشتری جلو میرفت. جو عمومی نیز پر از گمانهزنی و حاشیه بود و گاهی پاسخگویی به مشتری برایشان اولویت نبود. دوستانی که از طریق پارتی وارد شرکت شده بودند، اغلب بازدهی کمی داشتند و تصمیم به جایگزینی افراد دیگر میگرفتند، بدون اینکه حق و حقوق کارمند واقعی را به درستی رعایت کنند. این رفتارها خلاصهای از تجربهای بود که داشتم اما برای من تجربهای با ارزش محسوب شد تا بتوانم در آینده از آن درس بگیرم.