کارشناس فروش
تجربه کاری کارشناس فروش در دی رایانه نوین
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من بیش از یک سال در شرکت دی رایانه نوین به عنوان کارشناس فروش فعالیت کردم. دلایل زیادی برای نارضایتی داشتم؛ از کاهش حقوق گرفته تا رفتارهای برخوردی که با خندهام سر کار ساده به حساب میآوردند و با تذکرهای سریع روبهرو میشدم. اگر تصمیم به استعفا میگرفتم یا از شرایط ناراضی بودم، معمولا به سرعت به آن اشاره میشد و در برابر ترک کار فشارها افزایش مییافت و گاهی هم برای جلوگیری از خروج، از من شکایت میکردند تا خسارت مطالبه کنند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت دی رایانه نوین را به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم، چون انتظارهای سختگیرانه و ناامیدکنندهای در انتظارم بود و واقعا بهتر است که دورش را خط بکشید. ساختمان شرکت حتی یک تابلو هم ندارد و این خودش نشانی از وضعیت داخلی است. مدیریتی برخاسته از نفرهای چاپلوس و مادی، واقعا رفتارهای آزاردهندهای از خود نشان میدهند و گاهی زندگی کاری را به شکل نومیدکنندهای تحتالشعاع قرار میدهند. فرهنگ کاری اینجا هم با آنچه در دیگر اماکن تجربه میشود تفاوت زیادی دارد و به نظر میرسد از سطحیترین مسائل تا سختیهای کار به طور مداوم مشهود باشد. از نظر من، حضور در چنین محیطی بهویژه برای حرفهایها مناسب نیست و بهتر است نگاه کنید و دیگران را هم بررسی کنید؛ چراکه تعداد زیادی نام و عنوان در این شرکت وجود دارد که باعث سردرگمی میشود و همه چیز را روشن نمیکند.
به خاطر فضایی که در شرکت حکمفرمایی مدیریتی ناپایدار داشت، تصمیم گرفتم قرارداد را ترک کنم. در دوران همکاری با دی رایانه نوین، با مشکلاتی روبهرو شدم که نشان میداد سطح سرپرستی جایگاه مناسبی ندارد. سوءتفاهمهای مداوم، کمبود شفافیت در ارتباطات و کمهمسازی بین واحدها موجب بیاعتمادی و ناپایداری محیط کار شد. این عوامل نهتنها کیفیت کار را کاهش داد، بلکه رضایت شغلی را پایین آورد و فشار کاری را برای تیم بالا برد و در نهایت منجر به پایان همکاری شد.
در این شرکت احساس میکردم فضای کار بیشتر به جوی ناسالم شبیه است تا محیطی حرفهای. در همان اولین روزها متوجه شدم که مدیریت ارشد به نظر ادعای زیادی دارد اما به عمق کار و نتیجه اهمیت نمیدهد. ارتباطات داخلی پر از ابهام و بیاعتمادی بود و رفتار بسیار تند و گاهی ناسزاگونه در برابر همکاران دیده میشد. افراد با مهارتهای محدود در برخی بخشها، به جای حمایت از توسعه و یادگیری، کمتر به اشتغالزایی فکر میکردند و بیشتر به حفظ جایگاه خود میپرداختند. برخی سرپرستان بیشتر به ابراز وجود میپرداختند تا به کار Gadgets روزمره یا پشتیبانی از تیمها. وقتی دیدم مدیرعامل به واقع توانایی لازم برای هدایت تیم را ندارد، این روند اثر منفی بیشتری روی کار گروهی گذاشت و جو شرکت به سمت درگیریهای داخلی رفت. تنها در یک مورد، یکی از همکاران با سابقه فروش و بازاریابی بود که با فشار و رفتار ناپسند روبهرو شد و پس از ترک شرکت، تیم دچار افت قابل توجهی شد. نسبت به منابع انسانی، به نظر میرسید که دروغگویی و دورویی در برخی اظهارها وجود دارد و گاهی ادعاهایی غیرواقعی مطرح میشد تا دیگران را تحت فشار بگذارند. برخی همکاران با وعدههایی مبهم درباره قراردادها یا مزایا صحبت میکردند و این ابهامها موجب بیاعتمادی بیشتر شده بود. ساختار قرارداد و تداوم همکاری به نحوی نبود که از دلخوری و نگرانی پرسنل جلوگیری کند و گاه با پیگیریهای حقوقی همراه میشد. ساعتهای کاری طولانی و محدودیتهایی مانند کنترل دقیق ارتباطات و نظارتهای متعدد، فضای کار را برایم ناخوشایند کرد. شنیدن گاه گفتوگوهای خصوصی یا حضور دوربین در برخی موقعیتها احساس امنیت شغلی را کاهش میداد و این روند باعث شد تا حس کنم فضایی برای رشد حرفهای وجود ندارد. در مجموع به نظر میرسید که فرهنگ شرکت از سطح حرفهای فاصله دارد و این موضوع بر تجربه کار من تأثیر منفی گذاشت. با وجود تمام این موارد، ترجیح میدهم از بازگو کردن جنبههای منفی صرفا به شکل نقدهای شخصی خودداری کنم و به جای آن به تجربهها و یادگیریهای عملی از این تجربه اشاره کنم.
این شرکت با نامی که این روزها به خاطر نظرات منفی گسترده تغییر دادهاند، همان تایگر است و تجربههای منفی مربوط به تایگر واقعا درست هستند و مگر اینکه قرارداد با این شرکت بسته شود، به نظر من اشتباه است چون هر روز کار کردن اینجا از جهنم هم بدتر است. با این حال، تغییر مدیریت عامل تنها راه رسیدن به بهبود میافتد. اگر فکر میکنید میخواهید به این شرکت پیوسته و استخدام بشوید، بهتر است نظرات و تجربیات مربوط به تایگر را بخوانید.