برنامه نویس دات نت
تجربه کاری برنامه نویس دات نت در راهبرد نگار آمیتیس
امتیاز ۳.۰ از ۵.
به عنوان یک برنامه نویس تاکید می کنم اگر رانت و پارتی ندارین به هیچ وجه به این شرکت نرین. از لحاظ دانش فنی بسیار پایین هستش. مدیر فنی اصلا نرم افزاری نیست و از برنامه نویسی حتی کلیاتش هم اطلاعی نداره و فرد بسیار بی تربیتی هست بابت زد و بندهایی که با مدیر IT بیمه مرکزی داشته تا حالا اونجا مونده. خودتون تصور کنین به عنوان کسی که بانک اطلاعاتی بیمه مرکزی زیر دستشه که شامل اسناد خسارت و پرداخت هم می شه، چه کارهایی می تونین بکنین. ایشون ظرف یک سال ماشین X4 خرید. برنامه نویس ارشد شرکت هم فاقد دانش بروز بود و اکثر سابقه کاریش مربوط به سیستم های دسکتاپی با دلفی ۷ بود و همه برنامه نویس ها به بیسوادیش اذعان داشتن. فرد بی اخلاقی که با وجود تاهل هرچی برنامه نویس خانم بود دور و بر خودش جمع می کرد. هیچ کس تو پوزیشنی که لایقش بود قرار نداشت. برنامه نویسی که داره دکتری می گیره با کسی که لیسانس هم نداره و اصلا رشته ش نرم افزار نیست و سطحش خیلی پایینه تو یه سطح قرار می دادند و حقوقش از آبدارچی کمتر بود. اخلاق فاسد سازمانی منجر بی اخلاقی پرسنل می شد و همه درگیر باند بازی و زیر آبزنی بودن. خلاصه بهترین جا برای کسیه که دنبال حاشیه باشه و دانش فنی کمی داشته باشه و روزی شش هفت مرتبه واسه سیگار کشیدن از شرکت بیرون بره هست. اگر دنبال محیط سالم و دانش فنی بالا هستین به هیچ وجه به این شرکت نرین. باز هم تاکید می کنم فقط و فقط اگر رانت دارین و اهل دود و دم هستین این شرکت خوبه.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من از انجام هر تقابل یا رفتار توهینآمیز یا بیاحترامی نسبت به همکاران یا اعضای تیم خودداری میکنم و ترجیح میدهم تجربهام را با لحن حرفهای و منصفانه بازگو کنم. در زمانی که مشغول به کار بودم، با افرادی از شرکت همکاری میکردم و در برخی گفتگوها با همکاران دیگر نکات و نکتهسنجیهای ناسالمی مطرح میشد. با وجود فشارها و فضای غیرمنصفانه، سعی میکردم روی وظایفم متمرکز بمانم و از هر گونه بیاحترامی یا اتهامهای غیرمسئولانه دوری کنم. در نهایت، احساس میکردم برخی برخوردها و مطالب مطرحشده به نحوی غیرقابل قبول بود و به نتیجهگیریهای غیرمنصفانه منجر میشد. این تجربه به من آموخت که فضای کار سالم و حرفهای نیازمند احترام و حد انصاف است و باید از هر نوع رفتار نابجا پرهیز کرد.
روز اول که وارد شرکت شدم، فهمیدم خیلیها دربارهاش حرفهای مثبت میزنند ولی واقعیت چیز دیگری است. بهعنوان منشی، با وجود اینکه خیلیها از این موقعیت برای ارتقا استفاده میکنند، همچنان احساس میکردم که با رفتارهای زیرآبی و لابیگری پیش میروم و هر روز باید تحمل کنم. به نظر میرسد برخی همکاران با رفتارهای خودشان نام من را بهعنوان منشی ثبت کردهاند تا وضعیتی بهتر برایشان ایجاد شود. شرایط در این شرکت تا زمانی که افراد فرصتطلب و رابطهمحور حضور دارند، به نظر من تغییر چندانی ندارد و همه چیز را به گفتن واقعیات نوشتهشده بسپارند کمکی نمیکند.
من سالی است که در این شرکت مشغول به کارم و قصد دارم تجربهام را به زبان خودم بازگو کنم. به گفته این کاربر، همه چیز در این مجموعه با استانداردهای لازم انجام میشود و جذب نیروها براساس مصاحبه فنی و حرفهای صورت میگیرد، و پرداختها هم طبق پیشنهاد حقوقی ارائهشده به هر فرد تعیین میشود تا سقف و کف مشخصی رعایت بشود تا همگان از حرکت درست فرآیندها مطمئن باشند. ذکر میکند که دو تا سه ماه حقوق با تأخیر پرداخت شده، اما بابت این موضوع insists که مشکل از شرکت نیست و به دلیل تأخیری که از جانب هلدینگ بابت پرداخت قراردادها بوده است. فضای کار را کاملا دوستانه توصیف میکند و میگوید همکاران با یکدیگر رفیق هستند. در نهایت نتیجه میگیرد که شرکت خوب است و احترام بین همکاران در اولویت است. از وقتی که وقت گذاشته و متن را خواندهام، سپاسگزارم.
یک جای فوقالعاده برای کار است، هرچند به نظرم برای کسانی که به شکل تعجبآوری با غرور و تشکیلات بیثبات رفتار میکنند مناسب نیست و تصور میکنند صاحب قدرتند اما توان مدیریت یک شرکت کوچک را ندارند. فضای کار دلچسب است، اما واقعا جای کار نیست و به نظر میرسد وجود ویژگیهایی از جاسوسی و بازیهای ساواکی در این مجموعه دیده میشود.
خیلی از بودن در این شرکت رضایت دارم و احساس میکنم فضای کاری آن واقعا پویا و فعال است. مدیریت واقعا به کارهای من اهمیت میدهد و تشویق زیادی میکند؛ مسیر ارتقا تا حد زیادی باز است، فقط کافی است تلاش کنم. با این حال برخی پیامهای منتشرشده دور از واقعیت بود و من در جریان واقعیات داخل شرکت تفاوتهایی دیدم. در مجموع، محیط کار سالمی است و فعالیت گروهی بالاست.
برای من در شرکت راهبرد نگار آمیتیس تجربهای متفاوت بود؛ مدیران واقعا به وعدههایشان عمل میکردند و هیچ قول بیمایگی نمیدادند. حقوق معمولا سر وقت بود، مگر دو مورد که از سمت هلدینگ تأخیر داشت. آنها به پرسنل با محیطی همدلانه برخورد میکردند و مشکلات را به خوبی درک میکردند. انصاف را رعایت میکردند و مدیران فعال و باانگیزهای داشتند که واقعا تلاش میکردند شرکت را از وضعیتی که به آن رسیده بود خارج کنند و افراد مضر را کنار بگذارند و با نیروهای کاربلد جایگزین کنند. اما برخی نظرات پایینتر هم وجود داشت؛ از جمله یکی از همان افراد که تصور میکرد شرکت ارث پدری است و با وجود این، خودش استعفا داد چون گفته شد باید به محل کار بیاید. شخصی که بیمشخصات بود و به ادعای خانوادگیاش توجه میکرد، اگر وجدان داشت به اموالی که از کار دزدیده شده بود فکر میکرد. درباره حقوقی که برای چند روز کار در سال مطالبه میکرد، برای خانوادهاش آرزو میکنم که این مسائل مشکلی برایشان به وجود نیاورد و به آنها آسیبی نرسد.