مصاحبه طراح کمپین
تجربه کاری مصاحبه طراح کمپین در رهنما
امتیاز ۱.۰ از ۵.
مصاحبه برای فرصت طراحی کمپین را با یک گفتوگوی سازنده با مدیر منابع انسانی آغاز کردم که در آن بهطور عمیق درباره انگیزهها و ارزشهایی که برایم اهمیت دارند و فضای کار رهنما صحبت شد. او توضیحات جامع و روشنی درباره فرهنگ سازمانی، روالهای داخلی و چگونگی کار تیمها ارائه داد. پس از آن، مصاحبه با مدیر تیم برگزار شد و در نهایت گفتوگو با مدیرعامل انجام شد که به دلیل حضور نداشتن ایشان در ایران، از طریق اسکایپ صورت گرفت. در جریان جلسهها به من یادآوری شد که از موقعیت شغلی درخواستی آگاهی دارم و نکات مربوطه را مدنظر دارم.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت رهنما تجربهای از اولین گفتگوهای مصاحبه را اینطور روایت میکنم که دو مرحله داشت. مرحله نخست با حضور دو نفر از تیم منابع انسانی انجام شد؛ رفتارشان بسیار دوستانه و محترمانه بود و بیشتر آرامش و سازگاری با فرهنگ شرکت را میسنجیدند تا مهارتها بهطور مستقیم. جلسه بهطور دقیق و منظم از همان ابتدای کار آغاز شد و همان نظم و احترام در طول فرایند مشهود بود. در این جلسه هیچ فرم پرکردنی به من ارائه نشد و رزومهام بر روی تبلت موجود بود. گفتند هدف این مرحله از مصاحبه بیش از ارزیابی برای پوزیشن مشخص، سنجش تناسب من با شرکت و اینکه چه مقدار به کار تیمی و محیط کار میخورم است، نه لزوما تطبیق با عنوان شغلی خاص. همچنین توضیح دادند که اینجا مسالهی مسیر حرفهای به صورت سلسلهمراتبی دنبال نمیشود و اگر در نشان دادن علاقه و تواناییام برای کار همراستا با شرکت موفق باشم، از نظر آنها این اتفاق ارزشمند است. وقتی نشان دادم دوست دارم نتیجه کارم از هر عنوان شغلی مهمتر باشد، خیلی مثبت پاسخ دادند. همچنین گفتند احتمالا برای مرحله دوم دعوت میشوم. چند روز بعد برای دومین مرحله تماس گرفتم و قرار دیدار را تنظیم کردند. جلسه دوم با حضور همان فرد از ابتدا و همچنین دو نفر از واحد تخصصی شرکت برگزار شد؛ یکی از استارتآپهای داخلی شرکت نیز در این مرحله حضور داشت. برخلاف انتظار فنی نبود و برخوردشان همچنان جدی اما با احترام بود. شخصی که از ابتدا با من ارتباط داشت، مدام سعی میکرد آرامش و کمکردن استرس را حفظ کند. در این مرحله بیشتر به سابقههای کاری و تسکهایی که انجام دادهام و با چه سطحی راحتتریم میپرداختند و میخواستند بدانند در صورت انجام کارهای روزمره چگونه آنها را بهبود میدهم یا تغییر میدهم. پرسش جالبی که مطرح شد این بود که اگر ناچار به انجام کار روتین باشی، چگونه آن کار را انجام خواهی داد و آیا امکان بهبودش را میکنی یا نه؟ در انتهای مصاحبه پرسیدند که آیا سابقه فروش داشتهام یا خیر، و من پاسخ دادم ندارد. تقریبا با همین پرسش و پاسخ به پایان رسید. دو روز بعد همان خانمی که در ابتدا با من تماس داشت ایمیلی ارسال کرد و از من خواست رزومهام را در وضعیت رزرو نگه دارد.
در مصاحبه برای بیزینس دولپمنت، سعی میکنم با تمرکز روی سابقه کاری و مهارتهایم توضیح بدهم که چرا میتوانم مفید باشم. با اعتمادبهبنفس صحبت میکنم و از مهارتها به صورتی روشن و منظم یاد میکنم تا نشان دهم آمادهام و انتظار دارم که ارزش افزودهای برای تیم ایجاد کنم.
شرکت رهنما برای من تجربهای کمتر مطلوب بود. در این جا صدای من از بیشفافی در زمان واریز حقوق آغاز میشود و اینکه هیچ برنامهی مشخصی برای مسیر پیشرفت سازمان وجود ندارد را به چشم میبینم. رفتارها بیشتر جنبهی تبلیغی دارد تا واقعیتهای عملی، و در هر دو مرحلهی استخدام و کنارهگیری از کار، با دیدی مشابه مواجه شدم. به نظر میآید ادعاها با کارکرد واقعی تفاوت زیادی دارد و آنچه روی کاغت گفته میشود با آنچه در عمل میدیدم، فاصلهای قابل توجه داشت.
رابطهی کارم با این شرکت همواره با دغدغهای دربارهی حقوق همراه بود؛ گاهی با تاخیر چندماهه واریز میشد و هیچ ضمانتی برای تعادل حقوق وجود نداشت. امنیت شغلیم خیلی مطمئن نبود. با این حال فضای کار بهخوبی دوستانه بود و همکاران همدل و خوبی داشتم. در کل، از نظر مالی نمیشود روی آیندهی مالی آن حساب باز کرد.
برایم جای خوشایندی بود که در رهنما تجربه کاری اندروید داشتم و با وجود تمام اختلافهای کوچک، فضایی صمیمی و باکیفیت در محیط کار حس میکردم. رسیدگی به نیروها و درک نیازهای آنها واقعا خوب بود و تعادل بین کار و زندگی را هم خوب حفظ میکردند. همکاران از فرهنگ خوبی برخوردار بودند و رفتارشون دوستانه و محترمانه بود، بهعلاوه مدیریت و واحد منابع انسانی هم مطمئن و پشتیبان بودند. متأسفانه با آغاز گرانی دلار، شرایط کارگاهی هم تغییر کرد و شنیدم که شرکت توان مالی قبلی را ندارد یا با سیاستهای اقتصادی محدودتری پیش میرود؛ به همین دلیل شاید رفاه سابق را تجربه نکردیم. با این حال رهنما همیشه پتانسیل رشد و گسترش را دارد و فکر میکنم جای خوبی برای کار کردن است.
شرکت رهنما را همين طور كه به نظر میرسيدند، نمیشود از آنها انتظار خاصی داشت. اولين چیزی که میگفتم این بود که نامشان بیشتر از هر چیز به چشم میخورد و از همان ابتدای کار همه میفهمیدند که دورهی حضورشان کوتاه است و اکثر افراد به سرعت جدا میشوند. نقطه ضعفشان پرداخت حقوق است؛ به لحاظ نظم و ثبات مالي دچار بینظمیاند، طوری که هر ماه نمیشود تشخیص داد چه زمانی و به چه مقدار پول میرسد و هرکس به دیگری ارجاع میدهد تا پاسخی مناسب بگیرد. برای تسویه حساب باید منتظر باشند تا خبری از سمت آنها برسد. ظاهر شرکت ظاهرا مرتب و حرفهای است، اما در عمل ارزشی برای کارکنان قائل نیستند و تلاشی برای نگهداشتن نیروها نمیکنند. با استخدامهای سریع، به سرعت نیروها را جذب میکنند و سپس همان طور که آمدند، میروند. احساس نمیکردی مدیر مشخصی وجود دارد و منابع انسانی هم فقط نامی است و کارایی و اطلاعی از وضعیتها ندارد. شرکت به شدت پر از حاشیه است و به نظر میرسد مدیریت واحدی برای سازمان وجود ندارد. در مجموع با این ترکیب، نتیجهگیری من این است که با وجود ظاهر آراسته، فضای کاری مناسبی برای کارمندان نیست و بهتر است گول اسمشان را نخورید.