برنامه نویس c#
تجربه کاری برنامه نویس c# در درسا رسانه هوشمند
امتیاز ۱.۰ از ۵ (آبان ۱۳۹۷ تا آبان ۱۳۹۸).
من در شرکت درسا رسانه هوشمند به عنوان برنامهنویس سیشارپ کار میکردم؛ پروژهای که با تکنولوژی Windows Form پیادهسازی شد و ساختاری مربوط به پانزده سال پیش داشت. محصولی بزرگ بود و نیازمند پیگیری مستمر. در ابتدای همکاری با هماهنگی مدیریت عامل پروژه آغاز شد و کارنامهای روشن به نظر میرسید. اما پس از سه ماه تعهدات شرکت بهطور منظم رعایت نشد، نیروها یکی یکی ترک کردند و واکنش هیئت مدیره تنها پرداخت چندماهه به همکاران بود. من بعد از ده ماه پیگیری و بررسی قرارداد، ناامید شدم و تصمیم به ترک شرکت گرفتم. در سخنان اولیه مدیرعامل نکتهای جالب وجود داشت؛ او گفت این اشتباه محاسباتی نباید ادامه یابد. این توضیح زمانی برای من معنا پیدا کرد که فهمیدم علت چنین ادعایی پس از هفت ماه روشن شد. با نقض تعهدات بیشتر از سوی مدیرعامل، من از دریافت حقوق ماه آخر صرفنظر کردم و بدون توجه به راهنماییهای برخی همکاران سابق، همکاری را قطع نمودم. این تجربه برایم درسی به همراه داشت: به برند و شرکتها بهطور صددرصد اعتماد نکنید و حتما از همکاران سابق یا افرادی که شرکت را ترک کردهاند، تحقیق کنید تا به درستی تصمیم بگیرید. یاد گرفتم که کارمندان مخصوصا با ارزشها و دستاوردهایشان هستند که باید قدر بدانند، نه فقط محل کارشان. موفق باشید
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من با درسا رسانه هوشمند کار کردم و تجربهام رو به زبان ساده و صریح تعریف میکنم تا نکات کلیدی روشن بشه. درسا تنها شرکتی بود که بدون وجود یک تیم برنامهنویسی فعال، ادعا میکرد پروژهها رو پیش میبره و کنترل کیفیت رو به طور کامل کنار گذاشت. به جای داشتن تیم با تجربه، با افراد بدون سابقه و بیتجربه در محل کارفرما همکاری میکردند و بار اصلی فشار کاری رو روی چند نفر از کارکنان قدیمی میگذاشتند. نتیجه این وضع، آسیب دیدن امنیت پروژهها و بیاعتمادی به سطح مدیریتی بود. در تجربه همکاری با این شرکت، بر خلاف انتظار، ممکن بود دانش من نسبت به دنیای اطراف تغییر کند و گاهی بیننده به یک رفتار غیرمعمول تبدیل شود. مدیریت و تیم مالی شرکت بارها تاخیر در پرداخت حقوق را تجربه میکردند و با ایجاد برخوردهای توأم با بیاحترامی، فضای کار را ناخوشایند میکردند. اخبار مربوط به تاخیر در ارائه خدمات به کارفرما هم از این جو پیوسته خارج نمیشد. روال جذب نیرو هم به گونهای بود که مدیران به دنبال افراد بیتجربه بودند و با وعدههای بیپایه و دروغهای متعددی از کارکنان سوءاستفاده میکردند. وجود باگها در نرمافزار بهخصوص به خاطر نبود تیم برنامهنویسی پایدار، گاهی به شکل نامتعارفی به نظر میرسید. به نظر من، در هر دو نوع همکاری با این شرکت، چه به عنوان کارمند و چه به عنوان کارفرما، احتمال ضرر وجود داشت. در پایان، نتیجهگیری من این است که تجربههایم نشان میدهد که این شرکت معمولا به نفع پروژهها و حقوق کارکنان عمل نمیکند و ممکن است با مشکلات عمدهای روبهرو شوید.
برای ورود به بازار کار شرکت درسا را تجربهای مفید میدانم، اما همراه با هشدارهایی که لازم است به آنها توجه کنم. شرکت درسا محیطی است که میتواند برای یادگیری و ورود به حرفه به کار بیاید، اما همان اندازه که درسا باشید، ممکن است بخشهایی از زندگیتان تحت تاثیر قرار بگیرد. جو کار با حضور افرادی که روابط شخصی را فراتر از چارچوب کاری میبینند تا حدی نامطلوب شده است و این جو بر فضای کار اثر میگذارد. برخی از همکاران تنها با داشتن رابطه به موقعیت میرسند و این موضوع با مشکلات جدی در بخشهای مختلف کار همراه میشود. نکته مثبت این است که از ابتدای کار مدیران انتظار بالایی دارند و شما باید تا نهایت توان خود تلاش کنید، حتی اگر حقوق گذشته یا تأخیرهای پرداخت وجود داشته باشد. اعتراض کنید و بگویند که قرارداد امضا کردهاید، اما گاهی اوقات آنچه پولی که وعده داده میشود نیست، را میفهمید. جایی که قراردادها نیز گاهی با اعداد و ارقام متفاوت مطرح میشود. نکته جالب این است که مدیرعامل برای کمدادن حقوق و تعدیل هزینهها، از ابزارهای مدیریتی مختلف استفاده میکند؛ گاهی میگوید نگرش مدیریتی جدیدی داریم و اضافهکاری را حذف میکند، گاهی هم میگوید شرکت به تأمین نیروهای ثابت نیازی ندارد تا حقوق پرداختی پایین بیاید. در شش ماه اول سال گاهی به نظر میرسد حقوق پرداخت نمیشود و معلوم نیست درآمد شرکت به کجا میرود؛ از طرفی سفرهای خارجی مدیرعامل همچنان پیوسته است. کارمند یا نیروی انسانی کمترین ارزش را برای شرکت دارد و حقوق و فیالجمله مزایای لازم را به آنها نمیدهند. در این شرکت هر کسی که نشان از پشتکار و جدیت بیشتری دارد، احتمال پیشرفت بیشتری مییابد. در نهایت باید بگویم مراقب آینده و زندگیتان باشید و از بودن در این شرکت به نحوی که به شما آسیب برساند، پرهیز کنید.