ویکی‌تجربهجستجو
دلپذیر
تجربهٔ کاری

کارگر تولید

تجربهٔ کاری کارگر تولید در دلپذیر — امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· کارگر تولید

سلام من حدود45روز دراین شرکت کارکردم به نظرم سرپرست هاشون اقای م اقای م کاملا ضعف زن بودن وهیچ سواد سرپرستی یا مدیریتی نداشتن و معیار انتخاب شون قیافه خوش مشربی وسن کم بود روابط سرپرست ونفر خارج ازعرف اونجا عادی بود فحاشی وبی احترامی کاملا عادی بود وچیزی به اسم تعهد و تذکر وجودنداشت همه شون فقط فکر خودشان ومنافع شون بودن هیچکس دنبال حقیقت واصلاح شرایط نبود دغدغه سرپرست فقط این بود خودشون نرن زیرسوال واقعا متاسف میشم شرکتی ک پرداختی منظمی داره دقیقا 4حقوق حسابت بود چرا باید فرهنگ سازمانی اش انقدر ضعیف وسطح پایین باشه براحتی برات حاشیه میسازن وبدون هیچ تحقیق ومنطقی تعدیل میکنند کاملا سلیقه ای وشخصی مدیران بالادست هم تلاشی برای دونستن حقیقت ندارن وفقط ب ی ارزیابی فیک ازرییس سالن اکتفا میکنند کلا بی عدالتی زیاده قصاص قبل محاکمه فراوان بیمه تکمیلی هم بعد سه ماه قرارداد برای شروع یکماه بعدا اگرصلاح دونستن سه ماه خلاصه من تنها چیزی ک ازشرکت پسندیدم پرداختی منظم بود وگرنه هیچ وقت محیطی برای ادمهای شریف باوجدان و مخصوصا خانمهای خانواده دار نیس جو مسموم وکاملا غیرحرفه ای وسلیقه ای برخورد میشه

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

دلپذیر
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

جو وفضای این شرکت طوریه که بنظرمیادمالک آن درازای دریافت ماهانه مبلغی سودوپول حق بهره برداری واداره وتمام اختیارات رابه یک پیمانکار نه چندان صالح و کاربلد وهمچنین غیرمتخصص وناشی واگذارکرده که این پیمانکارفقطباارائه گزارشات غیرواقعی ازسود وضرربه مالک شرکت وی راازروندواقعی وجریانات موجودمنحرف مینماید،

دلپذیر
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·تخصص مخفی
۳.۰
تخصص مخفی

دلپذیر رو من واقعا دوست داشتم ولی مثل هر جایی هم مزایا داشت و هم معایب. هدیه روز تولد، هدیه به مناسبت های مختلف، هر چند وقت یکبار برنج، گوشت مرغ شکر و ... به همه میداند و از این نظرات خوب بود. به کارمندان خوب میرسند ولی کارگرها نه. مثلا ناهار خوبی به کارمندا میدادند به کارگرها نمیدادند. سرویس هم همچنین. یکسری قوانین عجیب غریب هم داشتند مثلا اگه دو نفر که همکارن ازدواج کنند یکیشون اخراج میشه. سیاستشون همیشه تعدیل نیرو و انجام اون کارها با سیستم بود. پرداخت حقوق کاملا منظم و سروقت بود. بیمه کامل واریز میشد. ولی اصلا عدالتی در پرداخت نبود ممکن بود دو نفر با سمت مشابه حقوق کاملا متفاوت بگیرند. در این کارخونه پست های مدیریتی کاملا بر اساس رفاقت، روابط خانوادگی و بدون توجه به تخصص فرد تخصیص داده میشه. مثلا فردی با بالای 20 سال سابقه منابع انسانی شده بود مدیر انبار!!! مدیران ارشد باید جنبه شنیدن ناسزا و تحقیر شدن رو داشته باشند و ناراحت نشن چون در جلسات سطح بالا به راحتی به مدیران ارشد توی جلسه توهین میشه. و متاسفانه همین رفتار نامناسب باعث میشد که اون مدیر هم بیاد با تحقیر زیر دست خودش، خودشو آروم کنه و مثل دومینو این وضعیت ادامه داشته باشه. البته برخی مدیران استثنا بودند و سعی میکردند این رفتارها آسیبی به زیرمجموعه شون نزنه. ولی همین رفتارهای تحقیر آمیز باعث میشد که بعضی ها همش دنبال مقصر باشند و خیلی راحت صدای خودشونو ببرند بالا و با لحن بد با همکارشون صحبت کنند.البته همه اینطور نبودند و همکارانی داشتیم بسیار مودب موجه و خوش اخلاق. جو زیرآب زنی هم داره. و امنیت شغلی پایین مدیران میانی و ترس همیشگیشون از اینکه موقعیت خودشونو از دست بدند. مثلا صبح میرفتیم سرکاری معلوم میشد یه مدیر طی یک تصمیم ناگهانی، دیشب عوض شده بدون هیچ اعلام قبلی!!!